template_ps012

چهلم
سپیده محمدیان
1389
4000 تومان
خرید

تاراج نامه
بهرام بیضایی
1389
3000 تومان
خرید

امر وانموده
آتوسا راوش
1389
6000 تومان
خرید

زن در متون مقدس - یهود
رضا علیجانی
1389
7000 تومان
خرید

زن در متون مقدس - مسیحیت
رضا علیجانی
1389
8000 تومان
خرید

شب بوهای عمارت
اعظم ابراهیمی
1389
6000 تومان
خرید

ثبت نام در وبسایت جهت خرید اینترنتی کتاب
ورود به وبسایت جهت خرید اینترنتی کتاب

گذری بر مجموعه دفاتر شعر انتشارات روشنگران

لاهیجی: دیگر کتاب شعر چاپ نمی کنم!


سهیلا قربانی: انتشارات روشنگران که از دیرباز تا کنون در چاپ مجموعه دفاتر شعر بصورت محتاطانه و  البته سختگیرانه، در حفظ چارچوب های ضوابط آرمانی خود قدم برداشته است، شاید از نظر حجم، کارنامه ی پرباری نداشته باشد اما همکاری با شاعرانی که هرکدام با اشعارشان به نوعی درگوشه ای از خاطرات مخاطب رخنه کرده اند، تاییدی است بر کیفیت گرایی و توجه وافر این نشر به حفظ جایگاه «شعر» و مقام «شاعر». 

 

کتاب «اندوه زن بودن» نوشته ی خاطره حجازی اولین دفتر شعری بود که انتشارات روشنگران در  سال 68 منتشر کرد. رابطه ی عنوان کتاب با وضعیت موجود در اوایل انقلاب باعث جذب مخاطبان زیادی شد.

«چگونه به یاد بیاورم

تن لرزان دختران نابالغم را

چگونه به یاد بیاورم

و ته زبان پیرمردی را

ته حلقم حس نکنم

گویی من بودم که در یک شب تهیدستی

همه ی ایشان را از سر وا کردم

و من به جای همه آنها گفتم:

بله، آری، حتما.»

دو سال بعد کتاب دیگری از این شاعر تحت عنوان «مکاشفه ی حوا» توسط انتشارات روشنگران منتشر شد اما این بار گویی شاعر، اشعار این مجموعه را در پاسخی به دفتر شعر اول خود، سروده بود. چراکه اشعار این کتاب، با هدف گیری ایجاد انگیزه و شادکامی در مخاطب؛ بویژه زنان ارائه شده بودند:   

تنم بربطی است

و مرا رسالتی

در تبلیغ شادمانی و عشق

شهلا لاهیجی؛ مدیر انتشارات روشنگران در این باره می گوید: «مکاشفه ی حوا، مقارن با دوره ای سروده و منتشر شد که زنان علیرغم محدودیت های اجتماعی و فرهنگی، وارد عرصه ی نویسندگی شده بودند و در عرصه ی ادبیات اوج گرفتند. به همین دلیل می توان اینگونه عنوان کرد که اشعار این مجموعه، اشعاری «ضد اندوه» است. اما نکته توجه برانگیز در این کتاب، شعری با عنوان اندوه مرد بودن است که شاعر با سرودن آن سعی کرده از فضای اندوه بار کتاب قبلی اش فاصله بگیرد و روشنی را در «مکاشفه ی حوا» تصویر کند.»

به زنجیرهایم خیره شده ای

و باور نمیکنی گاهی

من از تو آزادترم

وقتی که می توانم گریه کنم

اما، مرد گریه نمی کند.

اندوهِ بی تاریخ و نامکتوبِ تو

به بیکاریِ پنهان می ماند.

بچه های غول آسایی که دلشان

 لک می زند برای گریستن،

اما، محکوم چترِ سایه و به تنه ی تناور خویشند.

و من از پیچکی بیزارم.

خواهران من!

چه از جانِ درخت می خواهید؟

آفتاب، مال همه است.

انتشارات روشنگران که از دیرباز تا کنون در چاپ مجموعه دفاتر شعر بصورت محتاطانه و  البته سختگیرانه، در حفظ چارچوب های ضوابط آرمانی خود قدم برداشته است، شاید از نظر حجم، کارنامه ی پرباری نداشته باشد اما همکاری با شاعرانی که هرکدام با اشعارشان به نوعی درگوشه ای از خاطرات مخاطب رخنه کرده اند، تاییدی است بر کیفیت گرایی و توجه وافر این نشر به حفظ جایگاه «شعر» و مقام «شاعر».

لاهیجی در پاسخ به این سوال که معیار اصلی و اساسی گزینش اشعار با هدف نهایی انتشار، برچه پایه ای است عنوان کرد: « علاوه بر درنظرگرفتن سلایق مخاطبان و ذائقه ی عموم جامعه در پرداخت مضمون، توجه و تسلط به اصول و مبانی سبک های شعری مورد استفاده، برایم مسئله ی حائز اهمیتی است.  ما ایرانی ها همگی به نوعی شاعر هستیم؛ البته شاعر نه به معنای «مفهوم انتقالی». مشکل بزرگ شاعران امروز، کمبود «واژگان شاعرانه» و «حس شاعرانه» است. به همین خاطر صرفا میل به شاعر بودن کافی نیست؛ سواد شاعر بودن حرف اول را می زند. قشر قابل توجهی از افرادی که برای چاپ اشعارشان به ما مراجعه می کنند، زنان و مردان تصورپذیر از شاعری هستند که علاوه بر عدم شناخت از سبک های شعری، در «فقر واژه» دست و پا می زنند. درنهایت در سال های متاخر، با یک گزاره ی خبریِ «دیگر کتاب شعر چاپ نمی کنم!» سعی کردم از ارسال حجم بالایی از مجموعه اشعاری که فاقد رعایت اصول و مبانی حرفه ای در سرودن شعر بودند، جلوگیری کنم.»

«حنجره در باد»، «بانوی تقدیر»، «بی قراری» عناوین دفاتر شعری از «مهناز آذرنیا» است که روح شاعرانه و زنانه در آثارش به زیبایی احساس می شود. شعر «جنگ» از کتاب دوزبانه (فارسی-انگلیسی) «بی قراری» انتخاب شده است: 

بچه های جنگ، خسته اند

مثل جنگلی خفته در آتش

بیرون از تبسم دریا

وقت دیر است

و زمان

در چله ی گذر

دستهای من بیگناهند

مثل همان درفش سپید

که می رقصند تنهایی را در باد

من خوشبختی را

در عادتهای ساده زندگی می بینم.

پرداخت به سوژه ی «زن» از دیگر معیارهای این انتشارات در انتخاب چاپ مجموع های شعری است. لاهیجی در این باره می گوید: «توجه به مقوله ی «زن» و جایگاهش در جامعه از دغدغه های روشنگران بوده و هست؛ روندی که از چاپ اولین کتاب شعرمان با عنوان «اندوه زن بودن» برای آن ارزش قائل شدیم و فارغ از کتاب های شعر، تا امروز در اکثر آثار روشنگران به وضوح دیده می شود.»  

غزل تاجبخش شاعره ی توانمندی است که در «کهن سرایی» و «نوسرایی»، اشعار قابل تاملی را در قالب کتاب هایی چون «زن ای همچو من» و «سنگ و شقایق» سروده است.

در این سیاه و تلخ که اسمش شب من است

یک دست سرد می چکد از در که بی تن است

آن دستِ سردِ چکیده کلید چراغ زد

یعنی که روشنایی این خانه با من است

حرفی نمانده بین من و عمر و دست سرد

محکومیت زنانه ی من روز روشن است

اسطوره ی گناه خنده غم بود و ای شگفت

گندم و سیب و مار، تو گویی همه زن است!

سعید سلطانی؛ برنده جایزه شعر نیمایی از دیگر شاعرانی است که در اغلب اثارش با نگاهی متوجه و درگیر به مسائل زنان در قالب های زیبا شناختی درباره ارتباط جهانی زن با سیاست روبه رو هستیم.  

از کجا می آیی؟

آی دختر که به یک لبخند

ابدیت را تحقیر

عقل را دیوانه

عشق را تسخیر

و مرا شیفته ی خود کردی

در نگاهت اما

انتظاری گردآلود

راه را می پاید

تلخی قعر نگاهت را

می شناسم انگار

ما کجا با هم بودیم؟

انتشارات روشنگران با حضور سی ساله ی خود در عرصه ی فرهنگ و هنر، چون گذشته در راه گزینش آثار برتر در این حوزه گام برمی دارد و در حفظ آرمان های خود برای جذب و جلب شاعران و نویسندگان توانمند و معرفی آثار ارزشمند، تلاش می کند.

 

 

 


گزارشی از مراسم روخوانی از «آژیدهاک» بهرام بیضایی

آژیدهاک؛  شکوه گر از روزگار...  

 

سهیلا قربانی: چهارمین نشست از سلسله برنامه های روخوانی از نمایشنامه های بهرام بیضایی به همراه معرفی تازه های انتشارات با حضور طاهره صدیقیان، محبوبه میرقدیری، علیرضا مجابی و لیلی فرهادپور در دفتر روشنگران برگزار شد.

شهلا لاهیجی؛مدیر انتشارات روشنگران در ابتدای برنامه انگیزه ی اصلی از برگزاری نشست های ماهانه نشر را ترغیب مخاطبان به کتاب خوانی دانست و اظهار داشت: «توصیه ی ما به تمام مردم، رسیدن به فرهنگ کتابخوانی است. این نشست ها بهانه ایست برای معرفی و آشنایی بیشتر علاقمندان به کتاب و علاقمند کردن مردم به فرهنگ کتابخوانی. تنها توصیه ی من بعنوان یک ناشر، توجه بیشتر به مقوله ی کتابخوانی و هدیه دادن کتاب است. به همدیگر کتاب هدیه بدهیم تا این صنعت لرزان، زنده بماند. شاید از لابه لای واژه ها ناامیدی حس شود اما متاسفانه این واقعیت است و انتشار فرهنگ مکتوب در میان ناشران آزاد که مردم؛ بعنوان تنها حامی آنها محسوب می شوند، درحال فروپاشی است . تنها حمایت مردم می تواند این صنعت را سرپا نگه دارد تا روزگار بهتری را تجربه کند.»

لاهیجی در ادامه به بهانه ی روخوانی از نمایشنامه «آژیدهاک»، اطلاعات مختصری از این نمایشنامه را در اختیار حاضرین قرار دارد.

«اژیدهاک در این اثر، دیگر شخصیت منفور قصه نیست؛ چنانکه رستم در داستان «رستم و سهراب» شخصیت مثبتی نداشت. آژیدهاک زخم خورده ایست نالان و شکوه گر از روزگار؛ بخاطر از دست دادن تمام سبزی ها و شادی ها. شخصیتی رنج دیده که به جبران گذشته، انگیزه ی زیادی به زخم زدن دارد و این چنین کینه ی مارگونه در دل و جانش رشد می کند. این نگاه یگانه ایست که تنها از بیضایی انتظار می رفت.»

وی با این آرزو که مارهای تیرگی و سیاهی هیچوقت مجال پیروزی و چیرگی پیدا نکنند، از گروه تئاتری هادی سروری برای اجرای روخوانی از نمایشنامه ی اژیدهاک دعوت کرد.

 

** ستون های زمین؛ روایت زندگی مردم در قرن 12

بعد از اجرای روخوانی از آژیدهاک، از کتاب «ستون های زمین» نوشته ی «کن فالت» با ترجمه ی طاهره صدیقیان رونمایی شد.

این اثر در 2 جلد1270 صفحه ای منتشر شده است.

لاهیجی در این باره عنوان کرد: «علیرغم اینکه چاپ کتابی با این حجم از نظر اقتصادی در این برهه زمانی مقرون به صرفه نبود اما محتوای این اثر ما را مجاب به چاپ کرد.»

صدیقیان؛ مترجم کتاب «ستون های زمین» در ارتباط با ترجمه ی این اثر گفت: « متاسفانه قشر جوان از مطالعه ی کتاب های پرحجم هراس دارند و گاها از خواندن آنها امتناع می کنند. اما شخصا زمانیکه این کتاب را هدیه گرفتم و شروع به خواندن کردم، عنصر جذابیت در روایت داستان به گونه ای جریان داشت که حتی لحظه ای خستگی و تردید را از ادامه ی خواندن داستان بوجود نمی آورد.»

وی در ادامه به محتوای این اثر اشاره کرد: «ستون های زمین را می توان بعنوان یک رمان تاریخی-اجتماعی معرفی کرد که نحوه زندگی مردم را در دوره های مختلف قرن12 به تصویر می کشد. درواقع قهرمانان اصلی این داستان، غیر از شخصیت های برجسته جنگی، پادشاهان مختلف که در ادوار مختلف جنگ های پایان ناپذیر حکومت می کردند، معرفی می شوند.»

 

** بیضایی: هزارافسان، چکیده ی زندگی من است

در ادامه مراسم، مدیر انتشارات روشنگران آخرین اخبار را پیرامون چاپ کتاب «هزار افسان کجاست» بهرام بیضایی در اختیار مخاطبان قرار داد.

«به محض اخذ مجوز نهایی، در انتشار کتاب تامل نمی کنیم. محقق شدن این امر، بستگی به پروسه ی مجوزگیری در وزارت ارشاد دارد! بیضایی بارها درباره ی نگارش این اثر عنوان کرده که این کتاب، چکیده ی زندگی اوست که تمام عمر برای آن جانمایه گذاشته تا اثبات کند «هزارافسان» یک داستان عربی نیست»

بیضایی براساس مطالعاتی که بر متون باستانی  و اوستایی و متون قبل و بعد از زرتشتی و کتب دانشمندان ایرانی که در دوران اعراب به مسائل فرهنگی می پرداختند داشته است، اسنادی را درخصوص اثبات ایرانی بودن هزارویک شب ارائه کرده است. 16 صفحه از آخرین اثر بیضایی به تصاویر مینیاتور اختصاص داده شده است.

 

 ** اگر راه نفس کشیدن باقی بماند.....

در پایان برنامه، شهلا لاهیجی به روال معمول از مراسم بعدی روخوانی خبر داد.

وی عنوان کرد: «امید داریم که بتوانیم در پایان سال، آخرین نشست از برنامه های روخوانی و معرفی تازه های روشنگران را برگزار کنیم. فقط امیدوارم همچنان راه باریکی برای نفس کشیدن برایمان باقی بگذارند! که اگر چنین باشد در اخرین نشست سال، نمایشنامه «آرش» را اجرا خواهیم کرد. امیدوارم بتوانیم همچنان این محفل کوچک اما صمیمی را داشته باشیم.»

 

 

 

 

 

 

 

 


چهارمین برنامه روخوانی از نمایشنامه های بهرام بیضایی؛

نمایشنامه «آژیدهاک» بهرام بیضایی روخوانی می شود

 

سهیلا قربانی: انتشارات روشنگران از مهرماه برنامه ی روخوانی از آثار «بهرام بیضایی» به همراه رونمایی و معرفی تازه های نشر را به منظور گسترش و ترویج کتابخوانی در دستور کار خود قرار داده و این بار نیز به روال پیشین، قرار است درکنار معرفی تازه ترین اثر روشنگران، نمایشنامه «آژیدهاک» بیضایی روخوانی شود.

27 دی ماه نمایشنامه «آژیدهاک» از مجموعه ی «سه برخوانی» بهرام بیضایی توسط گروه تئاتر هادی سروری در دفتر انتشارات روشنگران روخوانی خواهد شد.

