خبرنامه



جستجو کتاب

پیوند های محبوب
اعضای سایت

آدرس ایمیل



رمز عبور










عضو نیستید؟   عضویت در سایت
آمار سایت
بازدید امروز : 1667
بازدید دیروز : 557
بازدید ماه جاری : 34394
بازدید تا امروز : 743586
کاربران آنلاین : 3
    

با خرید از سایت در وقت و هزینه های خود صرفه جویی کنید ؛ کلیه کتابهای سایت با 25% تخفیف ارائه می شود

  تازه های نشر  
هیس ! دخترها فریاد نمی زنند

پوران درخشنده - میترا بهرامی
8000 تومان

آوای فاخته

جی . کی. رولینگ
حامد حسین دیزبند
13000 تومان

مرگ یزدگرد

بهرام بیضایی
6000 تومان

  بیضایی زیر بار اصلاحات نرفت/ «جانا وبلادور» توقیف شد  
سهیلا قربانی:چندی پیش ناشر اختصاصی آثار بهرام بیضایی در ایران، آخرین نمایشنامه این نویسنده را با عنوان «جانا وبلادور» برای بررسی به وزارت ارشاد فرستاد تا پس از طی شدن مراحل مجوز، نمایشنامه در اختیار علاقمندانی قرار بگیرد که موفق به تماشایِ اجرایِ این اثر در آمریکا نشدند.  
مطلع شدیم که این نمایشنامه با اصلاحاتِ صفحه ای مواجه شده و نویسنده و ناشر بخاطر ضربه نخوردن به متن، حاضر به اِعمال اصلاحات نشدند.
با شهلا لاهیجی مدیر انتشارات روشنگران درباره سرنوشت «جانا وبلادور» و تازه ترین آثار بیضایی گفتگو کردیم.
 
 
 ** با توجه به اصلاحاتی که به متن نمایشنامه «جانا و بلادور» وارد شد، گمان میکنم امیدی به چاپ این اثر در ایران نباشد...
 
متاسفانه هر چه تلاش کردیم تا توضیح بدهیم شخصیت های داستان، اسطوره ای و سمبلیک هستند، گوش شنوایی پیدا نکردیم. برایم واقعا تعجب برانگیز بود نمایشنامه ای که درآمیختن و جنگ بین چهار عنصر تشکیل دهنده نظام هستی را روایت میکند چرا باید با اصلاحات صفحه ای روبرو شود! امیدوارم روزی برسد تا اثر ارزشمندی که بارها در آن سوی دنیا اجرا شده و دنیا آن را تحسین کرده، منتشر کنیم و از خواندنش محروم نشویم.  
 
** در جایی عنوان کرده بودید اگر این اثر امکان چاپ پیدا نکند شاید در فضای مجازی آن را منتشر کنید. آیا واقعا قصد انجام این کار را دارید؟
 
هنوز بطور قطعی مشخص نیست اما امکان دارد با ناشرین بین المللی ھمکاری کنیم. برای مخاطبان داخل ایران هم که امکان خرید کتاب را ندارند، بصورت رایگان در فضای مجازی منتشر کنیم. اما درحال حاضر برای اینکه اثری از بیضایی داشته باشیم، قصد داریم نمایشنامه های ضیافت، میراث و سلطان مار که پیشتر در دیوان نمایش 1 و 2 چاپ شده بودند، بصورت نمایشنامه ای مستقل منتشر کنیم. 
 
  ** دلیل خاصی برای انتشارِ دوباره آنها دارید؟
 
بالارفتن هزینه های چاپ کتاب در ایران روی تغییر قیمت کتاب ها بی تاثیر نبوده. با آقای بیضایی صحبت کردیم تا بخاطر هزینه بالای دیوان نمایش، تعدادی از داستان های این مجموعه را جداگانه منتشر کنیم تا با قیمت کمتری در اختیار علاقمندانِ آثار بیضایی قرار بگیرد.  
 
** انتخابِ این سه داستان از دیوان نمایش بر چه اساسی بوده؟
 
«سلطان مار» از داستان های قدیمی ایران است اما دلیل خاصی برای انتخاب داستانها نداشتیم. ضمن اینکه سه نمایشنامه ی دیگر از بهرام بیضایی با عناوین «مجلس شبیه»، «داستان باورنکردنی» و «سفر به شب» دردست حروفچینی است. به محض اینکه کار حروفچینی تمام شود برای گرفتنِ مجوز به ارشاد میفرستیم. البته امیدوارم به سرنوشت «جانا وبلادور» دچار نشوند.  
 
** از سرنوشت کتابهای دیگری که برای بررسی به ارشاد فرستادید خبری دارید؟
 
تنها خبر خوش، مجوزِ کتابی بود از صدرالدین طاهری با عنوان «ایزدبانوان در فرهنگ اساطیر ایران و جهان» که در آینده ای نزدیک منتشر می شود. اما 50 عنوان کتاب در وزارت ارشاد دارم که هنوز بلاتکلیف اند و چاره ای ندارم جز صبر کردن.  


تاریخ ثبت : ۱۳۹۳/۰۶/۲۹
  شهلا لاهيجي: خواندن کتاب باعث فسق و فجور می‌شود؟!   
مدیر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان که به گفته خودش حدود 55 کتابش در توقیف هستند، با انتقاد از وضعیت نشر کتاب و تیراژ 500 نسخه‌یی آن خطاب به مسؤولان گفت: کسی با خواندن کتاب، معتاد نمی‌شود و فسق و فجور نمی‌کند. 
 
 
 شهلا لاهیجی - ناشر - در گفت‌و‌گو با خبرنگار ادبیات و نشر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، درباره انتشار کتاب‌های توقیف‌شده‌اش در زمان دولت‌های نهم و دهم گفت: برای انتشار کتاب‌هایم از جمله کتاب‌های بهرام بیضایی که هنوز در گره کور هستند با مسؤولان وزارت ارشاد در حال مذاکره هستیم. با معاون فرهنگی، مدیران کل و مسؤولان ارشاد صحبت کرده‌ام و آن‌ها در ظاهر قانع شده‌اند که کتاب‌ها مشکلی ندارند. اما وقتی زمان عمل می‌رسد، تغییر مثبتی رخ نمی‌دهد.  
 
او با بیان این که پس از تغییر دولت هنوز تحولی در زمینه انتشار کتاب ندیده است، اظهار کرد: من 55 کتاب توقیفی در ارشاد دارم. برای انتشار آن‌ها باید ببینیم مشکل از کتاب‌هاست یا از من؟ هرچند فکر می‌کنم خود آقایان هم نمی‌دانند مشکل از کجاست؟!   این ناشر سپس به سردرگمی سیاست‌های وزارت ارشاد در حوزه انتشار کتاب اشاره کرد و گفت: هرچند در زمینه انتشار کتاب قوانین درستی در ایران وجود ندارد، اما در سال 1359 از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوبه‌ای 15 ماده‌یی به تصویب رسیده که تنها دو ماده آن اجرا می‌شود و 13 ماده دیگر آن که برخی از آن‌ها شاید به نفع ناشر است، اجرا نمی‌شود. تصویب این قانون با این‌که از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی اشکال دارد و اکثر ماده‌های آن در جهت محکوم کردن ناشران است، اما متأسفانه همان چند ماده‌ای که می‌تواند کمی به ناشران کمک کند تا از محبس بیرون بیایند، مغفول مانده‌اند و تنها آن دو ماده‌ای اجرا می‌شود که به ضرر ناشران است.  
 
