خبرنامه



جستجو کتاب

پیوند های محبوب
اعضای سایت

آدرس ایمیل



رمز عبور










عضو نیستید؟   عضویت در سایت
آمار سایت
بازدید امروز : 565
بازدید دیروز : 1861
بازدید ماه جاری : 9262
بازدید تا امروز : 752849
کاربران آنلاین : 1
    

با خرید از سایت در وقت و هزینه های خود صرفه جویی کنید ؛ کلیه کتابهای سایت با 25% تخفیف ارائه می شود

  تازه های نشر  
هیس ! دخترها فریاد نمی زنند

پوران درخشنده - میترا بهرامی
8000 تومان

آوای فاخته

جی . کی. رولینگ
حامد حسین دیزبند
13000 تومان

مرگ یزدگرد

بهرام بیضایی
6000 تومان

  «عقده ي سيندرلا» تجديد چاپ شد  
 
اخيرا انتشارات روشنگران و مطالعات زنان كتاب «عقده ي سيندرلا» نوشته ي «كولت داولينگ» و ترجمه ي سلامت رنجبر را تجديد چاپ كرده است. يكي از علل تجديد چاپ كتاب، درخواست ناگهاني يك نهاد دولتي براي تعداد نسبتا زيادي از اين كتاب بود، و میخواستند كتاب را به دختران ورزشكار شركت كننده در مسابقه اي هديه كنند يا جايزه بدهند.
 
راستش را بخواهيد عليرغم اهميت بي ترديد كتاب به ويژه براي دختران جوان و در سن ازدواج ما هرگز نتوانسته بوديم براي معرفي كتاب تبليغات موثري انجام دهيم. درصورتيكه اهميت اين كتاب تا جايي است كه شايد بتواند به يكي از معضلات مهم جامعه ي ما به ويژه براي نسل جوان پاسخگو باشد.
 
«عقده ي سيندرلا» يا «سندرم سيندرلا» يك عارضه ي اجتماعي است كه معمولا گريبانگير دختران جوان مي شود. آرزوي آنان در قالب ازدواج از راه رسيدن «شهزاده اي با اسب سم طلا» كه البته مي تواند امروزه اتومبيل گران قيمت هم باشد و آنان را چشم بسته به شهر آرزوهايشان ببرد كه در آنجا هرچه بخواهند يا هوسش را كرده باشند در اختيارشان باشد، خلاصه مي شود.
مبتلايان به اين عارضه كاري ندارند كه اين شهزاده ي اسب يا ماشين سوار چندسالش است . تحصيلاتش در چه درجه اي است . خانواده اش چگونه اند. از نظر اخلاقي صلاحيت دارد يا اجازه مي دهد همسرش به مطالعات تحصيلي خود ادامه دهد؟ نظرش درباره خانواده و ازدواج چيست؟ آيا ازدواج را يك قرارداد اجتماعي دوطرفه مي داند يا براين باور است كه وقتي به پاي زني پول مي ريزد در حقيقت او را ميخرد و به اين ترتيب حق هرنوع اعتراض از جنس خريداري شده سلب مي شود. تفاهم فرهنگي اصلا لازم نيست همينطور تفاهم روحي. قرارداد ازدواج به نوعي به قرارداد خريدوفروش تبديل مي شود. اين قرارداد به منزله ي يك قرارداد دوطرفه كه عقد ازدواج نيز ازجمله ي آن است از درجه ي اعتبار ساقط است.
 
كتاب «عقده ي سيندرلا» اين خواست دختران جوان براي جفت جويي را به طور كامل مي شكافد و عوارض بعدي و اشكالات آني آن را توضيح مي دهد و لزوم استقلال اقتصادي زنان هنگام ازدواج را جهت تصميم گيري درست و داشتن حقوق و امكانات مساوي هنگام ازدواج گوشزد مي كند.
 
«عقده ي سيندرلا» كتاب مفيدي است كه چندسالي بعد از چاپ اول، تازه كشف شده و اهميت و ارزش آن براي خواننده معلوم و مكشوف شده است. خواندن اين كتاب را به تمام زنان و دختران جوان توصيه مي كنیم.  