ما پیوسته درباره شخصیت هایی چون «ضحاک» یا «اژیدهاک» به گویش باستانی، سخنان زیادی شنیده ایم اما این بار نویسنده «آژیدهاک» را در قالب شخصیت رنج دیده و زخم خورده ای که حالا به جبران گذشته، انگیزه ی زیادی به زخم زدن دارد، قرار داده و چهره ی جدیدی از این شخصیت را به مخاطب نشان می دهد. 

علاوه بر روخوانی نمایشنامه بیضایی، رونمایی از کتاب دوجلدی «ستون های زمین» به قلم «کن فالت» با حضور مترجم اثر ؛ طاهره صدیقیان انجام خواهد شد.

«ستون های زمین» جزو یکی از مهمترین آثار تاریخی در ادبیات کلاسیک محسوب می شود. این اثر، کتابی است با تمام فاکتورهای یک رمان با این تفاوت که قابلیت علم آموزی در این اثر، کار را از دیگر آثاری که در قالب رمان ارائه می شوند، متمایز می کند. اگر زندگی مردم را به مثابه یک رمان اجتماعی بدانیم، می توان این اثر را بعنوان یک رمان تاریخی-اجتماعی معرفی کرد که نحوه زندگی مردم را در دوره های مختلف قرن12 به تصویر می کشد. درواقع قهرمانان اصلی این داستان، غیر از شخصیت های برجسته جنگی، پادشاهان مختلف که در ادوار مختلف جنگ های پایان ناپذیر حکومت می کردند، معرفی می شوند. این کتاب، قهرمانان اصلی در ادوار مختلف قرن دوازدهم را؛ «مردم» معرفی می کند.

گفتنی است در انتهای این برنامه که از ساعت 16 آغاز می شود، کلیه آثار روشنگران و دامون با 30 % تخفیف به علاقمندان ارائه خواهد شد.

 

 


تجدید چاپ «آوازهای ننه آرسو»

«آوازهای ننه آرسو» بهرام بیضایی به چاپ چهارم رسید  

 

«آوازهای ننه آرسو» با قیمت 4000 تومان به چاپ چهارم رسید.  

بهرام بیضایی در فیلمنامه «آوازهای ننه آرسو» باردیگر به یکی از دغدغه های همیشگی اش در عرصه ی نگارش؛ یعنی «فرهنگ و هویت» پرداخته است.

وی با نگاهی دقیق و موشکافانه به اثار ارزشمند فرهنگی کشور، روایتگر قصه ای در ژانر پلیسی بوده که در روند داستان به انتقال پنهانی یک اثر هنری به خارج از کشور پرداخته می شود.   

 

 

 

 

 

 

 


گفتگو با سعید سلطانی؛ مقام اول جشنواره شعر نیمایی «ققنوس»


سلطانی: خودشان به خودشان جایزه می دهند!

  

سهیلا قربانی

نخستين دوره جشنواره شعر نيمايي «ققنوس» همزمان با یکصدوپانزدهمین زادروز نیمایوشیج، توسط انجمن شاعران ایران برگزار شد. با سعید سلطانی؛ مقام اول این جشنواره که سالهاست در حوزه ی شعر نیمایی فعالیت می کند، گفتگویی انجام دادیم.

** روند برگزاری جشنواره ی شعر را با توجه به اولین برپایی جایزه ی «ققنوس» چطور ارزیابی کردید؟

برپایی جایزه ی «ققنوس» اتفاق خرسندکننده ای بود تا بعد از سالها، به شعر نیمایی به دور از هرگونه دسته بندی در مکاتب شعری دیگر، توجه ویژه ای شود. متاسفانه در جشنواره های متعدد شعر که در طول این سالها برگزار شده، شعر نیمایی تنها به این جرم که شعر «نیمایی»ست بررسی نمی شد و به مرحله ی رقابتی راه پیدا نمی کرد. اما امسال با تدبیر مسئولین جشنواره، این فرصت در اختیار شاعران نیمایی قرار گرفت تا بعد از سالها، بتوانند در بخش مجزایی که مختص به شعر نیمایی باشد اثارشان بررسی شود. من هم به روال قوانین جشنواره، 8 شعر از مجموعه اشعار کتاب «بدایع شکوهمند زن و زمین» و «از زلف های خورشید گرفتن» که هردو، توسط انتشارات روشنگران منتشر شده بود، به دبیرخانه جشنواره ارسال کردم که خوشبختانه با اقبال و موفقیت روبه رو شد.  

 

** گزینش اشعار در حوزه ی شعر نیمایی برپایه ی چه معیارهایی بود؟ آیا توسعه هایی که برخی از شاعران چون؛ فروغ فرخزاد و سیاوش کسرایی بر شعر نیمایی داشته اند، در معیارهای انتخابی اشعار تاثیرگذار بود؟

هیئت داوران صرفا براساس معیارهایی که نیما برای سرودن یک شعر نیمایی ارائه کرده و چهارچوب هایی که برپایه ی نظرات خاص نیما باشد، دست به گزینش اشعار زدند. حتی توسعه هایی را که شاعران بعد از وی، در کیفیت کاربرد وزن ایجاد کرده بودند، کنار گذاشته شد و درنهایت آثاری مورد بررسی قرار گرفت که با مولفه های اولیه ی یک شعر نیمایی چون فرم و ساختار عمودی، زیبایی شناسی، درون مایه ی معاصر، نگاه مدرن به پدیده های جهان هستی، و وحدت طبیعی میان این عناصر سروده شده بود.

 

** فکر می کنید چه تفاوتی در کیفیت برگزاری و روند انتخابی اثار راه یافته میان جشنواره های دولتی با خصوصی می توان قائل شد؟  

متاسفانه در جشنواره های داخلی زمانیکه دولت پشتوانه ی اصلی برپایی باشد، سیاست های آنها اتوماتیک وار در تمام نسوج آثاری که به جشنواره ارسال شده، راه پیدا می کند و در وضعیت های انتخابی به خود حق دخالت می دهند؛ دراصل هیچ استقلالی به برگزارکننده ها داده نمی شود. چنین طرز تفکری باید اصلاح شود  که چون دولت برای تامین هزینه های برگزاری یک جشنواره کمک می کند، پس همین حمایت مالی باید عاملی شود تا به این بهانه بتواند سیاست هایش را در نحوه ی انتخاب آثار اعمال کند. قطعا چنین وضعیتی از جانب شاعران استقبال نمی شود و همین مسئله هم به مرور تبعات فراوانی در پی خواهد داشت.

 

**  ازطرفی دیگر جشنواره های خصوصی بدلیل عدم پشتوانه ی مالی مستمر ، به تدریج کمرنگ تر از قبل به راه خود ادامه می دهند و گاها در سالهای ابتدایی، دستخوش دگرگونی های کیفی می شوند... 

درسته. در این حالت هم دو اتفاق می افتد. سرنوشت جشنواره هایی که بصورت خصوصی از طرف جمعی از شاعران و با بهره گیری از عنوان شاعری «صاحب نام» تشکیل می شوند، به دو پیامد متفاوت می انجامد. یا جایزه ی معتبری می شود و یا با اقبال روبه رو نمی شود. حالا بیایید هردو وضعیت را بررسی کنیم. اگر این جایزه معتبر شود، جشنواره باید هرسال با هزینه های سنگین تری راهش را دنبال کند و در این وضعیت، نیاز به اسپانسرهای مختلف دارد. متاسفانه ما فاقد طبقه ی متوسط ثروتمندی هستیم که بتواند در این حوزه سرمایه گذاری کند؛ ازطرفی طبقه ی سرمایه داری که بخواهد در راه فرهنگ سازی  هزینه کردن در حوزه ی ادبی قدم بردارد، دراختیار نداریم. درنتیجه برندگان، جایزه ی مناسبی نمی گیرند. از طرف دیگر عدم حمایت مالی از هیئت داوران ، باعث کمرنگ شدن حضور داوران متخصص در جشنواره می شود و بانیان برنامه، مجبور به گزینش گروه  داوری ضعیف تری می شود. بخش داوری که ضعیف شود، جایزه هم ضعیف می شود. بخش  جوایز که ضعیف شود؛ به تدریج جشنواره هم از نفس می افتد. حالا برعکس این ماجرا را درنظر بگیرید. اگر این جایزه معتبر شود، بی تامل یکی از مراکز دولتی درصدد حمایت از جشنواره برمی آید تا جایی که حتی مهر و نشان دولتی، پای جایزه می خورد. ازجایی که جامعه ی روشنفکر ایرانی از قدرت، پرهیز می کنند درنتیجه روشنفکران ایرانی از حضور در جشنواره امتناع می کنند. عاقبت این می شود که طیف بسیار محدودی که به تدریج می شوند عاملین و کارگزاران فرهنگی حکومت، خودشان به خودشان جایزه می دهند. خوشبختانه جایزه ققنوس بعنوان اولین سال برگزاری، از این مسئله به دور بود و گواه آن انتخاب هیئت داوران از جمع افراد متخصص، صاحب نظر، و شناخته شده در این حوزه است. ضمن اینکه انجمن شاعران در گزینش شاعران نیمایی خود را محدود به یک طیف خاص نکرد و انتخابات در محدوده ی وسیع تری صورت گرفت.

 

** با توجه به گذشت 5 سال از تولد سایت اختصاصی «دینگ دانگ» در حوزه ی شعر نیمایی، فکر می کنید راه اندازی این سایت چقدر در ترویج و  اصلاح جایگاه شعر نیمایی در جشنواره شعر تاثیرگذار بوده؟

ما معتقدیم سایت «دینگ دانگ» با برانگیختن حس کنجکاوی اعضای انجمن شاعران در طول این سالها، به نوعی انگیزه ی برپایی جایزه ی «ققنوس» را در جشنواره به متولیان برنامه داد تا امسال در بخش بزرگسال ،  جایزه ای را خاص «شعرنیمایی» درنظر بگیرند.

 

** ایده ی اصلی تان از راه اندازی این سایت چطور شکل گرفت؟

سیاست های مجلات ادبی روشنفکری، به گونه ای بوده و هست که  اشعار ما را منتشر نمیکنند و همچنان به چاپ شعرهای خاص ادامه می دهند! برای همین یک روز من به مرحوم «جعفر کوش ابادی» و «مهدی عاطف راد» ایده ی راه اندازی رسانه ای مختص به شعر نیمایی را دادم که با استقبال این دو عزیز مواجه شد. درواقع «دینگ دانگ» با هدف احیا، ترویج و انتشار شعر نیمایی راه اندازی شد. روزهای اول روال اینگونه بود که سراغ شاعران نیمایی می رفتیم و درخواست می کردیم که اجازه بدهند چند اثر از اشعار شان را در سایت بگذاریم اما امروز بعد از 5 سال، ده ها جوان مشتاق در این زمینه کارشان روی سایت «دینگ دانگ» منتشر، بررسی و ارزیابی می شود.

 

** اشاره کردید که عدم استقبال نشریات ادبی از شعر نیمایی و توجه به یکسری اشعار «خاص» باعث شکل گیری این سایت شد. منظورتان از شعر «خاص» دقیقا چه نوع شعری است؟!                                                             

شعر «خاص» یعنی شعری که ویژگی های مکتبی خاصی دارد. مثلا شعر بی وزنی که ادعای «پست مدرنی» داشته باشد؛ ضمن اینکه از پرداختن به پدیده های اجتماعی-سیاسی پرهیز کند و یا با رویکرد به طنز سفید سروده شود.   

 

**  شما از «پست مدرن» بعنوان سبکی یاد می کنید که از نظر فنی قابل توجیه است؟ یا صرفا اصطلاحی است درمورد اشعار بی قاعده و خارج از قوانین مکاتب شعری؟!  

واقعیت اینست که درمورد شعر «پست مدرن» ما تنها یک اصطلاح رایج شده را بکار می بریم؛ نه مکتبی با تعاریف دقیق و اصولی! «پست مدرن» خارج از تمامی تعاریف شعری است و اصولا فاقد چارچوب های مشخص. این سبک به نوعی معناگریز و زبان گریز است و علاوه بر اینکه از هیچکدام از ساختارهای عمودی و افقی پیروی نمی کند، حتی از زبان قابل توجهی هم برخوردار نیست.

 

** یعنی یک سبک با اصول فنی بلاتکلیف....!

متاسفانه بله. چارچوب مکتبی خاصی در مورد این سبک وجود ندارد. هرنوع شعری را که در هیچ چارچوبی نگنجد، عنوان «پست مدرن» را به آن نسبت می دهند!  

  

** با این تعاریف، می توان اشعاری را که در نشریات مختلف با عناوین «نیمایی» یا «پست مدرن» منتشر می شوند، در این قالب ها دسته بندی کرد؟

من معتقدم نیستم کارهایی که در نشریات امروز چاپ می شوند، اشعار نیمایی است. به ندرت پیش می آید که شعری با توجه به اصول سبک نیمایی سروده شده باشد؛ مگر در مواردی خاص که از شاعران قدیمی و معروف مثل آقای «سپانلو» یا «اسماعیل خویی» کارهایی را منتشر کنند که متاسفانه در میان انبوهی از آثاری که با این نام به چاپ می رسند، گم می شود. شخصا این نوع شعرها را کارهای «روشنفکری-مطبوعاتی» می دانم که صفحات مطبوعات روشنفکری را اشغال کرده اما هیچ ربطی به سبک «نیمایی» ندارند.

 

** مشکل شما بعنوان یک شاعر «نیمایی سرا» در این حوزه چیست؟   

یکی از مشکلاتی که این اواخر بیش از همیشه گریبان گیر ما شده، اصلاحیه های متعددی است که به کتاب هایمان وارد می شود. اشعار سبک «نیمایی» به نوعی یک معماری محسوب می شود که هر واژه و سطرش باید در بهترین موقعیت قرار گرفته باشد. به تازگی آخرین مجموعه ی شعرم را با عنوان «نام تو را تمام درختان می دانند» از طریق انتشارات روشنگران به ارشاد فرستادم که نسبت به یک مجموعه ی شعر، با حذفیات زیادی مواجه شده. درواقع حذف برخی از سطور، معنا و محتوای کل شعر را تحت تاثیر قرار داده. آخر مگر می شود بگوییم این یک شعر نیمایی است منهای یک سطر؟!

 

** با توجه به اینکه در جشنواره با گلچینی از اشعار دو مجموعه  (از زلف های خورشید گرفتن و بدایع شکوهمند زن و زمین) شرکت کردید که هردو با محوریت پرداخت به موضوع «زن» سروده شده اند، می خواهم بدانم چطور شد که جایگاه «زن» در ذهنتان به قدری پررنگ شد که بخواهید مجموعه شعری را مختص به آن بسرایید؟  

سوال سختی پرسیدید و شاید هیچوقت نتوانم دلیل این «چطور» و «چگونگی» را بیان کنم. شعر یک پدیده ی بی«چرا»س... در شعرهایم سعی می کنم بهترین حالات را در وضعیت عاطفی و جذاب برای سوژه ی کارهایم انتخاب کنم؛ وآنجاست که «زن» پا به شعرهایم می گذارد. من در زن، یک عنصر عاطفی می بینم. اولین تجربه ام هم در این زمینه شعر «سفر ایرانی» است که اینگونه آغاز می شود:

-از کجا می آیی؟

قهوه و شیر و عسل!

من نگاهت را می شناسم انگار

ما کجا با هم بودیم؟

.........

 

 

 

 

 

 

<span style="font-size:14.0pt;line-height:115%;font-family:"B


به بهانه سالروز تولد بهرام بیضایی + دستنوشته ای از بیضایی

بیضایی: در این غربت، هرآنچه هست دلتنگی ست... 