لاهیجی به ماده‌های مصوبه سال 1389 شورای انقلاب فرهنگی اشاره کرد که به ادعای او غیرقانونی هستند و گفت: در این مصوبه آمده است که اگر از سوی ممیزان کتابی غیرقابل چاپ اعلام شود، ناشر مجرم شناخته می‌شود. در این‌جا سؤال این است که در کجا بررس کتاب حق دارد که عمل مجرمانه تعیین کند؟ مگر قرار نیست عمل مجرمانه توسط دادگستری مشخص شود؟ هیأت نظارت بر نشر کتاب فقط می‌تواند تعیین کند که کدام کتاب خارج از قاعده عمل کرده است، اما تعیین عمل مجرمانه بر عهده آن‌ها نیست.  
 
این ناشر با بیان این‌که مشکل فعلی اجرا نشدن قانون است، به بحث ممیزی پس از انتشار اشاره کرد و گفت: حدود 32 سال است که من در فضای نشر کشور فعالیت می‌کنم و تمام خط قرمز‌ها را می‌شناسم. اعلام هم می‌کنم که مسؤولیت انتشار کتاب‌ها را خود بر عهده می‌گیرم و اگر ما کتابی منتشر کردیم که شاکی خصوصی یا عمومی پیدا کرد و مغایر با منافع ملی و شخصی دانسته شد و در هیأت نظارت هم تأیید شد، حاضریم به دادسرا برویم و پاسخ بدهیم.  
 
او با بیان این‌که از فضای فعلی نشر در کشور ناامید شده است، گفت: پس از روی کار آمدن مدیران جدید من کمی امیدوار شدم، اما حالا پس از 32 سال کم‌کم دچار یأس شده‌ام و دارم به این باور می‌رسم که مشکلات کار فرهنگ در ایران چاره‌پذیر نیست. البته همه خوب و امیدوارکننده حرف می‌زنند اما عملا چیزی که بتواند فضا را تغییر بدهد، به وجود نیامده است.  
 
این ناشر درباره دلیل توقیف و مجوز نگرفتن کتاب‌هایش گفت: هیچ‌کدام از کتاب‌هایی که من به ارشاد سپرده‌ام و چند سالی است که انتشار آن‌ها توقیف شده است، مطابق مصوبات موجود ممنوعیتی ندارند، اما من فکر می‌کنم چون کتاب‌هایم به مسائل زنان مربوط است و نسبت به اوضاع زنان حساسیت وجود دارد، دچار مشکل شده‌اند و این دیگر مشکل من نیست. من باید در مطالعات زنان چه کار کنم؟ اصلا مگر نام انتشارات من مطالعات زنان نیست؟  
 
لاهیجی اظهار کرد: تقریبا تلویحا شنیده‌ام که مسؤولان گمان می‌کنند من یک عضو سیاسی در حوزه فرهنگ هستم. از این آقایان باید پرسید که آیا من عضو حزبی هستم و یا می‌خواهم رییس‌جمهور و نماینده مجلس شوم که بخواهم کار سیاسی انجام دهم؟ من ناشرم و از نام انتشاراتی‌ام مشخص است که باید در حوزه زنان و مسائل مربوط به آن‌ها کار کنم. حتی من در حوزه زنان مخالف بسیاری از تندروی‌ها هستم و معتقدم که مردان دشمن زنان نیستند. تنها قوانینی در کشور وجود دارد که نه خواست زنان است و نه مردان و هر دو این گروه به خاطر ضعف در این قوانین ضربه می‌خورند.   او با بیان این‌که نپرداختن و کتاب منتشر نکردن در مورد زنان وجهه ایران را در جهان پایین می‌آورد، اظهار کرد: این موضوع می‌تواند حتی به مسائل داخلی کشور ضربه بزند و عملا میل به بیرون گذاشتن زنان به حضور در جامعه را دامن بزند. برخی ظاهرا فراموش کرده‌اند که ما در قرن 21 زندگی می‌کنیم و نمی‌توانیم در جامعه تیغه بکشیم. ما یگانه مردم جهان نیستیم که در این دنیا زندگی می‌کنیم. آقایان باید بپذیرند که نوع سیاست‌های مسؤولان فرهنگی در نهایت به نفع مردم نیست.  
 
این ناشر به دوران اصلاحات و نقش مجلس درقانون‌گذاری درحوزه زنان در این دوره اشاره کرد و گفت: یکی از کتاب‌های ما که توقیف شده وضعیت حرکت زنان در سال‌های بین دهه‌های 70 و 80 یعنی سال‌های 78 تا 84 را نشان می‌دهد. البته این به معنای این نیست که ما حرکت زنان در دوره اصلاحات را نشانه‌ گرفته‌ایم. اتفاقا در دوره اول دولت اصلاحات بدترین قوانین علیه زن تصویب شد و در دوره دوم نیز با این‌که می‌توانست بهترین دوره باشد، اما متأسفانه آقایان آن‌قدر درگیر مسائل سیاسی شدند که از مسائل اجتماعی دور شدند و عملا در حوزه سیاست هم ناموفق بودند. این نشان داد که سیاسیون شناخت کافی برای تشخیص ندارند و این هم عملا به ضرر ما تمام شد.  
 
لاهیجی افزود: ما با این‌که به قانون موجود در حوزه انتشار کتاب اعتراض داریم و معتقدیم برخی از ماده‌های آن اشتباه است اما با این حال اگر قانون اعلام شود و آن را معرفی کنند بسیاری از مشکلات برطرف می‌شود. نمی‌شود با یک حرف در یک گوشه از ایران کتابی را که مجوز قانونی از وزارت ارشاد گرفته، توقیف کرد. اصلا وقتی کتابی مجوز انتشار می‌گیرد، دیگر به وزارت ارشاد مربوط نیست و بحث‌های مربوط به آن باید در قانون تجارت دنبال شود.  
 