تاریخ ثبت : ۱۳۹۳/۰۶/۳۱
  همایون عالمی: «به راستي زیبایی چیست؟»   
 
زیبایی چیست؟
چرا و چه چیزی انسان را به یک محله یا یک ساختمان ویرانه و قدیمی جلب میکند؟چرا وقتي وارد حياط مدرسه چهار باغ اصفهان مي شوم بي اختيار احساس آرامش مي کنم؟ خستگي را فراموش کرده و احساس آشنائي با آن دارم؟ اما با ورود به ساختمان فرودگاه جدید تهران احساس گمشدگي میکنم و بي دليل دغدغه و خستگي مفرط آزارم مي دهد. آیا این تاثیرات نتیجه طرح ساختمان و معماری آن است؟آیا نوع تاثیرو ارتباط معماری و ساختمان برهمه انسانها یکی است یا هرکس به آوا و پیام متفاوتی از یک ساختمان پی میبرد؟ فرهنگ یک جامعه چگونه زیبایی را تعیین میکند و در مقابل معماری چگونه برما و فرهنگ جامعه تاثیرمیگذارد.
 
 
این کتاب کاوشی برای یافتن جوابی به این سئوالات است و باید گفت که تنها قدم اولیه ایست در این راه. و اما چند اصل مهم در راه این تحقیق مدنظر بوده اند:
 
1.سعی کرده ام که طبق معمول از صفر شروع نکنم. یعنی ببینم دیگران قبل از من برای یافتن جواب به آن سئوالها چه کرده اند.
2.سعی کرده ام فقط به طرح مسئله و تئوری نپردازم بلکه هر چه را که مطرح شده با شواهد عملی بسنجم. این گذر از تئوری به عمل و بالعکس خود مسئله مهمی را در محیط تحقیق علمی ایران مطرح میکند که تازگی دارد و باید مورد توجه بیشتر قرار گیرد.
3.سعی کرده ام که ضمن برداشت و مطالعه آنچه در این زمینه در دیگر نقاط دنیا صورت گرفته آنرا با فرهنگ و گذشته خود اجین کنم. پس وقتی از زیبایی صحبت میکنم مقصودم زیبایی ایرانیست که با دیگر نقاط جهان گفتگو میکند.
4.سعی کرده ام که با سخنی ساده مسائل را مطرح کنم که بتوانم گفتگویی با اغلب افرادی که دست اندرکار فرهنگی هستند برقرار سازم تا تنها گروهی که حرفه شان معماریست. گاه از طنز، شعر و داستانسرایی استفاده شده تا خواننده از سنگینی بحث فارغ شود. بهمین خاطر از همان آغاز سعی شده که مفاهیم را روشنتر بیان کنم. "نقد یعنی محک زدن عنصری براساس مفاهیم مشترک. اما در معماری ایران هنوز این مفاهیم مشترک دقیقاً روشن نشده است. پس سعی من در این مقوله بیشتر تعیین و درک آن مفاهیم مشترک است که بتوان ساختمانهای گوناگون را با آن سنجید.از طرفی، تشریح سبک معماری و شهرسازی نمیتواند به گسستهای عمدی و سهویآثار تاریخی ما اشاره نکند. بنابراین تنظیم مفاهیم مشترک معماری ایران باید نه تنها به میراث فرهنگی باقیمانده ما، بلکه به آنچه از بین رفته نیز بپردازد."
 
در خاتمه بگذارید به چند جمله ای که درباره زیبایی آورده شده است اشاره کنم:
وقتی فرد یا جامعه موضوعی، انسان، شئ یا طبیعت را بفهمد و آنرا درک کند با آن احساس نزدیکی خواهد کرد و آنرا زیبا میبیند. بقول نوافلاطونیان جان آنگاه که با چیزی یا فکری روبرو شود که آشنای اوست احساس تعلق خاطر کرده و لذت میبرد. این ارتباط حسی موجب یادآوری ذات گشته و انسان برداشت "زیبایی" از آن شئ یا فکر میکند. پس اگر زیبایی یعنی "فهمیدن" یک قضیه و فهماندن آن به جامعه میتوان آنرا نوعی وسیله ارتباط جمعی یا زبان تلقی کرد. زبانی که موجب کشف یا دیدن دلو دنیا بصورتی نوین گردد. دیدنی، که ایجاد لذت و تعقل نماید. "تازه ای" که "خاطرات" را یادآور باشد و "آشنایی" که همیشه "تازه" بماند. تعقل موجب کشف انسان و دنیا گردیده و موجب بازگشت ما به انسانیت خود میگردد. از اینرو انسان تعقل (نیکی ) و زیبایی را مترادف میبیند.