 

سهیلا قربانی: نوشتن سخت می شود وقتی می خواهی از کسی بگویی که خودش یکی از ستون های اصلی و ماندگار این عرصه است. اما نوشتن از بهرام بیضایی، هم سخت است و هم شیرین. بیضایی یکی از اسطوره های هنر ایران زمین است که به حق می توان از او بعنوان نویسنده ی بزرگی که اثارش به نویسندگان بزرگی چون هدایت و شاملو تنه می زند یاد کرد. در آستانه ی 5 دی ، سالروز تولد بیضایی به سراغ شهلا لاهیجی؛ ناشر اثار بهرام بیضایی رفتم تا در چند خطی کوتاه، پیام تبریکی را به مناسبت تولد این هنرمند بگوید.

شهلا لاهیجی هم طی تماس تلفنی که با بیضایی داشت، همان جملات را در قالب پیام تبریک برایمان عنوان کرد. لاهیجی اینگونه عنوان می کند:  

« با او تماس گرفتم تا زادروز تولدش را به او شادباش گفته باشم. از او خواستم پیامی برای دوستدارانش که در ایران چشم به راهش هستند بفرستد. گفت: «در این غربت، شادی در کار نیست. هرآنچه هست دلتنگی ست. گفتم همه نگرانند که مبادا آنها را از یاد برده باشید. گفت: «مگر می شود آدم خودش را از یاد ببرد! مگر می توانم سرزمینم را از یاد ببرم! مگر می توانم مردمم را از یاد ببرم. و گفت:

 

«از شما می پُرسَم

که اِمروز به جهان می آیید

فردا چه پیشِ روی شماست؟

آیا ما را تکرار می کُنید

بر جاده های تَنگ سراشیب

و خسته به تلخی، جای دیگران را می سپرید؟

آیا از شما یکی- یا همه- بن بَست را می بینید،

و زمان را که می گُذَرد؟

آیا به پُشتِ سر می نگَرید

به رَهِ سخت آمده

و میان بُری می یابید؟

ما خویش را نمی بخشیم

-ما درجازَدِگان

ما قربانیانِ خُودیم؛ امّا

آیا فردا روزِ بهتری است؟

از شما می پُرسَم

که اِمروز به جهان می آیید! »

 

مرتضی احمدی: الهی صدسال زنده باشی

مرتضی احمدی؛ پیشکسوت عرصه ی هنر، در یک پیام کوتاه سالروز تولد بهرام بیضایی را به او تبریک گفت .

احمدی چنین عنوان کرد که بهرام بیضایی تنها متعلق به خودش نیست؛ پس باید تولد او را به تمامی اهالی هنر تبریک گفت. ما جایگزینی برای بیضایی نداریم و نخواهیم داشت اما امیدوارم شاگردان این هنرمند، از ایشان کسب فیض کنند و بتوانند قدردان گوشه ای از زحمات این هنرمند باشند. باید قدر او را دانست؛ باید قدر او را بدانیم... تولدت مبارک بهرام جان! الهی صدسال زنده باشی....

استاد بیضایی تولدتان مبارک....

 

 

 

 


دستنوشته ی اختصاصی "بهرام بیضایی" به بهانه ی سالروز تولدش

از شما می پُرسَم

که اِمروز به جهان می آیید

فردا چه پیشِ روی شماست؟

آیا ما را تکرار می کُنید

بر جاده های تَنگ سراشیب

و خسته به تلخی، جای دیگران را می سپرید؟

آیا از شما یکی- یا همه- بن بَست را می بینید،

و زمان را که می گُذَرد؟

آیا به پُشتِ سر می نگَرید

به رَهِ سخت آمده

و میان بُری می یابید؟

ما خویش را نمی بخشیم

-ما درجازَدِگان

ما قربانیانِ خُودیم؛ امّا

آیا فردا روزِ بهتری است؟

از شما می پُرسَم

که اِمروز به جهان می آیید!

بهرام بیضایی

دی 90

 

 


هیچ پدری دربرابر این جریان سکوت نمی کند!

شهلا لاهیجی: باید جلوی ختنه ی زنان را گرفت

 

سهیلا قربانی: «ختنه ی زنان» در منطقه ی کردستان، یکی از اسف بارترین وقایعی است که بعد از گذشت سالیان طولانی پنهان کاری، در کتاب «تراژدی تن» از آن پرده برداشته شده و از سوی انتشارات روشنگران منتشر شده است.  

 

** با توجه به اینکه این روزها بحث «خشونت» تحت عنوان «خشونت علیه زنان» به یکی از دغدغه های اصلی جوامع بشری تبدیل شده ، آیا می توان تعریف جامعی از خشونت ارائه داد؟

واژه ی «خشونت» در مجامع مختلف، نمودهای متفاوت و به تبع تعاریف گوناگونی دارد. اما معیار واحدی را در میان همه ی این تعاریف می توان درنظر گرفت و آن «میزان مشارکت مردم در امور داخلی» است. در هر مملکتی که مردم بیشتر در صحنه ی تصمیم گیری شرکت داشته باشند، آمار خشونت هم پایین تر است. درواقع زمانیکه «گفتمان» بجای «مجادله» در جامعه برقرار باشد و خود مردم قواعد و قوانین را بر خودشان مستولی کنند، اقلیت نیز مجالی برای اظهار بیان پیدا می کنند و در چنین شرایطی، خشونت به خودی خود کمرنگ می شود. دموکراسی با آرامش درجامعه نسبت مستقیم و با خشونت نسبت معکوس دارد. درواقع این دموکراسی است که در تعدیل خشونت در جامعه اثرگذاری شگرفی دارد. ببینید اگر نصف جامعه از یکسری حقوق محروم باشند نباید انتظار داشت تا نشانه های خشونت پنهان در آن جامعه بروز نکند.

 

** بروز خشونت های پنهان نشات گرفته از عدم توجه به چه موضوعی می تواند باشد؟

علت اصلی بروز این نوع از خشونت ها، عدم فضای گفتمانی در جوامع مختلف است. اینها همگی نوعی از خشونت محسوب می شوند که در لایه های پنهانی بروز می کند و گاها می تواند خسارات روحی و جسمی جبران ناپذیری را وارد کند. یکی از نمونه های بارزی که می توان به ان اشاره کرد و اتفاقا بحث روز جامعه ی ما نیز محسوب می شود، مهریه های سنگین است که در نمایشی کاملا نمادین و فاقد فلسفه ی درونی مهریه، علاوه بر اینکه می تواند باعث جدل، ازارهای جسمی و روحی و گاها حتی شوهرکشی شود، ازجهت دیگر می تواند اصل معنوی ازدواج را زیرسوال ببرد.

 

** انتشارات روشنگران با انتشار کتاب «تراژدی تن» پرده از یکی از اسف بارترین وقایع درحال وقوع در منطقه ی کردستان برداشته؛ ختنه ی زنان. آیا این اتفاق برپایه ی اصول اعتقادی در ذهن مردمان این خطه رسوخ کرده و درحال انجام است؟

این یک رسم بسیار بدوی و فارغ از اصول مذهبی است و ارتباطی به باورهای دینی ندارد. به نظر من اینها تنها بهانه ایست برای ابراز خشونت. ترس ناشی از دست دادن و سلب مالکیت زن. صحبت از دیروز و امروز نیست؛ صحبت از سالیان درازی است که حتی به سده ها بازمی گردد..سال هایی که بطور پنهانی دختران در چند نقطه از ناحیه ی کردستان ختنه می شدند. پنهان کردن چنین موضوعی نه تنها باعث ازبین رفتن ان نمی شود بلکه حتی بیشتر به چنین اقدامات خشونت باری دامن می زند. اینجاست که صحبت از پنهان کاری به میان می اید..

 

** پس عاملان براساس چه ذهنیتی دست به چنین اقدامی می زنند؟

بدترین قسمت ماجرا اینست که هیچ دلیلی برای این اقدام عنوان نمی شود و هیچ جوابی در مقابل چراهای قربانیان وجود ندارد. متاسفانه ما هیچوقت به دریافت دقیقی از دلیل چنین اقدامی نرسیدیم. انگار از یک زمان، جسم زنان به عامل خطری برای خودشان تبدیل شده و این تراژدی را بیش از پیش غم انگیز می کند.

 

** شاید بتوان گفت یکی از مسائلی که کتاب «تراژدی تن» را تبدیل به یک تراژدی تمام عیار و خشونت از بدترین نوع آن می کند، نحوه ی عمل و سن پایین کودکان است...

بله. این کودک آزاری به شنیع ترین شکل ممکن است و بچه های قربانی این عمل، امروز که بزرگ شدند خاطرات تلخ آن روز شوم را که سرنوشت شان به دست آدم هایی که برپایه ی خرافات رقم خورده مرور می کنند و تا ابد مثل یک کابوس دائمی برایشان باقی می ماند که سعی شده در این کتاب به بخش هایی از انها اشاره شود. البته قانونی در منطقه ی «سلیمانیه» ضد چنین اقدامی تصویب شده اما هنوز توافقی از جانب قانون گذاران این ناحیه و «سازمان ملل» مبنی بر اینکه این عمل در بیمارستان بطور بهداشتی انجام شود، صورت نگرفته است. چون این احتمال می رود که به دلیل غلظت این باور، چنین اقدامی در میان اهالی مناطق دیگر هم فراگیر شود. مرد و زن هردو از این مسئله صدمه می بینند چراکه هردو در معرض برخی اسیب ها و خشونت های اجتماعی قرار می گیرند. و اگر در برخی جوامع، مردان علیه زنان قوانینی را وضع می کنند، ممکنست خودشان همسر و یا دختر داشته باشند که در معرض این نوع خشونت ها قرار بگیرد. من مطمئنم که هیچ پدری درمقابل این جریان نمی تواند سکوت کند....

 

 

 

 


شهلا لاهیجی از دموکراسی در عهد باستان می گوید:

 آریایی ها؛ قاتل دموکراسی در عهدباستان   

 

سهیلا قربانی: نه تنها بستر اولیه ی آغاز دموکراسی در یونان نبوده بلکه یونان جیره خوار اندک از تمدنی بود که از شرق به وام گرفت. اما قاتل دموکراسی درعهد باستان خود آریایی ها بودند!!

 

** نظریه ای در کتب تاریخی مختلف وجود دارد مبنی بر اینکه زادگاه دموکراسی  یونان باستان است. درحالیکه منابع نوشتاری مختلفی مانند کتاب «تاریخ فکر» و «شناخت هویت زن ایرانی» خلاف این نظریه را اثبات کردند.شکاف بین این دونظریه چطور توجیه می شود؟  

 

غرب همیشه سعی کرده با طرح مباحثی مثل تولید و دیکتاتوری آسیایی وانمود کند که زادگاه دموکراسی و تمدن است. بی شک غرب در سازمان دهی این مهم به دلیل داشتن متفکران فلسفه موفق بوده ولی زادگاه این نوع اندیشه را باید در مشرق زمین جستجو کرد. جایی که اولین تمدن بشری در العبید (دولت شهری میان دجله و فرات) بوجود آمد. با استناد به یافته هایی که در طول 5 دهه ی اخیر بدست آمده، می توان درجهت پاسخگویی و اصلاح برخی از تصورات اشتباه درباره زادگاه اصلی علم، فلسفه، تمدن و دموکراسی که پیش از این در یونان تصور می شد، برامد. فریدون آدمیت در این کتاب نه تنها به افشای دروغ بزرگ «تمدن یونان» می پردازد بلکه به نقل از تعدادی مورخ بزرگ، تصور اشتباه آغاز تاریخ فکر در یونان را تکذیب کرده و ثابت می کند اولین مشروطه های جهان به مفهوم گردهمایی مردمان با آراء و دخالت مستقیم در امر حکومت و انتخاب حکما در خاورمیانه با یک تمدن غیرسامی در سومر آغاز شد و بعد تداوم خود را در شهرهای آکد، بابل، آشور، ایلام و تمام تمدن های تازه مکشوف تعالی بخشید. آدمیت ضمن نقد این نظریه با نقل از اثاری از نویسندگان اروپایی مثل «گوردون چایلد » اثبات می کند نه تنها بستر اولیه ی آغاز دموکراسی در یونان نبوده بلکه یونان جیره خوار اندک از تمدنی بود که از شرق به وام گرفت. تاریخ فکر تاییدی است از یک اندیشه ی باز از یک عالم تمام عیار که بیانگر چگونگی شکل گیری تمدن، حقوق زن و قدرت زنانه در خاورمیانه؛ در سرزمینی که امروز خوزستان نامیده می شود.

 

** چطور شد که دموکراسی در این منطقه نابود شد و از یونان سردرآورد؟

 

تمدن سومری بوسیله تجمع وحشی آکدی از بین رفت؛ تمدن های بعدی هم به وسیله تمدن مابعد خودشان. درواقع قاتل دموکراسی در دنیای باستان، خود آریایی ها بودند که به تدریج بوسیله تهاجم از جنگ های بی معنی درون اقوام، دموکراسی را در این منطقه نابود کردند.  

 

** چه چیز را می توان بعنوان معیار اصلی جریان دموکراسی در جوامع مختلف دانست؟

 

تساوی میان جنس ها.. جامعه ای را می توان دارای دموکراسی دانست که در آن قانون جریان دارد، حقوق مردم و میزان دخالت شان در حاکمیت معین شده و درمجموع تمام مواردی که سازنده ی پایه دموکراسی هستند علی الخصوص تساوی بین حقوق زن و مرد در آن وجود دارد. اگر جامعه ای در این مورد عقب مانده است دموکراسی ندارد و نباید در این مورد ادعایی کند.


دستنوشته ی شهلا لاهیجی بر کتاب «زن در ایران باستان»

نادیده گرفته شده ها را بهتر ببینیم

 

«انسان معاصر» اغلب به ناچار نیازمند دریافت آگاهی در مورد زندگی «انسان تاریخی» است.

او برای دانستن بسیاری از مسائل و حتی مشکلات امروز در جوامع خود، در گذشته تفحص می کند، بر می گزیند، تفسیر می کند و گاه فریاد سر می دهد و با انتخاب زوایا و جهت نگرش «انسان تاریخی» هر سرزمین به زندگی فردی و اجتماعی ، می کوشد هدایت گر اذهان انسان امروز شود.

این کتاب جستجوگر موقعیت و جایگاه اجتماعی زنان در عهد باستان است زیرا برای دریافت علل مشکلات، کامیابی یا ناکامی های زنان در امروز روز و رفع موانع برای فردا، نیازمند آگاهیاز گذشته ایم. همان گونه که نمی توانیم تاریخ مان را به زباله دانی بیفکنیم، اندیشه زیستن در گذشته نیز به همان میزان دور از عقل سلیم است. اما همواره تحولات فرهنگی، جنگها، وضعیت اقتصادی و تهاجم بیگانگان تغییرات دیدگاهی و تاثیرات بنیادین در زندگی زنان می گذارد و زنجیروار از نسلی به نسلی انتقال می یابد و بخشی از ان تا امروز نیز ادامه یافته و شوربختی زنان و در نتیجه جامعه را رقم می زند.

این کتاب سعی دارد این فرایند را در مروری به تاریخ ایران در رابطه با موقعیت زنان جستجو کند و تا حد ممکن «ناگفته مانده» یا «نادیده گرفته شده ها» را بازگو نماید.

با این امید که کتاب خوشایند فکر و نظر شما خوانندگان عزیز باشد.

 


به قلم علیرضا زندی

«لاک نقره ای» منتشر شد

 

لاک نقره ای تازه ترین اثر از دکتر علیرضا زندی است که به علاقمندان داستان های کوتاه تقدیم می شود.

این نویسنده توانایی خود را در نوشتن داستان های کوتاه در اثار قبلی خود به ویژه در مجموعه داستان «سی و شیش»نشان داده است.