این فعال فرهنگی در پایان با بیان این‌که چرا کسی در این جامعه پاسخگوی رسیدن تیراژ کتاب به 500 نسخه نیست اظهار کرد: چرا کسی متوجه نیست که مردم ایران بر اثر نخواندن کتاب در حال جدا شدن از فرهنگ جهانی هستند؟! این مسائل به پرستیژ ما در جهان لطمه وارد می‌کند. سن من آن‌قدر هست که بدانم خط قرمز‌ها چیست. چرا کسی نیست که به آقایان بگوید حوزه فرهنگ آن‌قدر خطرناک نیست، کسی با خواندن کتاب معتاد نمی‌شود و یا دست به فسق و فجور نمی‌زند. اصلا این آقایان یک نفر را نشان بدهند که با خواندن کتاب دست به فسق و فجور زده است. اصلا ببینید زندانیان از چه گروهی هستند. آیا در میان آن‌ها حتی یک نفر پیدا می‌شود که در طول زندگی‌اش کتابی خوانده باشد؟


تاریخ ثبت : ۱۳۹۳/۰۶/۲۶
  درد ناشران عمومي با دانشگاهي يكي نيست/مسئولان درباره مميزي سردرگم اند  
 
شهلا لاهیجی مدیر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان و عضو اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران در گفتگو با خبرنگار مهر، درباره موضوع انتخابات این اتحادیه که تا چندی دیگر برگزار خواهد شد و همچنین درباره مسئله ممیزی و مسائل مبتلا به ناشران عمومی و دانشگاهی، گفت: اگر بخواهم به این موضوعات بپردازم، باید ابتدا از ممیزی آغاز کنم. مشکلی که ما درباره مسئله‌ای به نام ممیزی داریم، در حقیقت همانقدر که دغدغه ناشران است، دغدغه ارشاد هم هست. یعنی به نظرم، مسئولان دچار یک سردرگمی هستند و نمی‌دانند که چه کنند؟ شاید به خاطر فشارهای بیرونی باشد که باعث شده دوستان ندانند که خط قرمز کجاست و متاسفانه به توصیه‌های ما که در این زمینه بر اساس تجربه‌هایمان می‌گوئیم، گوش نکنند.  
 
وی افزود: در سال‌های دولت آقای احمدی‌نژاد هرگز از انتشارات ما شکایتی نشد. این نشان می‌دهد که ما روشی را به درستی انتخاب کرده‌ایم که باعث شد هیچ مشکلی ایجاد نشود. اما از بعد از دولت پیشین، گویی از همین مقدار هم می‌ترسند. من ناچارم به این موضوع اشاره کنم چون بسیاری از ناشران به این نکته اشاره کرده‌اند که در این دوره، کتاب‌هایی چاپ شده‌اند که اصلاً فکر نمی‌کردند که چاپ شوند. با این وجود از 55 کتاب نشر من و یک سری از کتاب‌هایم که ممنوع اعلام شدند، خبری نیست.  
 
این ناشر در ادامه گفت: من فرد پیگیری هستم و گاهی از میزان مزاحمتی که برای دوستان ارشاد ایجاد می‌کنم، خجالت می‌کشم و البته آن‌ها هم متعاقباً از رفت و آمدهای بی‌نتیجه من و این به تعویق انداختن‌ها، خجالت می‌کشند. یعنی روال کار تبدیل به وعده امروز به فردا و فردا به پس فردا شده است. بنابراین این مشکل چگونه می‌خواهد حل شود؟ رئیس جمهور کشورمان اعلام می‌کند که در این مملکت به قانون عمل نمی‌شود. من هم که یک شهروند معمولی هستم، معتقدم که قانون اجرا نمی‌شود. اجرای قانون وظیفه رئیس جمهور است اما نه از این طرف خبری است نه از طرف دیگر و هیچ کس به قانون عمل نمی‌کند. یعنی در یک کشمکش بی‌قانونی قرار داریم که باعث مضمحل شدن هر دو طرف شده و در واقع همه ما مشغول بریدن شاخه‌ای هستیم که همه روی آن نشسته‌ایم.  
 
لاهیجی گفت: سال‌ها با مسئولان ارشاد این بحث را داشتیم که شما خلاف مصوبه اول شورای عالی انقلاب فرهنگی، عمل می‌کنید و آنها هم می‌گفتند که عملشان مطابق قانون است. در نهایت متوجه شدند که حق با ما بود و در اواخر دوره آقای احمدی‌نژاد، مصوبه دومی را تعریف کردند و در آن گفتند که ارشاد حق دارد کتاب را پیش از انتشار بررسی کند. بگذریم از اینکه در آن مصوبه اشاره‌هایی به مجرم بودن هم شده بود. اما این، عیناً در مخالفت با قانون اساسی است. چون در مصوبه اول، وزارت ارشاد اصلاً حق نداشت به کتاب‌های ما نگاه کند. ولی وقتی رئیس جمهور می‌گوید که قانون در کشورمان اجرا نمی‌شود، من ناشر یک لاقبا چه می‌توانم بگویم و چه کار می‌توانم بکنم؟  
 
مدیر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان ادامه داد: طبق قانون، بررسی هر کتاب در ارشاد نهایتاً باید یک ماه طول بکشد. حالا باید به دنبال دلیل این واقعیت گشت که چرا کتاب‌های من ناشر با 33 سال سابقه نشر و چاپ بیش از هزار عنوان کتاب، 5 یا 6 ماه است که بلاتکلیف هستند و معلوم هم نیست که مشکلشان چیست؟ چه کسی گفته که ما حق انتقاد کردن نداریم؟ این حق را قانون اساسی به من و دیگران داده است. یک بار، یکی از مسئولان ارشاد که کلافگی من را دید، گفت «قانون برای نوشته شدن روی کاغذ است نه اجرا کردن.» خُب طبیعی است در چنین شرایطی کتاب خوب چاپ نخواهد شد. نمی‌توان ادبیات را فرمایشی کرد و من هم تا به حال در طول دوراه فعالیتم این کار را نکرده‌ام.
 
عضو اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران گفت: موردی در قانون وجود دارد که مسئولی که به کتابی ایراد وارد می‌کند، باید پای ایراد خود امضا داشته باشد اما هیچ وقت این مسئله رعایت نمی‌شود. یا اگر کتابی به دلایل معلوم - تاکید می‌کنم که در قانون به دلایل معلوم اشاره شده است - بیش از یک ماه در دست بررسی ماند، باید با امضای شخص وزیر نگه داشته شود که به این بند هم عمل نمی‌شود. نمونه دیگر این است که هیئت نظارت بر کتاب، باید اعضایی داشته باشد که همه از بیرون ارشاد باشند اما این نیز موردی است که به آن عمل نمی‌شود. از قانونی که از آن صحبت می‌کنیم، تنها یک بند اجرا شده و آن هم، این است که کتاب باید پیش از چاپش بررسی شود.  
 