تاریخ ثبت : ۱۳۹۳/۰۶/۳۱
  فضیلتی به نام نامیِ نافرمانی  
 يادداشت محمدرضا مرزوقي بر كتاب «روايت حوا و خوشه گندم» نوشته ي سپيده محمديان 
 
 
نقطه عطف اسطوره یا افسانه­ی آفرینش همان گناه اولیه است که با خوردن سیب یا گندم ممنوعه اتفاق می­افتد. در واقع نافرمانی خود باعث گناه می­شود. گاهی فکر می­کنم نه نافرمانی که یک کنجکاوی صرف این گناه را برای آدمیزاد رقم ­زد. هر چند در طول تاریخ همین کنجکاوی بوده که باعث رشد بشر شده. شاید به همین دلیل است که بنیان کلیسا بر اساس ضدیت با پرسش­گری شکل می­گیرد و با هر نوع تفکر درباره جهان هستی که خارج از چهارچوب­ها و اسطوره­های کتاب مقدس باشد به شدت مخالفت می­کند و کوره­های آدم­سوزی خود را دائم به رخ می­کشد.
 
اگر بخواهیم تاریخ بشر را طبق اسطوره آفرینش که در کتاب مقدس و حکایات مذهبی دائم تکرار و بازتولید شده در نظر بگیریم بایدبه این حقیقت اعتراف کنیم که اولین گام در راه رشد مدنیت و رشد بشر را حوا و نه آدم رقم زد. این باور شاید این­همانی پیدا کند با آن بخش از فرضیات تاریخ تمدن که معتقد است اولین گام یک­جانشینی و ایجاد مدنیت و جامعه کشاورزی را هم زنان برداشتند. البته این نه لزوما به معنای برتری اندیشه و عمل یکی بر دیگری که صرفا گونه­ای انتخاب زیستن بوده و هست. مردان دائم به فکر کوچ و جابجایی و زنان به فکر یکجانشینی و ایجاد زندگی ثابت و تشکیل خانواده و روستا و شهر و شهری­گری بوده­اند.
 
با این همه جای سوال دارد وقتی با خود می­اندیشیم پس جایگاه خود زنان در تشکلی که ظاهرا خود از ابتدا بنیان­گذار آن بوده­اند کجاست و چرا در تصمیم گیری­های مدنی و مدنیتی که خود سنگ­بنای آن را گذاشته­اندحضورشان چنین کمرنگ است. آیا به راستی طبق اسطوره­های آفرینش زن به نفرینی ابدی گرفتار شده؟ آیا این اسطوره­ها خود ماحصل تاریخ و حوادثی است که بشر از ابتدا برای خود رقم زده اما در نهایت آن را همچون داستانی ازلی- ابدی سرلوحه حیات خود قرار داده است؟ با این فرض که هر اسطوره­ای که بشر برای خود رقم زده ریشه در واقعیتی دارد که زمانی آن را همچون حیاتی روزمره زیسته و به قانون زندگی خود تبدیل کرده است. پس بد نیست نتیجه گیری اسطوره آفرینش را با وام گرفتن از کتاب "نامه به کودکی که هرگز زاده نشد" اوریانا فالاچی صرفا به یک کلمه که در زبان فارسی بسیار خوش آهنگ و البته همیشه بد سرنوشت بوده خلاصه کنم: نافرمانی. یا فضیلتی به نام نامی نافرمانی. حوا فضیلتی را به بشر آموخت که نافرمانی نامیده می­شود. فضیلتی که هر چند غالبا با پایانی تلخ توام بوده اما تغییراتی اساسی در زندگی بشر رقم زده است.
 
محمدیان در رمان "روایت حوا و خوشه گندم" تلاش کرده این فضیلت را در قالب داستانی امروزی برای مخاطب خود به تصویر بکشد. هر چند مثل همیشه این نافرمانی نیز با پایان تلخ سرنوشت غزال همراه می­شود. سرنوشتی که با خشونتی موروثی توام شده و شاید به همین دلیل است که این خشونت دائم خود را بازیافت و باز تولید می­کند. البته نافرمانی غزال در برابر ترسی است عشیره­ای که در رگ و پی هر عضو عشیره محتوم و نهادینه شده. کندن از این ترس شجاعتی وصف ناپذیر می­خواهد. یادمان باشد در نظام عشیره­ای تنها زنان نیستند که قربانی قوانین خشونت آمیز می­شوند. گاه مردان بیش از زنان پادافره این خشونت بی دلیل اما قانونی را با عمل اجباری خود می­پردازند.
 