«لاک نقره ای» در ژانر ادبی متفاوتی است که اصطلاحا ان را ژانر دلهره یا جنایی می نامیم و کمتر داستان کوتاه نویسی را می شناسیم که از این توانایی برخوردار باشد.

دکتر زندی قدرت قلم خود را در این مجموعه به نمایش و آزمایش گذاشته است. داوری نهایی برعهده ی شما خواننده گرامی است.

دکتر علیرضا زندی جراح و چشم پزشک توانا و نامداری است با این همه نوشتن را امری جدی و جزئی از زندگی فعال و مفید خود تلقی می کند. اثار دیگر این نویسنده، رمان های «پرسه ای پروانه ای » و «تا ژرفای دره ها» و مجموعه داستان های «گل یخ» و «سی و شیش» و همین کتابی است که پیش رو دارید.

 


به بهانه روز بین المللی مبارزه با خشونت علیه زنان

وقتی خشونت علیه زنان دولت ها را درگیر می کند...

 

وسعت خشونت بر علیه زنان به گستردگی تاریخ بشر است. خشونت و تهاجم بر زنان طبق نژاد، ملیت، سن مذهب و نوع باورهای ایدئولوژیک نمی شناسد. این پدیده اساسا همه ی مرزها را در می نوردد و به اشکال مختلف اعمال می شود هرچند می توان گفت که خشونت علیه زنان پدیده ای جهانی است اما برخی از شیوه های آن، بنا به ویژگی های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی هر محله و مکانی متفاوت است. برخلاف برخی از اشکال ، خشونت بر علیه زنان که تقریبا می توان گفت در همه ی جهان به شکلی فراگیر ، گسترده و یکسان انجام می پذیرد (خشونت خانگی) اما برخی از اشکال خشونت، مختص به مناطق خاص است که همه گیر نیست و براساس نوع فرهنگ، آداب و رسوم امور ، مذهب خاص و .... صورت می گیرد.

فاطمه کریمی؛ نویسنده ی کتاب «تراژدی تن» که چندی پیش توسط انتشارات روشنگران و مطالعات زنان منتشر شده، در پنج مختلف به یکی از اشکال خشونت علیه زنان با عنوان «ختنه ی زنان» پرداخته است.

بخش اول این کتاب به بررسی قطع کلیتوریس در زنان می پردازد و در بخش دوم اقدامات بین المللی که درراستای کاهش و حذف عمل قطع کلیتوریس زنان انجام گرفته است. ضمن اینکه آمارهای جهانی منتشرشده از سوی یونیسف از میزان شیوه ی این عمل ، انواع عمل قطع آلت تناسلی زنان نیز مورد بررسی قرار می گیرد.

بخش سوم جایگاه ختنه و عمل قطع آلت تناسلی زنان در بین ادیان مختلف خصوصا یهودیت، مسیحیت و برخی فرقه های اهل تسنن موضوع بحث در بخش سوم این کتاب است.

در بخش بعدی به منظور این عمل هدف و دلایل پیامدهای انجام عمل از نظریات روانکاوی لاکان ، و همچنین فوکو در زمینه ی قدرت بهره گرفته شده است.

و در آخرین بخش نیز ضمن پرداخت به روش شناسی ، پژوهش و شیوه ی استفاده از آن به بررسی نتایج عمل ختنه ی زنان نتیجه گیری و راهکارهای آن اشاره دارد.

کتاب دیگری که توسط انتشارات روشنگران با رویکرد مبارزه با خشونت علیه زنان به چاپ رسیده اثری است تحت عنوان «خشونت علیه زنان» به قلم مهرانگیزکار که در قالب 566 صفحه ارائه شده است.

کتاب پژوهشی درباره خشونت علیه زنان در ایران سومین کتاب نوشته ی مهرانگیزکار درباره مسائل زنان است. دو کتاب قبلی تحت عناوین «رفع تبعیض از زنان» و «ساختار حقوقی نظام خانوادگی در ایران» هر یک به مواردی از نابرابری های جنسیتی که زنان در زندگی فردی و اجتماعی و خانوادگی با آن روبه رو هستند پرداخته است. مهرانگیز کار در این کتاب پژوهشی درباره خشونت علیه زنان ، ضمن ارائه ی تعریفی جامع از انواع خشونت پنهان و آشکار علیه زنان و اشکال مختلف فرهنگی و اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی این خشونت ها که بخشی ریشه در فرهنگ و سنت دارد و بخشی خاص تداوم تبعیض علیه زنان در ساختار حقوقی، اقتصادی و سیاسی جامعه است.

خشونت علیه زنان کار پیگیر و خاص می طلبد. و چنانچه از زوایای گوناگون به بحث و بررسی گذاشته شود. خشونت زدایی در زندگی خانگی زنان جهان میسر می شود اما هیچ الگویی وجود ندارد که موجب ازبین رفتن خشونت در زنان در همه جوامع گردد؛ هرچند در تدابیر و راهکارهای عناصر مشترکی وجود دارند اما این الگوها لزوما باید با جنبه های فرهنگی و اجتماعی کشورهای مختلف منطبق شود.

مهرانگیزکار حقوقدان و وکیل دادگستری در کارشناسی مسائل حقوقی زنان در ایران در همان اغاز کتاب با تاکید بر این نقطه که خشونت علیه زنان به هیچ وجه خاص جوامع عقب افتاده یا جوامع مسلمانان نیست اضافه می کند: «در پیشرفته ترین کشورهای جهان زنان و کودکان و عوارض ناشی از خشونت بخصوص در زندگی خانگی رنج می برند و ازارهای جسمی و جنسی و روانی نه تنها تندرستی ، سلامتی عقل ، تعادل عاطفی و روانی آن را به خطر می اندازد بلکه دولت ها را با مشکلات گوناگون اقتصادی، فرهنگی و خدماتی درگیر می کند.»

 

 


در ادامه ی برنامه روخوانی از نمایشنامه های بهرام بیضایی؛


  محدودیت فضای سالن روشنگران را بر ما ببخشید....

 

سومین نشست از سلسله برنامه های رونمایی از تازه های انتشارات روشنگران با محوریت اجرای نمایشنامه «سهراب کشی» روز سه شنبه، یکم آذرماه در دفتر روشنگران برگزار شد.

شهلا لاهیجی؛ مدیر انتشارات روشنگران در ابتدای این برنامه ی 3 ساعته، به معرفی از تازه های انتشارات روشنگران پرداخت. لاهیجی با اشاره به محدودیت ظرفیت سالن روشنگران برای اجرای برنامه هایی از این دست، عنوان کرد: «متاسفانه ظرفیت سالن روشنگران بسیار محدود است و چون ما اصرار داریم که روخوانی از نمایشنامه های بهرام بیضایی در دفتر روشنگران برگزار شود و ضمن اینکه از مجاری قانونی نیز به حرکت خود ادامه دهیم به همین خاطر باید با لطف شما علاقمندان برای ادامه دادن این حرکت فرهنگی، با محدودیت فضای سالن روشنگران کنار بیاییم و حضور گرم شما را در این مکان برای رسیدن به هدف اصلی مان؛ یعنی ارتقاء سطح فرهنگی و بالا بردن ارزش کتابخوانی غنیمت شماریم. به همین خاطر برای رسیدن به اهدافمان باید محدودیت فضا را بر ما ببخشید...»

در ادامه دو اثر تحت عناوین «مجموعه داستان کوتاه لاک نقره ای»؛ نوشته ی علیرضا زندی و «زن در ایران باستان» به قلم مریم عنبرسوز در این روز رونمایی شد. 

«لاک نقره ای» عنوان پنجمین مجموعه داستان های کوتاه علیرضا زندی است که فضای نگارش داستان هایش، در ژانر جنایی ساخت و پرداخت شده است؛ به گونه ای که پایان بندی بعضی از داستان ها گاه به مجازات ختم شده و گاه موضوع داستان، تنها روایتگر اتفاقی جنایی است.

کتاب «زن در ایران باستان» با رویکردی به جایگاه زنان در ایران باستان، پاسخ روشنی است بر بخشی از ابهامات تاریخ خاورمیانه.

این برنامه با معرفی تازه های روشنگران آغاز شد و با روخوانی از نمایشنامه «سهراب کشی» توسط گروه تئاتری که زیرنظر هادی سروری فعالیت داشتند به کار خود پایان داد.

«سهراب کشی» قصه ی جوان کشی است. سهراب کشی قصه ی پدرسالاری و برتری پیران بر جوانان است. بیضایی خالق این اثر با زیرکی این داستان را طوری روایت می کند که گویی رستم از همان ابتدای امر از داشتن پسری آگاه بوده است. از اینجاست که تراژدی «رستم و سهراب» ابعاد دیگری پیدا می کند...

در انتهای برنامه کلیه آثار نشر روشنگران و دامون، با 30% تخفیف به علاقمندان عرضه شد.   

 

    

 

 

 

 

 

 

 


روخوانی از نمایشنامه سهراب کشی

یکم آذرماه برگزار می شود:

«جوان کشی» از نگاه بهرام بیضایی

 

سهیلا قربانی: سومین نشست از سلسله برنامه های اجرای نمایشنامه های بهرام بیضایی با روخوانی از نمایشنامه «سهراب کشی» یکم اذرماه ساعت 4  در دفتر انتشارات روشنگران برگزار خواهد شد. 

داستان نبرد رستم و سهراب از جمله داستان‌های زیبای شاهنامه‌ی فردوسی است. در این داستان "سهراب" از جانب توران به ایران می‌رود و با لشکر ایران به جنگ می‌پردازد. "رستم" از سیستان برای یاری ایرانیان و دفع لشکر توران به میدان نبرد می‌آید. آن‌ها بدون شناخت یک‌دیگر به مبارزه برمی‌خیزند و در نهایت سهراب به دست پدر خویش ـ رستم ـ کشته می‌شود.

 

سهراب کشی قصه ی جوان کشی است. سهراب کشی قصه ی پدرسالاری و برتری پیران بر جوانان است. بیضایی خالق این اثر با زیرکی این داستان را طوری روایت می کند که گویی رستم از همان ابتدای امر از داشتن پسری آگاه بوده است. از اینجاست که تراژدی «رستم و سهراب» ابعاد دیگری پیدا می کند.  

طبق روال همیشگی کارهای بیضایی انتهای ماجرا در ابهامی خفته است که پیوسته بخشی از تاریخ ما را پوشانده  و همه چیز تا امروز برپایه ی گمانه زنی بال و پر گرفته است. فرهنگ مردسالار اریایی رستم را همچنان قهرمانی شمرده که در سوگ فرزند و نوشدارو دیرکرده و بی اثر، زار می زند و به عزا می نشیند. دراصل سهراب کشی یک نوع پشت صحنه ی این اتفاق و درحقیقت محاکمه ی آن است؛ اما واقعا چه کسی باید محاکمه شود، رستم یا سهراب؟!

در این نمایشنامه هنگامه داران و برخوانانی چون: تهمینه، ژنده رزم، سهراب، رستم، توس نوذر، گودرز کشوادگان، گیو گودرز، هژیر گودرز، گژدهم، گرد آفرید، کاووس، افراسیاب و گوسان نقش آفرینی می کنند.

 

 

در ادامه ی این برنامه ی 3 ساعته، قرار است از تازه های انتشارات روشنگران رونمایی شود. هرچند رونمایی از کتاب «ستون های زمین» به بعد موکول شده اما دو اثر تحت عناوین «مجموعه داستان کوتاه لاک نقره ای»؛ نوشته ی علیرضا زندی و «زن در عصر باستان» به قلم عنبرسوز در این روز رونمایی خواهد شد.

مدیر روشنگران  نیز از این فرصت استفاده کرده و درباره برخی کتاب های روشنگران توضیحاتی در اختیار حاضران قرار خواهد داد.

 

 


نمایشگاه فرانکفورت

 

شهلا لاهیجی از نمایشگاه «فرانکفورت» می گوید:

همان بهتر که نبینیم و ندانیم...

 

نمایشگاه «فرانکفورت» تمام شد و ما به ایران بازگشتیم؛ با کمی حسرت و آمیزه ای از حسد که چقدر راهمان دور و متفاوت است از یک رویداد فرهنگی...

امسال ایران در نمایشگاه فرانکفورت غرفه ای نداشت. چند ناشر کوچک و بزرگ که بعضی ها اسمشان را تازه شنیده بودیم در نمایشگاه حضور داشتند. گویا در سالن کودکان تعداد دیگری ناشر ایرانی هم بودند ولی به قدری سرم شلوغ بود که حتی نتوانستم سری به سالن شماره 3 بزنم.

راستش را بخواهید من کتاب چندانی برای عرضه در نمایشگاه نداشتم! همانگونه که قبلا هم گفته بودم تعداد کتاب های ممنوعه ی روشنگران، بیش از کتاب های مجاز بود! کتاب های «باید حرفای دیشبمو جدی می گرفتی»، «جمع پریشان»، «در هرم نیمروز»، «در بیشه های آسوریک»، «مهتاب در بند»، «نامه هایی از تیمارستان» و «زن در آیین هندو و زرتشت» علی الحساب در لیست «ممنوعه ها» بود که «غیرمجازها» به این هم خلاصه نمی شد؛ تعداد زیادی کتاب های دیگر هم هنوز موفق به کسب مجوز نشدند و شاید هرگز نشوند!!‌

 

همیشه نمایشگاه «فرانکفورت» برای من با اندوه شروع می شود و با حسرت به پایان می رسد...  نمی دانم کی و کجا نمایشگاهی نه به وسعت «فرانکفورت»، دست کم یک نمایشگاه کتاب «واقعی» بدون اما و اگر خواهیم داشت که در آن بتوانیم آزادانه کتاب هایی را که منتشر کرده ایم به معرض دید علاقمندان بگذاریم و تنها انگیزه مان از شرکت در نمایشگاه، فروش کتاب هایمان نباشد و از مامور و بازرس و ممیز متحرک که هر لحظه سر به غرفه ای بزند و دستور جمع کردن کتابی را بدهد، خبری نباشد!

اما چیز دیگری که حسرت نمایشگاه فرانکفورت را به دلم می گذارد رویدادهای جنبی این نمایشگاه است. سال گذشته بیش از 2500 و امسال بییش از 3000 رویداد فرهنگی در نمایشگاه برگزار شد. کشورهای عربی به طرز حسد برانگیزی در این برنامه ها فعال بودند...  

«امارات» که غوغا می کرد؛ دائما مهمانان را با یک برنامه تازه اعم از دعوت برای ترجمه ، و یا تالیف به غرفه ی بسیار عظیم  خود دعوت می کرد که با میزهایی مملو از خوراکی و با مسئولین خوش برخورد غرفه ها که هم انگلیسی را می دانستند و هم با هم زبانان عربی خود به راحتی ارتباط برقرار می کردند و ما هم همینطور فقط تماشایشان می کردیم و خون دل می خوردیم که سرزمین نهصد هزار نفری و این همه قِروفر...

«عربستان صعودی» هم دائم درحال هدیه دادن قرآن به مدعوین بود و البته تعارف شیرینی و خوشامدگویی در وقت نماز.

ولی بعضی کشورهای اروپایی در زیباسازی غرفه هایشان غوغا کرده بودند و جالب اینکه این زیبایی نه با شکوه و جلال و پول بلکه صرفا با سلیقه بود و جالب اینکه در این غرفه ها هیچ اثری از دولت نبود و ناشران بخش خصوصی در غرفه ای که دولت هاشان خریده بودند حضور داشتند و کتاب های خود را معرفی می کردند و طبق معمول بحث اصلی نمایشگاه فرانکفورت بر سر دادوستد حقوق کپی رایت بود.