لاهیجی در ادامه گفت: حالا اگر بخواهم به سوال دیگرتان درباره ممیزی و انتخابات اتحادیه پاسخ بدهم، باید بگویم که آیا ناشری را سراغ دارید که مقابل ارشاد بایستد و از رویه‌های اشتباه انتقاد کند؟ آیا وظیفه اتحادیه ناشران، دفاع از حقوق ناشران نیست؟ آیا وظیفه اتحادیه، ایجاد سهولت برای کار نشر مکتوب، ناشران و به تبع آن برای نویسندگان، ویراستاران و ... نیست؟ من نمی‌توانستم خودم را برای این انتخابات نامزد کنم اما نیمی از افرادی که کاندیدا شده‌اند، از ناشران دانشگاهی هستند. یعنی ناشرانی که اصلاً دردشان با درد ما ناشران عمومی، یکی نیست. نکته این است که باید ناشرانی کاندیدای این انتخابات بشوند که شجاع باشند و بیش از هر چیزی به نهادهای مدنی فکر کنند.  
 
این ناشر در ادامه گفت: ابتدا باید کمپین‌ها تشکیل شود که مشخص کنند کاندیداهای این انتخابات چه باید بخواهند؟ الان زمان آن است که خواسته‌ها و دردهای ناشران را در نظر بگیریم. درد ناشران چیست؟ آیا دردشان اقتصادی است؟ 500 نسخه تیراژ به معنی مرگ ناشر است و این درد با دادن کاغذ، درمان نخواهد نشد. ریشه مشکل از اینجاست که مردم نمی‌خواهند کتاب بخرند و دیدن سریال ترکیه‌ای را بر خواندن کتاب، ترجیح می‌دهند. اصل مشکل سُست شدن پایه‌های فرهنگ ما، خود متولیانش هستند. شما این مشکل را در سینما، نقاشی، هنرهای تجسمی و همه مسائلی که به فرهنگ مربوط می‌شود، می‌توانید مشاهده کنید. این ماجرا همیشه 2 طرف دارد؛ عاملان و آمران و همیشه هم به یک طرف ظلم می‌شود. بسیاری از اتفاقات و اعمالی که این روزها شاهد آن‌ها هستیم، حرام هستند.  
 
وی گفت: برای ارشاد مهم نیست که رمان خوب چاپ بشود یا نشود. برای مسئولان مهم نیست که کتابی فاخر چاپ شود یا «چه کسی پنیر مرا خورد». در حالی که این کتاب‌های سطحی، سلیقه مردم را پایین می‌آورند و موجب فاجعه فرهنگی در آینده می‌شوند. این حرف‌ها را چه کسی باید به گوش مسئولان برساند؟ من؟ من یک نفر هستم و نمی‌توانم چنین کاری کنم. این‌جاست که اهمیت اتحادیه‌ مشخص می‌شود. اتحادیه باید سخنگوی من و من‌های دیگر باشد. در آن صورت است که مسئولان متوجه می‌شوند که سدی مقابلشان هست که اگر خطا کنند، از آن‌ها سوال می‌کند نه اینکه همیشه تائیدشان کند. ناشران، به انتخابات و اتحادیه‌ای احتیاج دارند که چشم‌گوی ارشاد نباشد و مانند دوره قبل، از طرف ارشاد حمایت مالی نشود. بلکه بتواند آزادانه انتقاد کرده و جلوی اشتباهات حوزه نشر را بگیرد.


تاریخ ثبت : ۱۳۹۳/۰۶/۲۶
  گزارشي از هفتمين برنامه رونمايي از تازه هاي روشنگران   
سهیلا قربانی: هفتمين نشست از سلسله برنامه هاي روخواني از نمايشنامه هاي بهرام بيضايي به همراه معرفي تازه هاي انتشارات با حضور محمد رحمانيان، عليرضا مجابي، عصمت عباسي، طناز طباطبايي، عليرضا محمودي ايرانمهر، محمدرضا مرزوقي، سپيده محمديان، اميد روحاني، حميد فرخ نژاد، پرينوش صنيعي، نوشين خراساني، نرگس محمدي، نگار اسكندرفر، غنچه جودي،‌ طاهره صديقيان، مرجان شيرمحمدي و سهيلا فرزين نژاد در فرهنگسراي نياوران برگزار شد.
 
در ابتداي برنامه،‌ هادي سروري با همراهي گروهش، بخشي از نمايشنامه «افرا» بهرام بيضايي را اجرا كرد.
 
شهلا لاهيجي؛ مدير انتشارات روشنگران و مطالعات زنان بعد از اجراي نمايشنامه «افرا» ضمن خوشامدگويي به حاضرين گفت: «اگر بیضایی معجزه گر کلمات است، رحمانیان کسی است که در صحنه معجزه می کند.» لاهيجي با اين مقدمه از آقای رحمانیان دعوت كرد تا درباره بهرام بیضایی سخن بگويد.  
 
**‌ محمد رحمانیان: «بیضایی عصبانی نیست، او تنها يك روایتگر است»
 
دیدگاه بیضایی درباره جامعه باعث شد تا هم از سوی روشنفکران و هم از سوی دولت و منتقدان حرفه ای مورد غضب قرار بگیرد. بسياري بیضایی را متهم به جامعه ستیزی کردند. امروز به جایی رسیدیم که گاهي با خودم می گویم چرا با این جامعه نباید ستیزه کرد؟! جامعه ی تصويرشده توسط بیضایی در آثارش که افرادِ دگراندیش نسبت به زندگی با موقعیت اجتماعی متفاوت در آن زندگي ميكنند و جامعه پذيراي آنها نيست، با مشكلات زيادي روبرو مي شوند. در چنين شرايطي چرا نباید با آن جامعه ستیزه کرد؟! جامعه ي «خاطرات هنرپیشه نقش دوم» یکی از بهترین آثار بیضایی، جامعه ای است که در دست لمپن هاست و اگر نسبت به آن جامعه خوش بین نیست قهرمانش سرانجام زمانی قهرمان می شود که از این جمع کناره می گیرد و کنار مردم واقعی قرار می گیرد. درچنين اوضاعي قطعا بيضايي با آن جامعه در ستيز خواهد بود.»
 
وي در ادامه افزود: «عده اي تصور میکنند بیضایی خشم خودش را بر جامعه می نشاند، درحاليكه بیضایی عصبانی نیست، او تنها يك روایتگر است. روایتگر جامعه ای که همه ی ما در آن زندگی می کنیم. واقعيت اينست که تمام جوامع تصویر شده ی بیضایی، بی رحم و خشن است. بیضایی نسبت به شرایطی که این جامعه ی خشن به او تحمیل کرده تلخ تر شده. تا جایی که حتي مجبور به مهاجرت شد. قابل درک است که بیضایی در چنین جامعه ای تلخ تر هم مي شود. نمیدانم ایمانش را از دست داده یا نه. تنها امیدوارم هنوز ایمانی برایش باقی مانده باشد. با اين حال اطمينان دارم او مثل همیشه مانند ققنوس از خاکستر سر بر می آورد.»
 