آن­چه در رمان "روایت حوا و خوشه گندم" برایم جالب توجه آمد اقدامی است که غزال به آن می­اندیشد و سرانجام تن به آن می­دهد. رفتن. کوچ کردن. کندن از شرایطی که دارد نابودت می­کند و رسیدن به شرایطی شاید ایده­آل­تر. اگر در طول تاریخ اسطوره کوچ عملی مردانه بوده، برای زنی که می­خواهد جهانی تازه تجربه کند تبدیل به مفری برای نجات و رسیدن به آینده­ای روشن می­شود. هر چند این آینده­ی محتوم سرانجام به مرگ زن منتهی می­شود. می­شود به این اندیشید که چه شرایطی موجب می­شود مرگ بر زندگی فعلی رجحان پیدا کند. غزال می­داند سرانجام این کوچ مرگ هم می­تواند باشد. اصلا شاید در پس ذهن خود چنین تصوری دارد که حاضر می­شود عزیزترین فرد زندگی­اش را، پسرش را تنها واگذارد و برود. با وجود این تن به رفتن می­دهد و مرگ را به جان می­خرد.
 
تجربه کوچ جمعی دوستان و آشنایانی که در این سال­ها شاهد کندن و رفتن­شان بودیم باعث شد در حین خواندن اثر دائم به این بیندیشم که انتخاب بهتری نیست اگر آدمی گاهی بماند و قدم­هایی هر چند کوچک برای ساختن بردارد؟ غزال می­تواند بماند و اسطوره حوا و خوشه گندم را به تعبیر خود برای پسرش واگویه کند. شاید باعث شود مرتضا در نهایت وقتی در مقابل آن توطئه قرار می­گیرد درست­تر بیندیشد و عاقلانه­تر تصمیم بگیرد.


تاریخ ثبت : ۱۳۹۳/۰۶/۳۱
  بیضایی زیر بار اصلاحات نرفت/ «جانا وبلادور» توقیف شد  
سهیلا قربانی:چندی پیش ناشر اختصاصی آثار بهرام بیضایی در ایران، آخرین نمایشنامه این نویسنده را با عنوان «جانا وبلادور» برای بررسی به وزارت ارشاد فرستاد تا پس از طی شدن مراحل مجوز، نمایشنامه در اختیار علاقمندانی قرار بگیرد که موفق به تماشایِ اجرایِ این اثر در آمریکا نشدند.  
مطلع شدیم که این نمایشنامه با اصلاحاتِ صفحه ای مواجه شده و نویسنده و ناشر بخاطر ضربه نخوردن به متن، حاضر به اِعمال اصلاحات نشدند.
با شهلا لاهیجی مدیر انتشارات روشنگران درباره سرنوشت «جانا وبلادور» و تازه ترین آثار بیضایی گفتگو کردیم.
 
 
 ** با توجه به اصلاحاتی که به متن نمایشنامه «جانا و بلادور» وارد شد، گمان میکنم امیدی به چاپ این اثر در ایران نباشد...
 
متاسفانه هر چه تلاش کردیم تا توضیح بدهیم شخصیت های داستان، اسطوره ای و سمبلیک هستند، گوش شنوایی پیدا نکردیم. برایم واقعا تعجب برانگیز بود نمایشنامه ای که درآمیختن و جنگ بین چهار عنصر تشکیل دهنده نظام هستی را روایت میکند چرا باید با اصلاحات صفحه ای روبرو شود! امیدوارم روزی برسد تا اثر ارزشمندی که بارها در آن سوی دنیا اجرا شده و دنیا آن را تحسین کرده، منتشر کنیم و از خواندنش محروم نشویم.  
 
** در جایی عنوان کرده بودید اگر این اثر امکان چاپ پیدا نکند شاید در فضای مجازی آن را منتشر کنید. آیا واقعا قصد انجام این کار را دارید؟
 
هنوز بطور قطعی مشخص نیست اما امکان دارد با ناشرین بین المللی ھمکاری کنیم. برای مخاطبان داخل ایران هم که امکان خرید کتاب را ندارند، بصورت رایگان در فضای مجازی منتشر کنیم. اما درحال حاضر برای اینکه اثری از بیضایی داشته باشیم، قصد داریم نمایشنامه های ضیافت، میراث و سلطان مار که پیشتر در دیوان نمایش 1 و 2 چاپ شده بودند، بصورت نمایشنامه ای مستقل منتشر کنیم. 
 