امسال نمایشگاه فرانکفورت در نامه ای که پس از رسیدنم به تهران به عنوان تشکر از حضور در نمایشگاه برایم فرستاده بود، نوشته بود که در بیش از سه هزار برنامه ی فوق العاده ی جنبی، بیش از سی نشست سیاسی، هشتاد نشست ادبی، شش برنامه ی کاناپه ی آبی که مخصوص معرفی جدیدترین و مهمترین اثار ادبی، جلسات مکرری درباره ترجمه که بیشتر جنبه ی اموزشی داشت و برای ناشران غیراروپایی مفید به نظر می رسید، برگزار کرده است.

از اینها گذشته هوا هم واقعا یاری کرد. آفتاب درخشان ماه اکتبر و به قول آلمانی ها: «تابستان هندی».

نمی دانم باید جای همکارانم را در این رویدادها خالی کنم یا فکر کنم آنها هم مثل من حسرت به دل برمی گردند همان بهتر که نبینیم و ندانیم...

 

 

 

 


لاک نقره ای

 

شهلا لاهیجی خبر داد:

 «لاک نقره ای» را بدون حذفیات منتشر می کنیم

 

سهیلا قربانی:

علیرضا زندی بخاطر علاقه به نویسندگی از سال 81 کار خود را بطور حرفه ای اغاز کرد و امروز بعد از گذشت یک دهه از اغاز فعالیتش در وادی نویسندگی، به زودی پنجمین اثر داستانی خود را با حمایت انتشارات روشنگران و مطالعات زنان وارد بازار کتاب می کند.  

«لاک نقره ای» عنوان جدیدترین مجموعه داستان های کوتاه این نویسنده است که فضای نگارش داستان های این مجموعه، در ژانر جنایی ساخت و پرداخت شده است؛ به گونه ای که پایان بندی بعضی از داستان هایش گاه به مجازات ختم شده و گاهی موضوع داستان، تنها روایتگر اتفاقی جنایی است.

 

لاهیجی؛ مدیر انتشارات روشنگران پیرامون انتخاب و چاپ این اثر چنین عنوان می کند: «علیرضا زندی اولین قدم های حرفه ای اش را در نویسندگی با چاپ کتاب «پرسه ای پروانه ای» توسط نشر روشنگران برداشت و از همان ابتدای امر، بصورت جدی و پیگیرانه به دنبال یادگیری و رسیدن به پختگی بیشتر در کارهایش بود. تا جایی که بعد از نوشتن مجموعه داستان های «سی و شیش» متوجه شدم به شدت درگیر نوعی ناآرامی ذهنی است و نیرویی او را مجاب می کند که علیرغم شغل حساس چشم پزشکی و محدودیت زمانی که دارد، به محض داشتن فرصتی مناسب، قلم به دست بگیرد و با خلق شخصیت ها و روابط در قالب فضای داستانی، سوژه هایی متفاوت را در خط داستانی مشخصی تعریف کند و با این کار، به آرامش ذهنی برسد.

در مجموعه ی دوازده داستانی «لاک نقره ای» نیز، نویسنده یکبار دیگر دغدغه های ذهنی اش را در فضایی جنایی به نگارش دراورده است. وقتی از زندی پرسیدم که دلیل انتخاب این ژانر برای فضاسازی داستان های لاک نقره ای چه چیز بوده، عنوان کرد که شاید به این خاطر که فضای اطرافش بسیار غم بار است!! من هم به همین جواب موجز و مفهوم بسنده کردم....»

 

لاهیجی در ادامه گفت: « لاک نقره ای را می توان بعنوان یکی از بهترین کارهای زندی دانست که به زیبایی فضای داستانی کارهایش را در ژانر دلهره به رشته تحریر درآورده است، ضمن اینکه بعد از گذشت تقریبا ده سال از انتشار اولین اثرش، امروز به پختگی قلم نیز رسیده است. با این حال نباید غافل شد که علیرضا زندی تبحر خاصی در نوشتن داستان های کوتاه دارد. البته در ایران، عموما نویسندگان در نگارش داستان های کوتاه تسلط و تبحر بیشتری نسبت به رمان نویسی دارند که زندی نیز خارج از این دایره نیست.»

 «سی و شیش» عنوان آخرین مجموعه داستان های کوتاه زندی است که مورد توجه نویسندگان و منتقدان قرار گرفته است.  

 مدیر انتشارات روشنگران در ادامه به طولانی شدن پروسه ی مجوز «لاک نقره ای» اشاره ای کرد و گفت: «نزدیک به دو سال است که منتظر اخذ مجوز برای انتشار این کتاب هستیم که بالاخره ماه گذشته مجوز نهایی صادر شد و لاک نقره ای بدون هیچگونه ای حذفیات مجوز گرفت. اما یک مسئله برای من هنوز جای سوال دارد که چرا کتابی که هیچ مشکلی برای چاپ ندارد، باید دو سال در صف انتظار بماند!! با این اوصاف تلاش داریم تا در طول چند هفته ی اینده کار را منتشر کنیم. چون ما وقتی چنین شانس هایی بدست می آوریم که کارمان بعد از دو سال انتظار که خودش به قدر کفایت، زمانی طولانی است تمام سعی مان را می کنیم تا در اولین فرصت، کتاب را به چاپ برسانیم.»

از علیرضا زندی تاکنون آثاری تحت عناوین پرسه ای پروانه ای (1381)، گل یخ و تا ژرفای دره ها (1383) و مجموعه داستان های کوتاه سی و شیش (1381) منتشر شده است.


نگاهی بر «دموکراسی»

نگاهی بر «دموکراسی» از عهد باستان تا عصر حاضر

سهیلا قربانی: اگرچه در باب اهمیت و لزوم دموکراسی هیچ شک و شبهه ای در اذهان عمومی وجود ندارد اما آنچه بیش از پیش ذهن متخصصان امر را به خود مشغول کرده، سخن راندن از معنای واقعی دموکراسی در عصر حاضر است که گاه در اولین نظر امری دور از ذهن و دست نیافتنی تصویر می شود. اما با مداقه در اسناد تاریخی و الواحی که طی پنج دهه گذشته از دنیای باستان به دست انسان امروز رسیده است می توان به این نکته پی برد که این مهم تنها دغدغه انسان امروز نیست.

این نوشتار بر آن است تا با بررسی مفهوم «دموکراسی» در عهد باستان، تلنگری باشد بر دیدگاه های انسان دنیای مدرن در زمینه روح جوامع بشری و نقش زنان در تداوم و بقای آن.

بر اساس نسخ قدیمی همواره از یونانیان باستان به عنوان اولین قومی که «دموکراسی» را به عنوان امری حیاتی مد نظر قرار داده اند، یاد شده است. «افلاطون» و «ارسطو»؛ متفکران بزرگ این قوم ساکن در حاشیه مدیترانه، اولین گروهی از اندیشمندان به شمار می روند که به شیوه های برقراری دموکراسی قائل شدند.

تا پیش از حضور اندیشه های این دو حکیم بزرگ یونانی، بشرِ باستان دوره ای را پشت سر می گذاشت که در میان تاریخ نگاران امروزی به دوران «مادر محور» موسوم است. علی رغم تفکرات مورخان دو سده ی پیش که مردان را داری قدرت بلامنازع می دانستند با بررسی اسناد باستانی، امروز این نکته به وضوح روشن است که در دوره «مادر محور» زنان از اهمیت، احترام و قدرت فراوان اجتماعی، اقتصادی و تصمیم گیری برخوردار بوده تا جایی که مقام آنان هم تراز با الهه ها و ایزد بانو ها در نظر گرفته می شده است.

پس از گذر از دوران «مادر محور»، بشر وارد دوره جدیدی از زندگی گروهی می شود که اگرچه دارای قالب سیاسی مشخصی نیست اما به شکل نامنسجمی در قالب مشارکت اجتماعی در زندگی فردی اداره می شود. به نوشته مورخان، اولین مردمی که به اداره جامعه از طریق نظام های مشخص و تببین شده اهمیت نشان دادند، یونانیان باستان هستند که به بررسی شیوه های حکومتی در دو قالب «آریستوکراسی» یا اشراف سالاری و «دموکراسی» پرداختند.

واژه دموکراسی برگرفته از دو واژه یونانی «دموس» به معنی «مردم»، و «کراتئین» به معنی «حکومت» است و اولین بار در آرا حکمایی چون «سقراط»، «افلاطون» و با شرح و تفصیل بیشتر «ارسطو» به چشم می خورد.

اما نکته ی قابل توجه و البته مغفول مانده ای که با وجود اسناد معتبر، کمتر به آن توجه شده، وجود اولین جرقه های دموکراسی در میان اقوام میانرودان است. این مسئله نشان از این دارد که زادگاه دموکراسی در خاورمیانه است نه در غرب! بی شک غرب در سازماندهی این تفکر (دموکراسی) به دلیل داشتن متفکران فلسفه، موفق عمل کرده اما نباید از یاد برد که زادگاه اندیشه ی «دموکراسی» را باید در مشرق زمین جستجو کرد.

 علاوه بر یونان باستان، کشور دیگری که واجد دولت «دموکراتیک» به معنای شیوه ای حکومتی با دخالت مردم در تعیین سرنوشتشان بود،«رم باستان»است که در نهادینه کردن اصول دموکراسی از وجود مجلس «سنا» سود می برد.

تاثیرآرا متفکران رومی از جمله«سیسرو» و «سنکا» و مجلس سنا آنچنان عمیق و پر اهمیت است که سده های بعد توانست آتش بزرگ ترین انقلاب تاریخ (انقلاب فرانسه) را شعله ور کند.

در شماره ی بعدی، طی مصاحبه ای اختصاصی با شهلا لاهیجی؛ مدیر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان مفصلا به شرح و تفصیل «دموکراسی» و زوایای مختلف آن از عهد باستان تا عصر حاضر خواهیم پرداخت.

 

 


چهره زن در تمدن مصر باستان

چهره زن در تمدن مصر باستان

 

میان رشته کوه های عربستان و لیبی،مصر یا«که می»باستانی،یعنی «خاک سیاه»،از رسوبهایی به وجود آمد که طی هزاران قرن،طغیانهای سالانه ناشی از باران های آفریقای مرکزی به جا می گذاشت،اگر نیل سفید که ازجریان دریاچه های بزرگ،به ویژه «ویکتوریا»و«آلبرت»سرچشمه می گیرد و نیل آبی که از «آتابرا»در اتیوپی تغذیه می شود از جریان باز می ایستاد،«خاک سیاه»در زیر خورشید سوزان،تبدیل به صحرای بی آب و علف و غیر مسکونی می شد که هرگز نام «مادر تمدن های باستان»را به خود نمی گرفت.

در نظر نخستین ساکنان این سرزمین گرم،همه چیز به «اراده عالی»بستگی داشت که حرکت گیتی را تنظیم می کرد.بی گمان اگر این نیروی خلاق از حرکت باز می ایستاد یا تعادل آن دگرگون می شد دلیلی جز اراده الهی نداشت و بدین سان بود که مصریان باستان عمیقا در خاک خود ریشه دوانده بودند.

در این نظام وجودی بسیار وابسته به طبیعت،جنس مرد و زن مصری که به عقیده مصریان باستان،از لحاظ جوهر مکمل یکدیگر به شمار می رفتند، در حالی به ایفای نقش خود می پرداختند که یکی چون دیگری،به یک نسبت محترم شمرده می شدند.بر همین اساس است که با تعمق در  چهره زن مصری در دوران باستان از ارزش و اهمیت خارق العاده ای برخوردار است.

با توجه به لوح ها و پاپیروس های به دست آمده از آن دوران،زن مصری در دوره باستان،در سه قلمرو «معنویات»،«مادیات» و« زندگی روزمره »قابل بررسی است

 

 ** نقش زنان در معنویت   

متون متعدد اسطوره شناختی و مذهبی مصر باستان،در باره مبدا زمان،حاکی از اعتقادی کلی نسبت به «رب النوع ابتدایی»هستند که بر عالم ذر فرمانروایی داشته است،هنگامی که«آسمان هستی نیافته بود،هنگامی که زمین هستی نیافته بود،در آن زمان که انسان ها هستی نیافته بودند و خدایان هست نشده بودند و(حتی)مرگ هستی نیافته بود.»و همه چیز در حالت انتظار در آب که «نون»نامیده می شود،غوطه ور بود.

این «رب النوع ابتدایی» که خود خنثی بود،واجد هر دو عنصر نرینگی و مادینگی بود .به اعتقاد «کریستیان دروش نوبلکور»مصر شناس برجسته فرانسوی،جفت های آفریننده نور در جسم واحدی گرد هم می آیند و در واقع شامل چهار عنصر نر و چهار عنصر ماده هستند و به این ترتیب است که«نون» وارد مرحله خلقت الهه ها ی دیگر می شود.

شایع ترین فرامین تصویری به دست آمده حول محور رب النوع های دوران باستان و در تمامی افسانه ها و اسطوره های مذهبی ازمفهوم زن به عنوان مفهومی که برای تعادل جهان و نتاسخ های اساسی آن نیاز است یاد کرده است  ومکمل بودن دو جنس نر و ماده را به دست می دهد.

در دوایر خدایی،عنصر زن نه تنها منفعل نیست،بلکه شریک ،دستیار،غالبا حامی ،گاهی بر انگیزنده اغتشاش ،مهربانی یا در صورت لزوم تجاوزگر و نیز خشن است ،در حالی که همواره مادری خوب و گاهی شادی آفرین برای خدایان است اما آنچه مسلم است این که احترام و  نیاز به باز یافتن اصل زنانه  در اقدام خدایی،برای ساکنان «خاک سیاه»تا آنجا از اهمیت برخوردار است که هر کدام از شهرهای این قلمرو دارای الهیه ای خاص خود است.

**ایزیس؛ ایزدبانوی عشق

از کلیه وجوه زنانه خدایی،«ایزیس»به نظر معاصران ما به عنوان عالی ترین الهه و شناخته شده ترین تصویر از نفس مصر است که همدم و قابل تحسین «اوزیریس»خدای خدایان به شمار می رود و پرستش او علاوه بر مصر در سرتاسر حوزه مدیترانه و امپراتوری «رم»مرسوم بوده و معابد زیادی به افتخار او ساخته شده است که مجموعه ای سحرآمیز از آن در جزیره «فیلائه»به جای مانده است.

 چهره این ایزد بانو در سنگ نوشته های عبادتگاه ها و پاپیروس ها به صورت«زنی سیاه و صورتی رنگ،برخوردار از زندگی،سرشار از عشق،شب هنگام در کنار گهواره کودکش» نمایش داده شده زیرا وی توانست آیین شوهر(اوزیریس) شکست خورده به دست زشتی خود را تداوم بخشد و از وارث او قبل از رسیدن به بلوغ دفاع و پس از آن برای رسیدن به مقام خدایی خدایان حمایت کند.

علاوه بر نقشی که در اسطوره های مصری برای جنبه زنانه «نون»در حیات بخشی به موجودات عالم در نظر گرفته شده است،در مفهوم مرگ و نابودی انسانها نیز موجود زنانه پیچیده ای دارای نقش اساسی است.این الهه که «رع »نامیده می شود،به دلیل توطئه انسان ها علیه مقام خدایی اش دست به کشتار انسان ها زد اما پس از گذشت مدتی اندک از کار خود پشیمان گشت.