**شهلا لاهیجي: «متاسفانه به "جانا و بلادور" مجوز ندادند!» ‌
 
در ادامه مدیر انتشارات روشنگران به آخرین اثر بهرام بیضایی با عنوان «جانا و بلادور» اشاره کرد و گفت: «متاسفانه نمایشنامه "جانا و بلادور" مجوز نگرفت و هر چه تلاش کردیم تا توضیح بدهیم شخصیت های این داستان، اسطوره ای و سمبلیک هستند گوش شنوایی پیدا نکردیم. امیدوارم روزی برسد تا اثر ارزشمندی که بارها در آمریکا اجرا شده و دنیا آن را تحسین کرده، منتشر کنیم و از خواندنش محروم نشویم. اما برای اینکه اثری از بیضایی داشته باشیم قصد داریم نمایششنامه های ضیافت، میراث، سلطان مار، داستان باورنکردنی، سفر به شب، که پیشتر مجوز گرفته بودند، منتشر کنیم.»
 
 
**شهاب کاتوزیان
 
در ادامه برنامه، كتاب «سايه هاي نور» نوشته همايون عالمي معرفي شد. اين كتاب بیانگر سیر تحول زیبایی در معماری ایران است.
 
شهاب کاتوزیان به نیابت از همايون عالمی در این جلسه حضور داشت و یاداشتی از نویسنده را درخصوص دلیل نگارش کتاب قرائت کرد. (به دلیل طولانی بودن، متن کامل این یادداشت بطور جداگانه منتشر خواهد شد.)
 
«سعی کردم فقط به طرح مسئله و تئوری نپردازم بلکه هر چه را که مطرح شده با شواهد عملی بسنجم. این گذر از تئوری به عمل و بالعکس خود مسئله مهمی را در محیط تحقیق علمی ایران مطرح میکند که تازگی دارد و باید مورد توجه بیشتر قرار گیرد. علاوه بر این تلاش کردم با سخنی ساده، مسائل را مطرح کنم که بتوانم گفتگویی با اغلب افرادی که دست اندرکار فرهنگی هستند برقرار سازم تا تنها گروهی که حرفه شان معماریست. در متن گاه از طنز، شعر و داستانسرایی استفاده شده تا خواننده از سنگینی بحث فارغ شود. به همین خاطر از همان آغاز سعی شده که مفاهیم را روشنتر بیان کنم. نقد یعنی محک زدن عنصری براساس مفاهیم مشترک. اما در معماری ایران هنوز این مفاهیم مشترک دقیقاً روشن نشده است. پس سعی من در این مقوله بیشتر تعیین و درک آن مفاهیم مشترک است که بتوان ساختمانهای گوناگون را با آن سنجید.از طرفی، تشریح سبک معماری و شهرسازی نمیتواند به گسستهای عمدی و سهوی  آثار تاریخی ما اشاره نکند. بنابراین تنظیم مفاهیم مشترک معماری ایران باید نه تنها به میراث فرهنگی باقیمانده ما، بلکه به آنچه از بین رفته نیز بپردازد.»
 
 
**بهروز پاکدامن: «سایه های نور؛ عنوانی کاربردی»
 
پاکدامن در ابتدای گفته هایش اهمیت عنوانی که مولف برای اثرش انتخاب کرده، متذکر شد و گفت: «سایه و نور در معماری ادوار مختلف، نقش تعیین کننده ای داشته است. چگونگی ارتباط معماری با نور و ایجاد سایه در فضای اطراف، و همچنین مراحل به کارگیری نور در معرفی فضاهای داخلی که شاید بتوان از آن بعنوان «تقدیس نور» یاد کرد، مورد توجه معماران بوده و هست. به همین خاطر «سایه های نور» عنوان کاربردی زیبایی است که عالمی برای این کتاب انتخاب کرده است.»
پاکدامن با اشاره به اینکه نویسنده از منابع و مراجع معتبری در نگارش کتابش بهره برده افزود: «محققان شیوه های معماری را براساس سیر و دریافت شخصی دسته بندی می کنند اما آقای عالمی برپایه یک انتخاب اصولی، از تقسیم بندی شیوه های معماری مرحوم پیرنیا استفاده کردند که خود گویای این مطلب است که تنوع اقلیمی تاثیر به سزایی در معماری ما داشته است. چراکه ثروت ما در گوناگونی اقلیمی، قابل مقایسه با کشورهای دنیا نیست. مرحوم پیرنیا به کمک شرایط اقلیمی و قوم ها، شیوه های معماری را دسته بندی کردند و همایون عالمی نیز از این اطلاعات بهره ی خوبی برد.»      
 
 
**طناز طبابایی : «هنوز یاد نگرفته ایم از حقوقمان دفاع کنیم!»
 
طباطبایی ضمن ابراز خرسندی از چاپ فیلمنامه «هیس» عنوان کرد: « متاسفانه ما در جامعه ای زندگی می کنیم که به ما یاد نداده اند چگونه باید بعنوان یک زن از حقوقمان دفاع کنیم. همیشه براساس افکار سنتی بزرگترها که سکوت و دم نزدن را به اعتراض ترجیح داده اند، پیش رفتیم و به آرامی حقوق طبیعی مان را هم فراموش کردیم. «هیس» روایتگر دردهای ناگفته ای است که به دلایل مختلف هیچوقت بیان نشدند. خانم پوران درخشنده بعنوان فیلمسازی که طرح معضلات و آسیب های اجتماعی از دغدغه های اصلی شان به شمار می رود، به سوژه ای پرداختند که همیشه مسکوت نگه داشته شده، و جسارت ایشان در نحوه طرح و بیان چنین مسئله ای قابل تحسین است.»
گفتنی است، فیلمنامه «هیس» بعنوان پروژه تحقیقاتی از سوی آکادمی اسکار به منظور مطالعه و پژوهش درخواست شده است.   
 
در ادامه کتابهای سپیده محمدیان و عصمت عباسی معرفی شد.  
 
 
**عصمت عباسی
 
بيشتر كساني كه داستان «اگر بودي ميگفتي» را خوانده اند از من مي پرسند كه چرا قهرمان داستانم را يك زن خانه دار انتخاب كردم. فكر ميكنم دليل اين پرسش، تصوير كليشه اي زن خانه داري باشد كه در ذهن اكثر مردم نقش بسته است. در اين كتاب تلاش كردم تصوير متفاوتي از دنياي خاكستري زنان خانه دار به نمايش بگذارم و نشان بدهم دنیای زنان خانه دار در چارچوب خانه و خانواده هم میتواند رنگ و عطر و بو داشته باشد. راوی داستانم با اينكه غم سنگيني در دل دارد اما تلاش میکند دنیای اطرافش را خوشرنگ ببيند و تلخي زندگي اطرافيان را كاهش بدهد.»  
 