  ** دلیل خاصی برای انتشارِ دوباره آنها دارید؟
 
بالارفتن هزینه های چاپ کتاب در ایران روی تغییر قیمت کتاب ها بی تاثیر نبوده. با آقای بیضایی صحبت کردیم تا بخاطر هزینه بالای دیوان نمایش، تعدادی از داستان های این مجموعه را جداگانه منتشر کنیم تا با قیمت کمتری در اختیار علاقمندانِ آثار بیضایی قرار بگیرد.  
 
** انتخابِ این سه داستان از دیوان نمایش بر چه اساسی بوده؟
 
«سلطان مار» از داستان های قدیمی ایران است اما دلیل خاصی برای انتخاب داستانها نداشتیم. ضمن اینکه سه نمایشنامه ی دیگر از بهرام بیضایی با عناوین «مجلس شبیه»، «داستان باورنکردنی» و «سفر به شب» دردست حروفچینی است. به محض اینکه کار حروفچینی تمام شود برای گرفتنِ مجوز به ارشاد میفرستیم. البته امیدوارم به سرنوشت «جانا وبلادور» دچار نشوند.  
 
** از سرنوشت کتابهای دیگری که برای بررسی به ارشاد فرستادید خبری دارید؟
 
تنها خبر خوش، مجوزِ کتابی بود از صدرالدین طاهری با عنوان «ایزدبانوان در فرهنگ اساطیر ایران و جهان» که در آینده ای نزدیک منتشر می شود. اما 50 عنوان کتاب در وزارت ارشاد دارم که هنوز بلاتکلیف اند و چاره ای ندارم جز صبر کردن.  


تاریخ ثبت : ۱۳۹۳/۰۶/۲۹
  شهلا لاهيجي: خواندن کتاب باعث فسق و فجور می‌شود؟!   
مدیر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان که به گفته خودش حدود 55 کتابش در توقیف هستند، با انتقاد از وضعیت نشر کتاب و تیراژ 500 نسخه‌یی آن خطاب به مسؤولان گفت: کسی با خواندن کتاب، معتاد نمی‌شود و فسق و فجور نمی‌کند. 
 
 
 شهلا لاهیجی - ناشر - در گفت‌و‌گو با خبرنگار ادبیات و نشر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، درباره انتشار کتاب‌های توقیف‌شده‌اش در زمان دولت‌های نهم و دهم گفت: برای انتشار کتاب‌هایم از جمله کتاب‌های بهرام بیضایی که هنوز در گره کور هستند با مسؤولان وزارت ارشاد در حال مذاکره هستیم. با معاون فرهنگی، مدیران کل و مسؤولان ارشاد صحبت کرده‌ام و آن‌ها در ظاهر قانع شده‌اند که کتاب‌ها مشکلی ندارند. اما وقتی زمان عمل می‌رسد، تغییر مثبتی رخ نمی‌دهد.  
 
او با بیان این که پس از تغییر دولت هنوز تحولی در زمینه انتشار کتاب ندیده است، اظهار کرد: من 55 کتاب توقیفی در ارشاد دارم. برای انتشار آن‌ها باید ببینیم مشکل از کتاب‌هاست یا از من؟ هرچند فکر می‌کنم خود آقایان هم نمی‌دانند مشکل از کجاست؟!   این ناشر سپس به سردرگمی سیاست‌های وزارت ارشاد در حوزه انتشار کتاب اشاره کرد و گفت: هرچند در زمینه انتشار کتاب قوانین درستی در ایران وجود ندارد، اما در سال 1359 از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوبه‌ای 15 ماده‌یی به تصویب رسیده که تنها دو ماده آن اجرا می‌شود و 13 ماده دیگر آن که برخی از آن‌ها شاید به نفع ناشر است، اجرا نمی‌شود. تصویب این قانون با این‌که از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی اشکال دارد و اکثر ماده‌های آن در جهت محکوم کردن ناشران است، اما متأسفانه همان چند ماده‌ای که می‌تواند کمی به ناشران کمک کند تا از محبس بیرون بیایند، مغفول مانده‌اند و تنها آن دو ماده‌ای اجرا می‌شود که به ضرر ناشران است.  
 