با توجه به موقعیتی که نماد خدا-زن در اسطوره های مختلف مصری دارد، می توان از نقش برجسته زنی که در کنار« فرعون»حاکم باستانی مصر، قرار دارد،اطمینان داشت.بنا براین ملکه در عالی ترین مفهوم خودمطرح است:زوجه بزرگ شاهانه،زوجه ای که باید جانشین تاج و تخت را به دنیا بیاورد.

بر اساس اسناد یافته شده در کاوش های باستان شناسی مصر،ملکه های بسیاری امپراطوری سحر انگیز دوران باستان مصر را تکمیل می کنند،زنانی که بسیاری از آنان در مناصب بالای دولتی و غیر دولتی به رتق وفتق امور اشتغال داشته اند.

از همان سلسله اول،می توان از طریق شمار گورهای بانوان قصر،بویژه از طریق آنچه از شکوه و تجمل مقابر این زنان باقی مانده است به  نقش مهمی که ایفا می کرده اند،پی برد؛زنانی که در طول تاریخ مصرموقعیتشان حفظ شده و بی گمان توسعه نیز یافته است.

این اصل به عنوان واقعیتی غیرقابل تردید پذیرفته شده بود که وراثت بر عهده ملکه است:او«جوهر خدایی رابه فرزند شاهانه انتقال می دهد»از این روی،این ادراک متضمن این ضرورت بود که او باید دختر فرعون باشد یا این ازدواج میان خواهر و برادری است که ملکه و فرعون باشند و این به معنای عملی ساختن کامل آن چیزی بود که به رفتار خدایان نسبت داده می شد.

به این ترتیب فرعون بعدی مصر واجد قدرت بالقوه خدایی است و به محض نشستن بر تخت از طریق آیین هایی بسیار با ارزش تایید و حفظ می شود.او نهایتا این قدرت فوق زمینی را مدیون مادر خویش است.زنی که«از ازدواجی خدایی زاییده شده و ازدواجی خدایی می کند».

زنان از همان ابتدای امپراطوری«نیابت سلطنت را عهده دار می شوند».زن با عنوان مادر شاهانه نقش فوق العاده مهمی در کنار پسرش ایفا می کرد.نخست،او طی دوره جوانی فرزندش نفوذی قاطع داشت ،سپس اگر شاهزاده جانشین،پدر خود را از دست می داد،مادر عملا نیابت سلطنت را بر عهده می گرفت.

از میان ملکه هایی که به دلایل مختلف به سلطنت رسیدند می توان به «ملکه مه یره-آنخنس»،که نام وی حتی در زمان سلطنت شوهرش در مکاتبات رسمی خارجی به کرات آمده،«ملکه آهوتپ»که در نزد مصریان باستان به «آهوتپ آزادی بخش» مسوم است و در جنگی برای آزادی مصر از اشغال«هیکسوس»کشته شدو ملکه«تی یی»که باستان شناسان از وی به عنوان«مولف اصلاحات مذهبی»یاد می کنند از اهمیت والایی برخوردارند.

علاوه بر نقش دولتی و رسمی ملکه ها در دوران باستان،آنان به دلیل برخورداری از عنوان«زوجه خدا»دارای مقام مذهبی با اهمیتی بودند که ناخودآگاه ایشان را به کاهنه هایی نیرومند و متنفذ تبدیل می کرد که گاه با استفاده از آن می توانستند فرعون را برای انجام درخواست ها یا تصمیم گیری های خاص تحت فشار قرار دهند.

در میان سنگ نوشته ها و پاپیروس های یافت شده از کاوش های باستانی،علاوه برایزد بانوهای وملکه ها به دسته دیگری از زنان بر می خوریم .این اسناد به زندگی زنانی از سایر طبقات اجتماعی مصر باستان می پردازند و حاکی از این حقیقت هستند که:«زن مصری شهروند خوشبخت کشوری بود که در آن تساوی میان زن و مرد گویی از همان ابتدا موضوعی طبیعی و عمیقا ریشه دار تلقی می شده و هرگز مساله ای ایجاد نکرده است.»

با توجه به اسناد به دست آمده از سرتاسر سرزمین پهناور مصر،به نظر می رسد مفهوم تساوی میان زن و مرد تا آن اندازه در خلقیات مردم و تمدن نیل ریشه دوانیده بود که در نظام نامگزاری نیزتاثیر خود را بر جای نهاد به نحوی که ممکن بود گاهی نام خاص واحدی به طور مساوی به زن یا مرد اطلاق شود.

به نوشته«کریستیان دروش نوبلکور»؛«حقایق تاریخی نشان دهنده این واقعیت است که مصر تنها کشوری است که در دوران باستان به شکل واقعی احوال شخصی زن را مساوی با مرد تعین کرده و این امر بدون دشواری در سرتاسر دوره امپراطوری باستانی قابل مشاهده است.»

گروهی از دختران جوان در صورتی که آموزش های مربوط به طبابت و جراحی را فرا می گرفتند می توانستند به این امر اشتغال داشته باشند که از میان آنان نام «بانوپه سس هت»در اسناد مربوط به دوره رامسس دوم به عنوان مدیره طبیب دیده می شود.یا دخترانی که آموزش های کتابت را فرا می گرفتند می توانستند مانند بانو «سشسشت» مدیر معلمان قصر به تعلیم دیگران پرداخته یا وارد  ادارات دولتی شوند.

برای زن مصری قیمومیتی تعریف نشده که او ناگزیر به قبول آن بوده باشد.قدرت والدین علی الخصوص پدر،بیش از هر چیز جنبه حمایتی داشته است.به نظر می رسد زن مصری گذشته از پاره ای رسوم از جمله رضایت پدر،در انتخاب شوهر آینده اش آزاد بوده است.

در دوره امپراطوری باستانی اگرچه زن در انتخاب همسر آزاد بوده با این حال شرایطی برای ازدواج وی ضروری بوده که از خلال اسناد می توان به وضوح آن را دید:«نخست باکره بودن،سپس مرتکب زنا نشدن،فریب ندادن شوهر و قسم بر حمایت از او و اموالش»

همچنین در زمینه وراثت،انتقال ها برای مرد وزن وضعیت مشابهی داشته است واعضای یک خانواده شامل پدر،مادر،فرزندان اعم از دختر و پسر به نسبت مساوی در سهم الرث شریک شده و هر یک دارای اموال خاص خود می شدند که برای اداره آن آزادی عمل تام داشتند و زن تحت اقتدار شوهر یا سلطه پسر اولش نبود.

زن می توانست از شوهرش مانند فرزندانش ارث ببرد و تساوی ارث بری برای پسران و دختران به شدت مراعات می شده وقانونا از هر نوع تعدی مردان و پسران ازبه اموال زنان و دختران جلوگیری می شده. این امر به خوبی تساوی زنان و مردان را نشان می دهد تا این حد که یکی از اسناد به دست آمده از مصر باستان به بیان جریان محاکمه پدری می پردازد که «مرتکب عمل خلافی شده و در تملک خود اشیایی دارد که متعلق به منند (دختر وی)و مادرم آنها را به من داده است اما او آنها را زن دوم خود سنبتی داده است».

همانقدر که قانونگذار به زن در احوال شخصیه حقوق برابر با مردان اعطا کرده است،در هنگام وقوع جرم از سوی او نیز بدون واسطه وی را تحت تعقیب قرار می داده و دارای مسوولیتی برابر با مردان بوده است.نمونه آن اسناد به دست آمده از جریان پرونده زنی روستایی است که به همراه دو مرد دست به سرقت واختفا اموال مسروقه زده بودند و دادگاه مجازاتی مشابه مردان را برای این زن نیز در نظر گرفته بود:«آنان به عنوان کارگردر املاک معبد به کار گرفته می شوند و هر سه باید سی ضربه چوب بخورند»

 

** تساوی حقوق زن و مرد در مصر باستان  

در جریان تسلسل هزاره ها،نسل های مصریان باستان،زن، همانگونه که مشاهده شد،از امتیازات مساوی،اگر نگوییم مشابه، با مردان برخوردار بود.با توجه به دیدگاه مصریان در آن اعصار،کافی بود «راه خدا را دنبال کرد تا شایستگی ابدیت به دست آید».هر کس باید سرنوشت خود را بپذیرد و «وظیفه هر کس این است که با پیروی از ماآت دختر خورشید این سرنوشت را بهبود بخشد»و این هر کس اعم است از زن یا مرد.

آنچه پس از توجه در سنگ نوشته های و لوح های بدست آمده از مصر باستان بیش از پیش رخ می نماید این حقیقت است که موجودیت زن مصری،یعنی مادری که بیش از هر چیز مورد احترام است،در زنی تابع قوانین اخلاقی مطلق اما برخوردار از آزادی بیان ادغام شده است.

قابلیت کامل حقوقی او،استقلال شگفت آور مالی او،تاثیر شخصیت او در زندگی خانوادگی و ازدواج آزاد و شیوه های مادرشدنش از او چهره ای ویژه می سازد که در هیچ کجای آن مساله مادر سالاری دیده نمی شود.

مقام و موضع زن در جامعه مصری آن زمان،یکی از زیباترین شواهد پیشرفته بودن این تمدن است که موفق شد مادر،همسر یا دختر،موضوع کاملترین تساوی در منطقی ترین تقاوتها را بسازد.کوتاه سخن،در دوران فراعنه زن مصری زنی واقعی بود ونه زنی مرد صفت و به طور یقین خوشبخت و راضی از اینکه با  موضوع تحسین بر انگیز«نشاط دل»هویت می یابد.

 

منبع:

بخش های درون گیومه عینا از اسناد باستانی در کتاب «زن در عصر فراعنه و اسرار تمدن مصر باستان»؛ کریستیان دروش بوبلکر، عباس آگاهی، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان ذکر شده است.

.

 

 

 

 

 

 



نمایشگاه کتاب «فرانکفورت»

شهلا لاهیجی از حضور در نمایشگاه فرانکفورت می گوید:

آمار کتاب های «غیرمجاز» بیش از کتاب های «مجاز» است!  

 

سهیلا قربانی: نمایشگاه کتاب فرانکفورت بزگترین رویداد فرهنگی جهان است که در آن نه تنها جدیدترین اثار ناشران از  5 قاره به نمایش گذاشته می شود بلکه همه ساله بیش از دو تا سه هزار رویداد فرهنگی از بحث های سیاسی گرفته تا نقد ادبی معرفی اثار نمایش فیلم نمایش فیلم های مستند آخرین اخبار تئاتر و... در آن به معرض عموم گذاشته می شود. انتشارات روشنگران و مطالعات زنان نیز امسال برای دهمین سال متوالی در این نمایشگاه حضور خواهد داشت.

شهلا لاهیجی؛ مدیر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان همچون ده سال گذشته بصورت مهمان افتخاری در نمایشگاه کتاب «فرانکفورت» حضور می یابد.

مدیر انتشارات روشنگران علت دعوت هر ساله و یا حضور خود را بصورت پیوسته در نمایشگاه فراکفورت اینگونه عنوان کرد: «شاید علت را باید از مدیران و مسئولان نمایشگاه فرانکفورت سوال کرد اما تا جایی که من اطلاع دارم به این د لیل که من علاوه بر «جایزه زنان» در نشر که یک جایزه ی بین المللی است در سال 2006 ناشر برگزیده ی جهان نیز بوده ام، این مسئله امتیازی محسوب می شود که نمایشگاه کتاب فرانکفورت برای من بعنوان یک زن ناشر قائل شده است.»

 

وی در ادامه با بیان این مطلب که امسال روشنگران با آمار بالایی از کتاب های غیرمجاز در این نمایشگاه حضور خواهد داشت، افزود: «روشنگران با بیش از سی عنوان کتاب مجاز و در همین حدود کتاب غیرمجاز در نمایشگاه شرکت خواهد داشت. البته اینها تنها کتاب های تالیفی و نوشته شده به وسیله ی نویسندگان ایرانی است چراکه به دلیل عدم حضور ایران در حقوق کپی رایت ما نمی توانیم کتاب های ترجمه را در نمایشگاه عرضه کنیم چون این به منزله ی سرقت فرهنگی است. و ما نه تنها کتاب ها را بدون اجازه ی نویسنده و ناشر منتشر می کنیم بلکه در انها دست می بریم و بخش هایی را حذف می کنیم ، ندرتا چیزهایی به ان می افزاییم و خلاصه حرام را حلال می کنیم که متاسفانه از نظر حقوق کپی رایت به هیچ وجه قابل پذیرش نیست و بدنه ی نشر جهانی هنوز ما را در خود نپذیرفته است. شاید یکی از دلایلی که ادبیات ایران و اثار نویسندگان ایرانی نتوانسته انطور که باید در جهان شناخته شود همین مسئله باشد که دولت به هر بهانه ای هنوز امادگی حضور در کپی رایت جهانی را ندارد.»  

 

ایشان در ادامه عنوان کرد: «من هر سال با تازه ترین آثارم در این نمایشگاه حضور می یابم و گاه اثاری از زنان نویسنده ی دیگر ایرانی را نیز به بازدیدکنندگان نمایشگاه معرفی می کنم. متاسفانه امسال لیست کتاب های ممنوع بیش از کتاب های مجاز است. و من اگر بخواهم آنها را در نمایشگاه به نمایش بگذارم باید تاکید کنم که این کتاب ها غیرقابل دسترس است که البته تعدادشان هم کم نیست به همین دلیل مانده ام که چه بکنم آیا این کتاب های فاقد مجوز در ایران را به ناشران خارجی عرضه کنم یا انکه دلخوش کنم و به امید تغییر در سیاست های فرهنگی کشور همچون همه ی این سالها به انتظار بنشینم که انشاالله فرجی حاصل شود.»

البته باید مدنظر داشت که نمایشگاه کتاب فرانکفورت بزگترین رویداد فرهنگی جهان است که در آن نه تنها جدیدترین اثار ناشران از  5 قاره به نمایش گذاشته می شود بلکه همه ساله بیش از دو تا سه هزار رویداد فرهنگی از بحث های سیاسی گرفته تا نقد ادبی، معرفی اثار، نمایش فیلم، نمایش فیلم های مستند، آخرین اخبار تئاتر و... در آن به معرض عموم گذاشته می شود اما باید این مسئله را هم درنظر داشت که برخلاف نمایشگاه تهران که تنها برای فروش کتاب است ، در نمایشگاه فرانکفورت فروش کتاب اکیدا ممنوع است.

شهلا لاهیجی امیدوار است مانند هر سال ایرانیان و ناشران بسیاری از کشورهای دیگر از غرفه ای که نمایشگاه در اختیار او گذاشته دیدن کنند.

لاهیجی در ارتباط با نحوه برگزاری این نمایشگاه می گوید: «سه روز اول نمایشگاه مخصوص اهالی فرهنگ نظیر نویسندگان ناشران ویراستاران مترجمان و خلاصه تمامی کسانی است که به نوعی در حوزه ی فرهنگ مکتوب و جدیدا مجازی فعالیت دارند . نمایشگاه تنها در دو روز آخر که مصادف با تعطیلات اخر هفته است به روی عموم باز می شود. اما انچه که این بزرگترین رویداد فرهنگی را اهمیت ویژه می بخشد، احترام تکریم و رفاهی است که برای همه ی بازدیدکنندگان و شرکت کنندگان در نمایشگاه حاصل امده و هرسال نیز بر دامنه ی این رفاه و کرامت افزوده می شود.

از ایران نیز هرساله دولت ایران، غرفه ی بزرگی در نمایشگاه فرانکفورت دارد و امید ما اینست که این حضور مداوم کمی هم تجربه اندوزی حاصل آوردو ما بیاموزیم که دست کم نوشیدن آب برای شرکت کنندگان و بازدیدکنندگان از نمایشگاه عذاب علیم نباشد! »

نمایشگاه امسال از 20 تا 24 مهرماه (12 تا 16 اکتبر 2011) در کشور آلمان برگزار می شود.