 
**علیرضا مجابی: «سرگرمی؛ وظیفه مهم هنر و ادبیات»  
 
علیرضا مجابی که معرفی کتاب «اگر بودی میگفتی» را برعهده داشت، گفته هایش را اینگونه آغاز کرد: «به عقیده ی من همانطورکه سرگرمی و حس رضایتمندی، لازمه ی زندگی است، اگر جایگاه سرگرمی در هنر و ادبیات مشخص شود، میتوان در شرایط بهتری درباره کتاب ها صحبت کرد. یکی از بزرگترین مشکلات زنان داستان این کتاب هم در عدم رضایتی است که از زندگی دارند و برای تغییر وضع موجود، تلاش میکنند.»
وی در ادامه به چند نمونه از کهن الگوهای زنان اشاره کرد و گفت: « در این دسته بندی شاید بتوان 4 الگو برای زنان متصور شد. زن به مفهوم مطلقِ مادر، زنِ جنگاور، زنِ مذهبی، و زنِ فریبا که بزرگترین مسئله ی فرهنگ شرق و غرب است. در غرب از این مسئله سواستفاده جنسی می شود اما در شرق این ویژگی زنان بطور کلی فراموش می شود. زنِ این داستان تلاش میکند هم وظایف سنگینی که بردوشش گذاشته شده به خوبی انجام دهد و خودش را در لابلای مشکلاتش احیا کند، و هم عدم تعادلی که در 4 نقش زنان عنوان شد، به تعادل برساند. اما متاسفانه موفق نمی شود و بهترین نمونه تراژیکِ شکست خورده ی این عدم تعادل، زنِ غایبِ داستان است؛ زن جنگاور و دلاوری که بخاطر اعتقاداتش از دنیا رفته و وجود خارجی ندارد.»  
شهلا لاهیجی علاوه بر این 4 الگو، به یکی دیگر از نقش های باستانی زنان اشاره کرد و خطاب به علیرضا مجابی گفت: «شما نقش تاریخی و باستانی زن که بعنوان تغذیه گرِ انسان به آن اشاره شده، فراموش کردید. نقش تاریخیِ زن، تغذیه گری است و اسطوره زنانِ اسطوره ای، زنِ مادر است یا زنِ همیشه همسر. ولی هردو حفاظت گر آتشِ خانه هستند. این اجاقِ خانه، نگاه سمبلیک به اینست که زنان، عمودِ خانواده اند. زنی که شما می گویید دو تکه ی ناهماهنگ است درحالیکه او زنِ دیگری نیست، پاره ی دیگری از همان زن است.»
علیرضا مجابی از زبان و طنز بکاررفته در داستان بعنوان یک اتفاق خوب یاد کرد و گفت: «طنز در رمان، مقوله ی پیچیده ای است که اگر با اندیشه همراه نباشد، هر لحظه ممکن است به دره ی فکاهی سقوط کند و خوشبختانه کتاب از این مرزها با موفقیت گذر کرده است.»
وی در پایان با توجه به موضوع آزار جنسی که درباره ی کتاب «هیس» مطرح شده بود،عنوان کرد:«امروز درباره کتاب «هیس» و آزارهای جنسی صحبت شد اما متاسفانه فراموش کردیم در بخش لذت های جنسی هم با یک «هیس» بزرگ و جدی روبرو هستیم. امیدوارم روزی برسد که هنرمندان جسارتِ طرحِ این موضوع را پیدا کنند و به این مسئله بپردازند.»
 
لاهیجی با یادآوری این مسئله که در کتاب «اگر بودی میگفتی» بحث لذت جنسی مطرح نشده، از علیرضا محمودی ایرانمهر دعوت کرد تا به معرفی کتاب «چهلم» بپردازد. 
 
 
**علیرضا محمودی ایرانمهر: «زن بعنوان یک مسئله »
 
عليرضا محمودي ايرانمهر بعنوان معرفي كننده ي كتاب «چهلم» در جلسه حضور داشت. ايرانمهر داستان چهلم را به دو بخش تقسیم كرد و گفت: «بخش دوم اين كتاب پر از اتفاقات و حوادث مختلف است. اما مي توانست اين بخش هم به ظرافت نيمه اول داستان ساختار بهتري داشته باشد.»  
ايرانمهر در ادامه گفت:‌ «در كتاب "چهلم" و بسياري از كتابهاي معاصر، زن بعنوان يك مسئله مطرح شده است. البته اين مسئله مي تواند هم نقطه قوت يك اثر باشد و هم ميتواند براي بسياري از آثار آسيب زا باشد. در كتاب "چهلم" جايگاه زن در يك جامعه مدرن تعريف شده و قدرتي كه نويسنده براي زنِ شخصيت داستان قايل شده است. منشا قدرتِ زنِ داستان، جذابيت جنسي نيست بلكه زن بعنوان يك انسان مطرح مي شود. دراصل قدرت اين زن، اصالت انساني در خود دارد.»
وي در ادامه عنوان كرد: « زنِ داستان خود را اسير جذابیت جنسی و نقش بازي كردن براي يك مرد ثروتمند نكرده. بلكه قدرت او حاصل رنجی است که او را به مرز کشف چیستی خود می رساند، حاصل معرفتي که در طول مسیر داستان بدست مي آورد و این مسیر شناخت، با مرگ آغاز می شود؛ مرگی مجازی.»
وي در پايان درباره خط داستان نويسي محمديان چنين گفت: «اینکه هميشه بگوییم بد، بد است و خوب، خوب است هنری نكرديم. مهم نشان دادن چیزی است که میتواند اتفاق بیفتد. در جايي خواندم كه راه عبور از تبعیض تاکید بر حقوق سیاهپوستان نیست؛ بلکه عبور از سیاهپوست بودن به سمت انسان بودن است و این مسیری است که شاید در داستان های محمدیان درحال اتفاق افتادن است.»
 
 
**سپیده محمدیان
 
محمديان نويسنده كتابهاي «روايت حوا و خوشه گندم»، «آمدن، ماندن، رفتن» و «چهلم» صحبت هايش را اينگونه آغاز كرد: «ورودم به عرصه داستان نويسي را مديون خانم لاهيجي هستم. نوشتن هميشه دغدغه ي من بوده و هست و شايد تنها زماني است كه خودِ واقعي ام نمايان مي شود. داستان روايت حوا و خوشه گندم يك كار پژوهشي مرتبط با قتل هاي ناموسي بود. تصور كردم اين سوژه بصورت رمان مي تواند تاثير بيشتري داشته باشد. به همين دليل براي آشنايي بيشتر با رسوم جنوب، از آقاي مرزوقي و فرخ نژاد كمك بسياري گرفتم. درحال حاضر هم سرگرم نگارش كتابي با عنوان جامعه شناسي فيلم هاي اصغر فرهادي هستم و در اين راه از تجربيات دكتر قطب الدين صادقي، عمران عسگري، دكتر اجلالي و تهمينه ميلاني استفاده ميكنم.»
 
 
**محمدرضا مرزوقی:‌ « فضیلتی به نام نامیِ نافرمانی»
 
محمدرضا مرزوقي در معرفي كتاب «روايت حوا و خوشه گندم» چنين گفت: «نقطه عطف اسطوره یا افسانه ی آفرینش همان گناه اولیه است که با خوردن سیب یا گندم ممنوعه اتفاق می افتد. در واقع نافرمانی خود باعث گناه می شود.شايد بد نيست نتیجه گیری اسطوره آفرینش را با وام گرفتن از کتاب "نامه به کودکی که هرگز زاده نشد" اوریانا فالاچی صرفا به یک کلمه که در زبان فارسی بسیار خوش آهنگ و البته همیشه بد سرنوشت بوده خلاصه کنم: نافرمانی. یا فضیلتی به نام نامی نافرمانی. حوا فضیلتی را به بشر آموخت که نافرمانی نامیده می شود. فضیلتی که هر چند غالبا با پایانی تلخ توام بوده اما تغییراتی اساسی در زندگی بشر رقم زده است.»
مرزوقي در ادامه افزود: « محمدیان در رمان "روایت حوا و خوشه گندم" تلاش کرده این فضیلت را در قالب داستانی امروزی برای مخاطب خود به تصویر بکشد. هر چند مثل همیشه این نافرمانی نیز با پایان تلخ سرنوشت غزال همراه می شود. سرنوشتی که با خشونتی موروثی توام شده و شاید به همین دلیل است که این خشونت دائم خود را بازیافت و باز تولید می کند. البته نافرمانی غزال در برابر ترسی است عشیره ای که در رگ و پی هر عضو عشیره محتوم و نهادینه شده. کندن از این ترس شجاعتی وصف ناپذیر می خواهد. یادمان باشد در نظام عشیره ای تنها زنان نیستند که قربانی قوانین خشونت آمیز می شوند. گاه مردان بیش از زنان پادافره این خشونت بی دلیل اما قانونی را با عمل اجباری خود می پردازند.»‌  
وي در پايان گفت: «آنچه در رمان "روایت حوا و خوشه گندم" برایم جالب توجه آمد اقدامی است که غزال به آن می اندیشد و سرانجام تن به آن میدهد. رفتن. کوچ کردن. کندن از شرایطی که دارد نابودت می کند و رسیدن به شرایطی شاید ایده آل تر. اگر در طول تاریخ اسطوره کوچ عملی مردانه بوده، برای زنی که می خواهد جهانی تازه تجربه کند تبدیل به مفری برای نجات و رسیدن به آینده ای روشن می شود. هر چند این آینده ی محتوم سرانجام به مرگ زن منتهی می شود.»      


تاریخ ثبت : ۱۳۹۳/۰۶/۱۹
  طناز طباطبایی: چرا بايد زير بار ظلم و ستم و تجاوز دم بر نياورد؟!   
سایت روشنگران: انتشارات روشنگران و مطالعات زنان روز یکشنبه 16 شهریورماه ساعت 16 طی برنامه ای در فرهنگسرای نیاوران از 6 کتاب خود رونمایی میکند و محمد رحمانیان؛ نویسنده و کارگردان تئاتر نيز در ارتباط با بهرام بیضایی و آثارش صحبت خواهد کرد.
براي آشنايي بيشتر با مولفان و منتقدانی كه اقدام به معرفي اين آثار مي كنند بصورت اجمالي نگاهي داشتيم به فعاليت هاي مهم آنان در عرصه فرهنگ و هنر.
در بخش اول، بیوگرافی مولف و معرفی کننده کتاب «سایه های نور» منتشر شد و در این بخش یادداشتی از طناز طباطبایی (بازیگر فیلم هیس...) که قرار است در مراسم رونمایی، در ارتباط با حضورش در فیلم «هیس...» سخن بگوید، منتشر کردیم. گفتنی است شهلا لاهیجی نیز بعنوان ناشر فیلمنامه ی «هیس...» در این برنامه صحبت خواهد کرد. در ادامه، مولف و کارشناسان آثارِ بخش داستانی نیز معرفی شده اند.    
 
 
طناز طباطبایی: چرا بايد زير بار ظلم و ستم و تجاوز دم بر نياورد؟!  
 
هيس، دخترها فرياد نميزنند؛ چرا نبايد فرياد زد؟! چرا بايد زير بار ظلم و ستم و تجاوز دم بر نياورد؟! آيا نبايد مردم را آگاه كرد؟! آيا بايد مثل خيلي از مسائلي كه در اين جامعه روي آن سرپوش گذاشته ميشود، روي آن سرپوش گذاشت، تا هر روزميزان جرم و جنايت و تجاوز به حقوق و شأن انسانيمان بيشتر و بيشتر شود؟! اين ها و ده ها سوال ديگر هر روز انگيزه قدرتمند تري مي شد، براي بازي كردن در نقش شيرين، درد كشيدن و اين درد را به نفع ارتقاء سطح آگاهي مخاطب تحمل كردن. حالا كه نتيجه را ميبينم بي نهايت خوشحالم، اين فيلم به ويژه به لحاظ مضمون ، بسيار فيلم تأمل بر انگيزيست، به پوران درخشنده وعوامل فيلم «هيس...» صميمانه خسته نباشيد ميگویم.  
 
«اگر بودی میگفتی...»
مولف: عصمت عباسی
معرفی کننده: علیرضا مجابی  
 
عصمت عباسی در رشته هنرهاي تجسمي تحصيل كرده است. او در زمينه هاي مختلف ادبي فعال بوده. از جمله فعاليتهاي وي ترجمه دو رمان از زبان فرانسه به نامهاي «فراموشي» اثر «دان تريسي» و «زني كه ديگر نبود» نوشته ي «بوالو» و «نارسه ژاك» است. عصمت عباسي درحال حاضر به ويراستاري ادبي مشغول است. اولين رمان وي به نام «اگر بودي مي گفتي» توسط نشر روشنگران و مطالعات زنان منتشر شده و هم اكنون نيز ترجمه ي كتابي از «آندره شديد» نويسنده مصري الاصل فرانسوي را به اتمام رسانده و در حال كار برروي دومين رمان خود است.    
 