گزارش مفصل تر از چگونگی برگزاری پنجاه و نهمین دوره نمایشگاه کتاب فرانکفورت پس  از بازگشت شهلا لاهیجی در سایت روشنگران ارائه خواهد شد.

 

 

 


«ذهن ارام»

چگونگی دریافت فلسفه ی «بودن» و ارزش «ذهن»

چگونه به «ذهن ارام» دست پیدا کنیم؟!  

 

کتاب «ذهن آرام» دیوید کانت با برگردانی از داریوش صنیعی در رده ی یکی از بهترین آثاری است که در حوزه «روانشناسی رفتاری» با حمایت انتشارات «دامون» که در کنار نشر روشنگران فعالیت دارد، انتشار یافته است.

این کتاب خواننده را در دریافت فلسفه ی «بودن» و ارزش «ذهن» و جایگاهی که در زندگی روزمره ی او ایفا می کند، یاری می دهد.

«ذهن ارام» ما را به دقایق توقف و ارامشی که در انها می توانیم هستی را تجربه کنیم هدایت می کند و نشان می دهد انچه بعنوان زندگی به ان چنگ زده ایم یک امر تجریدی یا یک نظام معنوی آموختنی نیست؛ بلکه چیزی زنده، دائم در حال تغییر و گاهی هم طاقت فرساست و درعین حال همان چیزی است که هرروزه بدون هیچ توقفی در ان زیست می کنیم.

در پیشگفتار کتاب چگونگی و کیفیت «بودن» به خواننده ی جهان پرغوغا چنین یادآوری می شود: «همه ما با استفاده از شگفتی های فن اوری علمی، جهان اعجاب انگیزی را بوجود آورده ایم ولی در این بهترین جهان ممکن، چنان در یادگیری چگونگی «عملکرد» غرق شده ایم که چگونه «بودن» را فراموش کرده ایم. زندگی امانتی است که بزرگترین فرصت ها را در اختیار ما قرار می دهد تا با استفاده از ان زمینه ی «بودن» در هر لحظه را کشف کنیم.»

 

 

 


«سیاه و کبود»

طاهره صدیقیان عنوان کرد:

«سیاه و کبود»؛ روایت خشونت های خانگی

 

سهیلا قربانی: «سیاه و کبود» عنوان اثری از «آنا کوئیندلن»؛ نویسنده ی آمریکایی به سفارش انتشارات روشنگران با ترجمه ای از طاهره صدیقیان در لیست آثار چاپی قرار گرفت.

 

«سیاه و کبود» در قالب داستانی اجتماعی-خانوادگی قصه زنی را روایت می کند که از طرف شوهرش (رئیس پلیس شهر) مورد خشونت های خانگی قرار می گیرد.

زن در نقطه ای که خود را در مرز نابودی می بیند، قصد می کند تا به همراه فرزندش خانه را برای همیشه ترک کند اما با این اقدام، تمام حقوق قانونی اش را از دست داده و اینجاست که قانون در مقابل او قد علم می کند.

 

یکی از خصوصیات قابل توجه در نحوه نگارش این داستان، شکست زمان در بطن اتفاقات به هم پیوسته ای است که درنهایت منجر به یک «پیوند زمانی» می شود.

 

صدیقیان در مقام مترجم، ویژگی اصلی در برگردان این اثر را چنین توصیف می کند: «سیاه و کبود بعنوان اولین تجربه من در ترجمه ی اثری است که بستر اصلی داستان آن با یک «شکست زمانی» نگارش شده؛ پیوند «گذشته» ی  قهرمان داستان که بستر تولد خاطرات زندگی مشترک او بوده با مقطع زمانی «حال» که به ساخت هویت جدیدی از او منجر شده است.» 

وی در ادامه عنوان کرد: « نویسنده ی این کتاب با توصیف روان، جذاب و البته پیچیده ای که در تصویر کردن این داستان داشته، به خوبی توانسته مخاطبانش را در دایره ی زمانی متفاوتی قرار بدهد.» 


«بوطیقای فضا»؛ «گاستون باشلار»

برای اولین بار در ایران ترجمه شد؛

«بوطیقای فضا» به قلم «گاستون باشلار»  

 

سهیلا قربانی: «بوطیقای فضا» نوشته «گاستون باشلار» معمار شهیر فرانسوی برای اولین بار با ترجمه ای از «مریم کمالی» از سوی انتشارات «روشنگران»در نوبت چاپ قرار گرفت.

در این کتاب «باشلار» با رویکردی شاعرانه به بررسی معماری فضاهای شهری و مفهوم «خانه» در ادبیات کهن فرانسه پرداخته است. وی در این اثر تصریح می کند؛ فضاهای زندگی و شهری باید همانند شعر از هماهنگی و توازن لازم برخوردار و به عبارت دیگر باید دارای «وزن» باشند.

«گاستون باشلار»که دانش آموخته دکترای «فلسفه علم» از دانشگاه «سوربن» پاریس است، از تاثیرگذارترین معماران معاصر فرانسوی به شمار می رود که با ترکیب فضاهای معماری و ادبیات توانسته به سبک جدیدی از فضاهای هنری تلفیقی دست یابد.

وی توانسته با رویکردی برگرفته از علم منطق به کشف رابطه ای جدید بین «فلسفه علم» و «پدیدار شناسی ذهنی» دست پیدا کند.

از«مریم کمالی»مترجم این کتاب، پیش از این کتابهایی نظیر«خانه سفید برفی»، «چوانگ دزو» و «لیه دزو» ، «گروگان گیری» و... به چاپ رسیده است.

 

 

 


«چیزهایی ضروری»؛ «استفن کینگ»

به قلم «استفن کینگ» با برگردانی از «سهیلا فرزین نژاد»؛

«چیزهایی ضروری» برای اولین بار در ایران منتشرمی شود

 

سهیلا قربانی: «چیزهایی ضروری» عنوان اثری است از «استفن کینگ» که می توان آن را در زمره ی فلسفی ترین آثار وی به شمار آورد.

«استفن کینگ» به روال معمول، در فضایی دور از واقعیت، دست بر ضعف های عمیق بشری گذاشته تا تاثیر مخرب آن را در قالب داستانی محرک و جذاب به نمایش بگذارد.

  

«چیزهایی ضروری»؛ روایتگر شیطانی است که روح تمامی مردم شهر (مردم عادی تا مقامات منصوب)، را درصدد نابودی، به تسخیر در می آورد و صدمات و لطمات جبران ناپذیری را وارد می کند.

نویسنده در این کتاب، شیطان را دستاویزی برای تولد دیوهای پلید آدمی قرار داده؛ دیوهایی که استعاره از امیال مذموم آدمی بوده و در شیشه ی وجودی او، در پی فرصتی برای ظهور بوده اند.   

انچه ادمی را در مسیر «بدی ها» سوق می دهد، تمایلات و امیال ناپسند انسانی است که درون هر انسان (به واسطه انسان بودنش)، وجود دارد و در هر شرایط زمانی و مکانی به وسیله ی یک سهل انگاری، مجال بروز پیدا می کند. موضوع پرداخت شده در این اثر نیز گویای چنین مسئله ای است. 

«چیزهایی ضروری» در 1000 صفحه، توسط فرزین نژاد (مترجم برگزیده از سوی ادبیات داستانی) ترجمه شده است.

 

برگردان اثار «کینگ» بدلیل به کارگیری وی از زبان محاوره در اصل متن، کار دشواری است که پردازش نویسنده بر روی کاراکترهایی که در این کتاب، زبان انگلیسی را به غلط حرف می زنند، موجب شده تا مترجم با رعایت امانت در ترجمه،  آنها را به همان شیوه ی اشتباهی که در گویش کاراکترهای داستان تعریف شده، ترجمه کند و همین مسئله، ترجمه این متن را بیش از پیش دشوار کرده است.

 

انتشارات روشنگران پیش از این کتاب «شکارچی رویا» را به قلم همین نویسنده به مرحله چاپ رسانده است.

 


«روز واقعه»

«روز واقعه» تجدید چاپ شد

 

«روز واقعه» به قلم بهرام بیضایی به چاپ پنجم رسید.

 

انتشارات روشنگران در مراسم رونمایی از تازه های روشنگران که 25 مردادماه برگزار شد، اقدام به تجدید چاپ فیلمنامه «روز واقعه» کرد.

 

«روز واقعه» داستان شخصیتی به نام عبدالله جواني نصراني است كه تازه اسلام آورده و در جريان عروسي خود با «راحله»؛ دختر «زيد» ندائي مي شنود كه او را به ياري فرا مي خواند.

«عبدالله» به دنبال اين ندا بيابان به بيابان و واحه به واحه تا كربلا مي تازد و سرانجام به كربلا مي رسد كه عصر روز عاشوراست؛ زماني كه «حقيقت» را بر سر نيزه مي بيند...  

 

 

 


دستنوشته شهلا لاهیجی

به بهانه انتشار «شب دوازدهم»؛ ویلیام شکسپیر

 

شکسپیر دنیایی را آفرید که اگرچه ورود به آن نیازمند تلاش و آگاهی گسترده است، اما جهانی سرشار از زیبایی، شگفتی و شناخت لایه های پیچیده ی روان انسانها است.

 

این شگفتی و شناخت چشم اندازی چنان پرکشش  و پر از عجایب در برابر دیدگان می گشاید که می توان همیشه در آن به گشت و گذار پرداخت و از عالی ترین دستاورد هنری انسان درنهایت عمق و پیچیدگی آن لذت برد...

 

درباره تاثیر رنسانس بر نمایشنامه های شکسپیر جای تردید نیست.

رنسانس چه در جنبه های سیاسی و اجتماعی و چه در جنبه هنری قطعا بر او اثر نهاد. در نمایشنامه های شکسپیر اشاره به ادبیات کلاسیک یونان و روم بسیار است و همچنین دیدگاه انسان گرایی و انسان مداری زاده آن نمود بسیار دارد. حتی شاهان نمایشنامه های او نیز در کسوت فرمانراوایان رنسانس بر صحنه ظاهر می شوند. علاوه بر این جهان شکسپیر، پهنه ی شگفتی واژه هاست که ویژگی کلام اوست و این راز جاودانگی آثار اوست...

 


دستنوشته شهلا لاهیجی

نگاهی بر کتاب

«انقلاب مجارستان»؛ نوشته هانا آرنت

  

هانا آرنت در کتاب کم حجم ولی پرمحتوای خود در مورد خیزش مردم مجارستان علیه توتالیتاریسم شوروی سابق به تحلیل سیاسی این انقلاب، نه در مجارستان بلکه در خود اتحاد جماهیر شوروی پرداخته است.

 

مهمترین وجه نگرش هانا آرنت در تحلیل او از حکومت شوروی؛ «بحران جانشینی» است. از مرگ یک رهبر تا انتخاب رهبر بعدی،‌ خلایی پدیدار می شود که هرچند مردم نه در سرزمین اصلی و نه در اقمار نقشی در این فعل و انفعالات ندارند اما ممکن است فضای تنفسی ایجاد شود که در سرزمین های تحت سلطه این امید را به وجود آورد که شاید زمان آزادی فرا رسیده است.

 

این آزادی در مجارستان فقط 12 روز به طول انجامید و پس از آن تانک ها و سربازان سرکوبگر وارد شدند                 ‌‌‌‌


پیش خبر

«مجلس ضربت زدن» در غیاب بهرام بیضایی اجرا شد

 

سهیلا قربانی: نمایشنامه «مجلس ضربت زدن» نوشته بهرام بیضایی، سه شنبه 25 مردادماه در دفتر انتشارات روشنگران روخوانی شد.

روخوانی نمایشنامه «مجلس ضربت زدن» در شرایطی انجام شد که حدودا یک سالی می شود که بهرام بیضایی برای تدریس در استانفورد به ایالات متحده رفته است.

امام علی(ع) در شب نوزدهم ماه رمضان توسط ابن ملجم، یکی از خوارج در مسجد کوفه ضربه شمشیر می‌خورد و در 21 ماه رمضان شهید می‌شود. بیضایی هم به عنوان نویسنده «مجلس ضربت زدن» این موقعیت تراژیک و تاریخی را دستمایه نمایشنامه‌اش قرار داده تا درسال‌های اخیر و با گذشت 14 قرن، آن شرایط را دوباره زنده کند.

«مجلس ضربت زدن» در 10 صحنه به هم پیوسته، برای اجرا تنظیم شده است. در این ده صحنه شخصیت‌هایی به نامهای ابن ملجم، اعرابی یکم و دوم، قطامه، کارگردان، دستیار و نویسنده حضور دارند. دوازده صحنه پا (همسُرا) نیز در حاشیه صحنه می‌ایستند تا در لحظات مورد نیاز مکمل اجرا باشند.

همزمان با روخوانی این نمایشنامه توسط هادی سروری و گروهش در دفتر روشنگران، تمامی کتاب های روشنگران و دامون به همراه آثار مکتوب بیضایی با 30 درصد تخفیف به علاقمندان عرضه شد.

اخبار تکمیلی به همراه گزارش کاملی از دومین مراسم رونمایی از تازه های روشنگران به زودی در سایت روشنگران در دسترس مخاطبان قرار خواهد گرفت.

 


اطلاعیه:

در ادامه سلسله برنامه های تابستانی انتشارات «روشنگران»:

 

مراسم روخوانی از«مجلس ضربت زدن»اثر«بهرام بیضایی» همراه با معرفی تازه های نشر«روشنگران»در روز بیست و پنجم مرداد ماه از ساعت هفده در محل انتشارات «روشنگران»برگزار می شود.

 

در آغاز این مراسم،روخوانی از«مجلس ضربت زدن»توسط یکی از گروهای تئاتر تحت نظر«هادی سروری» انجام می شود.

 

از دیگر برنامه های این روز می توان به رونمایی از نمایشنامه «شب دوازدهم» نوشته «ویلیام شکسپیر» ترجمه« حمید الیاسی»، معرفی و بررسی «هزار افلیای عاشق»نوشته دکتر«قطب الدین صادقی»و«قربانیان کوچک»به قلم «غچه راهب» اشاره کرد.

 

همچنین «ستون های زمین»؛ (توصیف وقایع قرن دوازدهم اروپا) و «انقلاب مجارستان»؛ ( با موضوع مقاومت  مردمی علیه توتالیتاریسم) درصورت نهایی شدن مراحل چاپ، معرفی می شوند.

همچنین، کلیه آثارمنتشر شده از سوی انتشارات« روشنگران» و «دامون» در این روز، با 30% تخفیف ارائه خواهد شد.

 

مدیریت انتشارات «روشنگران» از علاقمندان به این رویداد فرهنگی خواهشمند است  به دلیل محدودیت فضا،نیم ساعت قبل از شروع مراسم در محل انتشارات حضور یابند.

 

 

 

 

 

 

 


«شب دوازدهم»

«شب دوازدهم» به ترجمه حمید الیاسی منتشر می شود

 

نمایشنامه «شب دوازدهم» نوشته ی ویلیام شکسپسر، ترجمه حمید الیاسی به زودی منتشر می شود.

الیاسی در ترجمه ی این اثر، با اشاره به وقایع تاریخی و اجتماعی انگلستان در زمان شکسپیر، به بررسی ویژگی های زبانی این نویسنده ی شهیر پرداخته است.

ویلیام شکسپیر نمایشنامه نویس بزرگ انگلیسی در قرن دوازدهم میلادی و هم عصر «الیزابت اول» است. این دوره از تاریخ انگلستان که به دلیل اصلاحات بزرگ دینی و جدا شدن این کشور از کشورهای تحت سرپرستی کلیسای کاتولیک در «واتیکان» و ایجاد سیستم دینی جدید از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است و منشا تولید آثار هنری و ادبی فراوان می باشد.