 
**‌علیرضا مجابی  
علیرضا مجابی هستم. متولد برج عقرب در سال 33، زبان انگلیسی خوندم ولی به زبان فارسی. مدرکم هم قلابی نیست، چون انقلابی نیست و مربوط به قبل از انقلابه، و به همین دلیل هم بعد از انقلاب هیچ فایده ای نه برای خودم داشته و نه دیگران. پاداشیک عمر انقلابی شدن و اخراج از دانشگاه در روز 16 آذر 54.
کار هنری رو با فیلم و عکس شروع کردم در سینمای آزاد، که همه چیز بود جز سینمای آزاد! بعد خبرنگار چند روزنامه و مجله شدم که چندتاش نزدیک بود سرمو به باد بده. ولی چون بادسنج هام میزون کار میکنه و جلو عقب نمی زنه، از توفان گذشتم و در جای اصلی ام باقی ماندم، بقای عمر شما. بعد ستون طنز اجتماعی نوشتم تو چند تا مجله ی فرهنگی و خانوادگی که همه رو خندوند، بجز خودم رو. بس که تلخ و سیاه بود از نوع black comedi. همین جا بگم من خیلی زودتر از رابین ویلیامز تصمیم به خودکشی گرفتم، ولی موفق به انجامش نشدم به دلیل نقص ژنتیک. چون ژن هام همه سالم بودند و خیال مردن نداشتند.
کودک درونم همیشه از آدم بزرگ بیرونم قوی تر بود، این بود که زدم به ادبیات کودکان و هفت هشت جلد کتاب بچه ها چاپ کردم. اولی در سال 85 و در بین 750 کتاب کودک در جشنواره ی سلام، برنده ی جایزه ی اول دوسالانه ی کتاب کودک شد. کتاب «گرهی که باز شد» نشر شبآویز . نمایشگاه فرانکفورت هم رفت و ماکت شد و به چندین زبان ترجمه شد. که به قول ناشر آخرینش چینی بود. ولی کتاب درکل هیچ گرهی از زندگی منو باز نکرد و کپی رایت و بقیه ی چیزهاش رفت به جیب از ما بهتران. در سال 82 اولین مجموعه داستان من به نام «جین داریم تا جین آقای کارور»،توسط نشر پانیذ منتشر شد و همان سال به چاپ سوم رسید، چون من اصولن شلوار جین را خیلی دوست دارم و کارور در آن داستان قرب و منزلت شلوار جین را در آمریکا پایین آورده بود، آن کار پاسخی بود به داستان بعد از جین پوشیدن نوشته ی ریموندکارور. کتاب کاندید چند جایزه ی مهم ادبی هم شد اما سرش بی کلاه ماند، چون فقط درباره ی پوشیدن شلوار جین بود نه کلاه جین! درسال 85 بر اثر فشار زیاد بدبختی، کتاب «خیلی خوشبختم خانم صادقی» رو نوشتم که اولین رمان من بود در زمینه ی طنز برای نوجوانان و چون به یه سری موضوعات یواشکی و مربوط به بلوغ جنسی و عقلی در یک جامعه ی نابالغ مربوط می شد، یواشکی و فقط برای یک بار چاپ بدون استفاده از امکانات دولتی مجوزگرفت و توسط انتشارات روشنگران و مطالعات نه فقط زنان منتشر شد ومورد استقبال یواشکی قرارگرفت .تاکتاب بعدیم که طنز برای بزرگسالان بود و رمانی سیاسی بود به نام خطر آمریکا جدی است! و مثل بقیه ی کارهای من در باره ی آدم بزرگ ها...چپه شد و رفت زیر تیغ سانسور. و اگر چه رابطه با آمریکا حل و فصل شد و خط هوایی مستقیم به آمریکا در شهرهای ایران تاسیس شد، کتاب اما در اداره ی سانسور، های جک شد و علیرغم چند سال رفت و آمد و تلاش فراوان توسط نشر روشنگران هنوز که هنوزاست اجازه ی انتشار ندارد ....
این بود که من هم دیگر داستان ننوشتم و اتوماتیک منقد ادبی شدم، شروع کردم به نمد مالی کتابهای دیگران. تا ثابت کنم وقتی نشود کتاب نوشت، هنوز هم می شود نوشت، درباره ی کتاب های دیگران.    
 
 
چهلم
آمدن، ماندن، رفتن
مولف: سپیده محمدیان
معرفی کننده: علیرضا محمودی ایرانمهر  
 
 
** سپیده محمدیان
سپیده محمدیان عضو انجمن جامعه شناسان ایران است. او از سال 88 همکاری اش را در بخش داستان کوتاه با مجله گلستانه آغاز کرد. «سرازیری جهنم» و «مجمع فراموشان» عناوین آثاری است که در سال 86 نگاشته شدند اما مجوز چاپ نگرفتند. از آثار منتشر شده ی محمدیان می توان به «چهلم»، «آمدن، ماندن، رفتن»، و «روایت حوا و خوشه گندم» اشاره کرد. «‌بررسی جامعه شناختی آثار اصغر فرهادی» عنوان آخرین کار در دست تالیف وی می باشد.  
 
 
** علیرضا محمودی ایرانمهر  
از علیرضا ایرانمهر تاکنون صدها عنوان مقاله، داستان و نقد و پژوهش ادبی در نشریات تخصصی و عمومی فارسی زبان منتشر شده است. ترجمه و انتشار داستان‌هاي كوتاهي از او به زبان‌هاي انگليسي، آلماني، فرانسه، ایتالیایی، ترکی استانبولی و عربي در نشریات ادبی اروپا و آمريكا و ترکیه و لبنان نیز در کارنامه اش دیده می شود. ایرانمهر سال 86 تندیس ویژه ی برترین نویسنده ی رادیو را دریافت کرد. او علاوه بر رادیو، بعنوان نويسنده‌ي فيلمنامه‌هاي تلويزيوني و سينمايي فعال بوده. از جمله فيلم‌هاي «دلخون» به كارگرداني «محمدرضا رحماني»، «آزادراه» به کارگردانی «عباس رافعی»، «شطرنج باز» به كارگرداني «عطا الله پژهان» و «راز» به كارگرداني «سعيد اسدي». مجموعه داستان «بريم خوشگذروني»، كتاب پژوهشي ـ آموزشي «سفر باگردباد»، مجموعه داستان «ابر صورتي»، مجموعه داستانک های «کشف لحظه»، مجموعه داستان های کوتاه به زبان فرانسه با عنوان (Nuage roze)، مجموعه داستان های کوتاه به زبان انگلیسی. با عنوان (Pink Cloud) و رمان «فریدون پسر فرانک» عناوین آثاری است که از ایرانمهر منتشر شده است.  
 
 
روایت حوا و خوشه گندم
مولف: سپیده محمدیان
معرفی کننده: محمدرضا مرزوقی    
 
 
**‌ محمدرضا مرزوقی  
اولین داستان محمدرضا مرزوقی در سال 72 در سروش نوجوان چاپ شد. از سال 80 همکاری با نشر روشنگران را با چاپ رمان «عاتکه» آغاز کرد. در همین دوران مدت کوتاهی هم با پاتوق فرهنگی همکاری داشت. سال 84 رمان «تُل عاشقون» با همکاری انتشارات افق، سال 86 رمان «پسین شوم» با همکاری نشر روشنگران، سال 88 رمان «بارداری بی هنگام آقای میم» از نشر روشنگران منتشر شد. امسال نیز داستان بلند «شاهدخت بلخ» بر اساس زندگی و عشق رابعه بلخی از طریق نشر افق وارد بازار شده است. گفتنی است وی در این سال­ها جهت آشنایی کودکان و نوجوانان با محیط زیست چند داستان و مجموعه آماده کرده که برخی به چاپ رسیده اند. مرزوقی گاهی نیز در عرصه مستندسازی فعالیت میکند. از جمله مجموعه­ای مستند درباره تعزیه در جنوب ایران.    


تاریخ ثبت : ۱۳۹۳/۰۶/۱۴

سایت ساز سارا،هاست رایگان،دامنه رایگان