این اصلاحات دینی که دو دهه قبل از تولد شکسپیر توسط «هنری هشتم» پایه گذاری شد، در دوران سلطنت «الیزابت اول» به دلیل حمایت های وی، به اوج شکوفایی رسید.

نمایشنامه «شب دوازدهم» به بررسی تاثیرات این اصلاحات بزرگ دینی که از آن به «پروتست» یاد می شود، می پردازد.

زبان به کار گرفته شده در این اثر به دلیل استفاده از ترکیبات بدیع و واژه های جدید، موجب تحرک و غنای ادبیات دراماتیک در آن دوره شده که تاثیر آن تا به امروز بر ادبیات انگلیسی مشهود است.

«حمید الیاسی» فارغ التحصیل رشته اقتصاد از دانشگاه «کمبریج» انگلستان است و به دلیل تسلط بر  اشعار و ادبیات فارسی و انگلیسی، موفق به اخذ «جایزه ملی شعر انگلیس» شده است.


روزی دنیا دربرابر سوریه شرمنده می شود!

شهلا لاهیجی خبر داد:

 

روزی دنیا دربرابر سوریه شرمنده می شود!

 

 

سهیلا قربانی: شهلا لاهیجی؛ مدیر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان از چاپ کتاب «انقلاب مجارستان» نوشته هانا آرنت خبر داد.

 این اثر 25 سال پیش در اغاز فعالیت های نشر روشنگران برای اولین بار در ایران به چاپ رسیده و تا اواخر تابستان، در قالب 150 صفحه وارد بازار کتاب خواهد شد.  

 

** خانم لاهیجی! با توجه به گذشت 25 سال از چاپ اول کتاب «انقلاب مجارستان» انگیزه شما از چاپ مجدد این اثر سیاسی-اجتماعی چه بوده است؟

 

بعد از انتشار انقلاب مجارستان به ترجمه کیومرث خواجوی ها، تقاضاهای بسیاری برای تجدید چاپ این اثر داشتیم که به دلیل طی کردن مراحل دوباره ی ویرایش و غلط گیری، ناگزیر باید به چشم یک اثر دیگر به این کتاب نگاه می کردیم. این مسئله درمورد کتاب چرخنده هم صدق می کرد که سال گذشته تصمیم براین شد تا بعد از گذشت سالها، یکبار دیگر چرخنده را وارد بازار کتاب کنیم و امسال هم کتاب انقلاب مجارستان نوشته ی هانا آرنت را بعد از گذشت تقریبا 25 سال، چاپ مجدد خواهد شد.

 

با توجه به اینکه دو دهه از اولین چاپ کتاب می گذرد، آیا تغییراتی در نسخه چاپی جدید اعمال شده است و یا اصلاحیه هایی که موجب حذف بخشی از کار شده باشد؟

هیچ مشکلی برای چاپ مجدد نداشتیم و تمام متن، بدون اعمال حذفیات در 150 صفحه آماده انتشار است. تنها تفاوتی که کتاب نسبت به اولین چاپ دارد، قطع آن است که پیش از این به صورت پالتویی چاپ شده بود.

 

** کمی در ارتباط با موضوع محوری این کتاب؛ یعنی انقلاب مجارستان برایمان بگویید.

 

 کتاب انقلاب مجارستان، توسط هانا آرنت بعد از سرکوب انقلاب مجارستان به نگارش درآمد و راه گشایی بود برای زمانی که بهار پراگ به وقوع پیوست. نویسنده، این کتاب را بعنوان نگرشی عمومی نسبت به انقلاب مجارستان و درس اموختن از آن را برای مبارزه با توتالیتاریسمی دانسته که با عنوان اردوگاه کمونیسم در جهان سایه افکنده بود.

دراصل در یک برهه زمانی، تمام خاورمیانه و شمال افریقا درگیر نوعی مبارزه علیه دیکتاتوری و توتالیتاریسم های بلندمدت شدند. در این میان انقلاب مجارستان تا زمانی که روسیه (شوروی سابق) با ورود تانک های نظامی به کشور، دخالت نظامی خود را اغاز نکرده بود، به توفیق دست پیدا می کرد. به همین خاطر 12 روزی که مردم مجارستان از آزادی در یک سیستم دموکراتیک بهره مند شدند،  بصورت 12 روز پرخاطره که در تاریخ اروپا می درخشد، شناخته می شود. این درحالیست که تمام کشورهای قدرتمند اروپا به دلیل منافع جبهه های قدرتمند سرمایه داری و شبه سوسیالیسمی در روسیه، سکوت کرده بودند و جهان، نظاره گر بی تفاوت این تراژدی شد.

 

** پس به نوعی می توان نقطه عطف این اثر را «بهار اعراب» معرفی کرد...

 

درست است. مسئله حائز اهمیت اینجاست که در طول این 12 روز هیچ جرمی اتفاق نمی افتد و مردم عادی نه تنها از انقلاب سرزمین شان، بلکه از آرامش و امنیت آن نیز دفاع کردند. بعد از کشتارهای بیرحمانه مردم مجارستان، مردم هر سال در روز یادبود، لباس سیاه بر تن می کردند و به یاد ازدست رفتگان و بازداشت شدگان شمع روشن می کردند. سکوت کشورهای دنیا دربرابر این عمل خصمانه، خاطره ی شرم آوری را در حافظه ی تاریخ به ثبت رساند.

 

** و امروز مشابه این اتفاق را در سوریه نیز شاهد هستیم....

 

 درکمال تاسف شاهد هستیم که در لیبی تنها با نیمی از کشته های سوریه چه برخوردی می شود و با سوریه؛ مردمی چنین آرام و بی خشونت، چه رفتار بیرحمانه ای می شود. متاسفانه این قصه ای است که روزی در دنیا نوشته خواهد شد و دنیای مدعی تمدن و حقوق بشر دربرابر ملت سوریه شرمنده خواهد شد. 

 

** با نگاه به آثاری که تا امروز اقدام به چاپ آنها کرده اید، مشخصا دیدگاه شناخت هویت ملل و اقوام مختلف بر اکثر کارها غالب بوده که کتاب «انقلاب مجارستان» هم از این قائده مستثنی نیست...

درست است. یکی از اهداف اصلی ما در انتشارات روشنگران، چاپ کتاب هایی است که جنبه اطلاع رسانی دارند و آگاهی مردم را درباره چگونگی کسب آزادی سرزمین ها و ملل های مختلف بالا می برند.

زمانی که کتاب «شناخت هویت زن ایرانی» را منتشر کردیم، در ابتدای کتاب به این نکته اشاره کردم که من تاریخ نویسی نیستم که به زندگی شاهان بپردازم، دغدغه اصلی من، نگارش نحوه زندگی مردم و سرگذشت ملت های مختلف است. اما موضوع تاسف بار اینجاست که خود ما تاریخ مکتوب نداریم! تاریخ نویسان سرزمین ما یا بیگانگانی بوده اند که با نظرات خصمانه از ما نوشته اند و یا قلم به مزدهای درباری. چندوقت پیش گوشه ای از «تاریخ جهانگشای نادری» را خواندم و واقعا افسوس خوردم و البته احساس خجالت هم کردم که چقدر به این نادر خونخوار بالیده ایم!‌ 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


گزارشی از مراسم رونمایی تاراج نامه؛

گزارشی از مراسم رونمایی تاراج نامه؛ بهرام بیضایی

زن و مرد هر دو قربانی!!‌

 

سهیلا قربانی: دومین نشست از سلسله برنامه های معرفی تازه های انتشارات روشنگران، با محوریت نقد و بررسی ذیل جهانگشا (تاراج نامه)؛ آخرین نمایشنامه بهرام بیضایی به همراه معرفی کتاب هایی تحت عناوین چهلم، کدام مان رودخانه کدام مان دریا و قربانیان کوچک در محل انتشارات روشنگران با حضور جمعی از اهالی ادب و سینما برگزار شد.

 

شهلا لاهیجی؛ مدیر انتشارات روشنگران در آغاز برنامه انگیزه اصلی خود را از برگزاری این برنامه، معرفی آثاری دانست که در طول سال گذشته در انتشارات روشنگران به چاپ رسیده است.

وی با بیان این مطلب اظهار داشت: «روشنگران برای دومین سال متمادی، به دلیل اعتراض به محل برگزاری نمایشگاه و عدم پذیرش ناشران معتبری که از حضورشان در نمایشگاه ممانعت کرده بودند، امسال نیز در نمایشگاه کتاب شرکت نداشت و از فروش نمایشگاهی صرف نظر کرد تا به نوعی حمایت خود را از ناشران طردشده نشان داده باشد. این برنامه بهانه ای بود تا به نوعی عدم حضورمان را در نمایشگاه بین المللی کتاب، برای دوستداران آثار روشنگران جبران کرده باشیم.»

 

رونمایی از کتاب تاراج نامه؛ آخرین نمایشنامه بهرام بیضایی درحالی آغاز شد که گروه تئاتری که زیرنظر رسول نظرزاده فعالیت دارند، به روخوانی از بخش ابتدایی این نمایشنامه پرداختند.

 

یکی از نکات بارز در این اثر که بدون هیچ تغییری به چاپ رسیده است، به کارگیری زبان آرکائیک در بخشی از کتاب می باشد که بازگو کننده وقایع مربوط به دوران حمله مغول است. ضمن اینکه در تاراج نامه هم مثل دیگر آثار بیضایی، به شخصیت برجسته زن در ادوار مختلف نگاه ویژه ای شده و دو شخصیت محوری داستان با عناوین «مردِ زن پوش» و «زن مرد پوش» خط اصلی وقایع نمایشنامه را پیش می برند.

 

بهرام بیضایی در توضیح به کارگیری از زبان آرکائیک در این اثر عنوان کرده است: «من این نمایشنامه را برای اجرای صحنه ای نوشته ام و ابهاماتی که برای خوانندگان در نوع زبان بکار گرفته شده در تاراج نامه وجود دارد، قطعا در زمان اجرا رفع خواهد شد؛ مانند «باشو؛ غریبه ای کوچک» که شاید در وهله ی اول برای مخاطب چندان گویا نبود اما بعد از اکران، هیچ نقطه ابهامی در ذهن مخاطب باقی نمی گذاشت.»  

 

در ادامه برنامه رسول نظرزاده به تطبیق شیوه های نمایش ایرانی در تاراج نامه (شیوه نقالی و پرده خوانی در بخشی که گروه تئاتر اجرا کردند) اشاره کرد و گفت: « در این کار، پرده خوانی مثال یک تدوین سینمایی است که با صدای متفاوت بازیگران که کاراکترهای خود را بصورت چندصدایی اجرا می کنند، وارد دوره های زمانی مختلف می شویم. زن پوش شدن مرد و مردپوش شدن زن، که ریشه در آثار نمایش ایرانی دارند، در این اثر به گونه ای منطقی و قابل توجیه مطرح می شود؛ تا جایی که در بخشی از کار، شاهد تجاوز تاتارها به فرهنگ و زبان فارسی هستیم. به همین خاطر، زبان تاتار بصورت دوگانه (به دو زبان ترکی و فارسی) نوشته شده است.»

نظرزاده در ادامه عنوان کرد: «مرکز نقد ما تنها به هجوم زبان تاتار به فرهنگ و زبان فارسی نیست. بیضایی هم معتقد است  ما نباید بترسیم که قطعیت های ذهنی مان را زیرسوال ببریم.

مسئله اینجاست که در این کتاب، فرهنگ ایرانی هم مورد نقد قرار می گیرد. تاتار، درون فرهنگی قرار دارد که خودش به انحطاط رسیده و تاتار هم ضربه ی دیگری به آن وارد می کند.»

 

شهلا لاهیجی هم در ادامه گفته های نظرزاده، با طرح یک سوال، باب جدیدی را در بررسی نحوه نگارش تاراج نامه گشود و گفت: «یکی از سوالاتی که همیشه ذهن مرا بعنوان یک جامعه شناس، به خود مشغول می کند، اینست که چرا در طول تاریخ، مورد سه تهاجم بزرگ قرار گرفتیم و هرکدام از این تهاجم ها، توانستند به صورت طولانی مدت در سرزمین ما سایه بیندازند؟! چگونه می شود که اسکندر تنها 5 سال در حکومت ایران زنده می ماند ولی بازماندگانش در طول 220 سال و یا اعراب، قرن ها و مغول 700 سال، سایه سنگینی بر سرزمین می اندازند!

بیضایی در تاراج نامه، پاسخ به این پرسش را با هوشمندی تمام مطرح می کند و می گوید که مشکل اصلی در درون ماست! دامنه ی ترس از رویارویی و مقابله با بانیان و بازماندگان اشغالگران، در زمان فعلی هم نمود پیدا کرده و به نظر من این یک ترس خوردگیِ تاریخی است که در زمانه ی فعلی هم بسط داده شده است. اما با این حال اگر به هر گوشه ی تاریخ نگاه بیندازیم، به این واقعیت پی خواهیم برد که اضمحلال از درون شروع شده و پیش از آنکه دشمن به سرزمین حمله کند، درحال نابودی خودمان بودیم.»

مدیر انتشارات روشنگران در ادامه افزود: «نگاه بیضایی در تاراج نامه گویای این مسئله است که ما آنچنان اسیر جدال های درونی شده ایم که دیگر از دشمنان بیرونی غافل مانده ایم! این موضوع مهمی است که در اکثر آثار بیضایی هم تعمیم داده شده است. ضمن اینکه بیضایی در این اثر تاکید می کند که بین زن و مرد تفاوتی نیست؛ زنِ مردپوش و مردِ زن پوش، هردو قربانی هستند؛ درنتیجه یک ملت قربانی است. نویسنده به زیبایی این تصویر را به رشته تحریر درآورده و در یک جمله عنوان می کند: «و ما این خود هستیم که خودزنی می کنیم.»

 

بعد از رونمایی از کتاب تاراج نامه، کامران محمدی؛ در جایگاه منتقد، به معرفی کتاب «چهلم»؛ بعنوان کتاب برگزیده انتشارات روشنگران در سال 89 به قلم سپیده محمدیان پرداخت.

«چهلم» عروج از درونِ تراژدی است. این رمان، روایتگر داستان زندگی زنی است که از درون تراژدی به آگاهی می رسد.

ناشر این کتاب، معتقد است که «چهلم» علاوه بر داشتن ویژگی های تعریف شده ی یک رمان، قابلیت فیلمنامه شدن را داراست. به همین دلیل تعدادی از سینماگران ازجمله قطب الدین صادقی، مونا زندی، رضا داوودنژاد و تهمینه میلانی در این برنامه حضور پیدا کردند تا درصورت تمایل، اقدام به ساخت این فیلم کنند.  

 

کامران محمدی با بیان این مطلب که رمان «چهلم» دارای قابلیت اقتباسی می باشد و پتانسیل  فیلمنامه شدن را دارد، عنوان کرد: «این اثر یک رمان روانشناختی محسوب می شود که نویسنده با پایان بندی قابل دفاعی آن را ارائه کرده است. اما یکی از معضلات بزرگ سینمای داخلی، رابطه سینما با ادبیات ماست که متاسفانه شاهد رابطه ای کاملا یکطرفه هستیم. بعنوان مثال من همیشه پیگیرانه به تماشای تمام فیلم های آقای داوودنژاد و خانم میلانی می روم اما این دو عزیز کتاب های من را نمی خوانند!  خیلی از آثار داستانی ما قابلیت فیلم شدن دارند اما به آنها توجهی نمی شود.»