لاهیجی به ماده‌های مصوبه سال 1389 شورای انقلاب فرهنگی اشاره کرد که به ادعای او غیرقانونی هستند و گفت: در این مصوبه آمده است که اگر از سوی ممیزان کتابی غیرقابل چاپ اعلام شود، ناشر مجرم شناخته می‌شود. در این‌جا سؤال این است که در کجا بررس کتاب حق دارد که عمل مجرمانه تعیین کند؟ مگر قرار نیست عمل مجرمانه توسط دادگستری مشخص شود؟ هیأت نظارت بر نشر کتاب فقط می‌تواند تعیین کند که کدام کتاب خارج از قاعده عمل کرده است، اما تعیین عمل مجرمانه بر عهده آن‌ها نیست.  
 
این ناشر با بیان این‌که مشکل فعلی اجرا نشدن قانون است، به بحث ممیزی پس از انتشار اشاره کرد و گفت: حدود 32 سال است که من در فضای نشر کشور فعالیت می‌کنم و تمام خط قرمز‌ها را می‌شناسم. اعلام هم می‌کنم که مسؤولیت انتشار کتاب‌ها را خود بر عهده می‌گیرم و اگر ما کتابی منتشر کردیم که شاکی خصوصی یا عمومی پیدا کرد و مغایر با منافع ملی و شخصی دانسته شد و در هیأت نظارت هم تأیید شد، حاضریم به دادسرا برویم و پاسخ بدهیم.  
 
او با بیان این‌که از فضای فعلی نشر در کشور ناامید شده است، گفت: پس از روی کار آمدن مدیران جدید من کمی امیدوار شدم، اما حالا پس از 32 سال کم‌کم دچار یأس شده‌ام و دارم به این باور می‌رسم که مشکلات کار فرهنگ در ایران چاره‌پذیر نیست. البته همه خوب و امیدوارکننده حرف می‌زنند اما عملا چیزی که بتواند فضا را تغییر بدهد، به وجود نیامده است.  
 
این ناشر درباره دلیل توقیف و مجوز نگرفتن کتاب‌هایش گفت: هیچ‌کدام از کتاب‌هایی که من به ارشاد سپرده‌ام و چند سالی است که انتشار آن‌ها توقیف شده است، مطابق مصوبات موجود ممنوعیتی ندارند، اما من فکر می‌کنم چون کتاب‌هایم به مسائل زنان مربوط است و نسبت به اوضاع زنان حساسیت وجود دارد، دچار مشکل شده‌اند و این دیگر مشکل من نیست. من باید در مطالعات زنان چه کار کنم؟ اصلا مگر نام انتشارات من مطالعات زنان نیست؟  
 
لاهیجی اظهار کرد: تقریبا تلویحا شنیده‌ام که مسؤولان گمان می‌کنند من یک عضو سیاسی در حوزه فرهنگ هستم. از این آقایان باید پرسید که آیا من عضو حزبی هستم و یا می‌خواهم رییس‌جمهور و نماینده مجلس شوم که بخواهم کار سیاسی انجام دهم؟ من ناشرم و از نام انتشاراتی‌ام مشخص است که باید در حوزه زنان و مسائل مربوط به آن‌ها کار کنم. حتی من در حوزه زنان مخالف بسیاری از تندروی‌ها هستم و معتقدم که مردان دشمن زنان نیستند. تنها قوانینی در کشور وجود دارد که نه خواست زنان است و نه مردان و هر دو این گروه به خاطر ضعف در این قوانین ضربه می‌خورند.   او با بیان این‌که نپرداختن و کتاب منتشر نکردن در مورد زنان وجهه ایران را در جهان پایین می‌آورد، اظهار کرد: این موضوع می‌تواند حتی به مسائل داخلی کشور ضربه بزند و عملا میل به بیرون گذاشتن زنان به حضور در جامعه را دامن بزند. برخی ظاهرا فراموش کرده‌اند که ما در قرن 21 زندگی می‌کنیم و نمی‌توانیم در جامعه تیغه بکشیم. ما یگانه مردم جهان نیستیم که در این دنیا زندگی می‌کنیم. آقایان باید بپذیرند که نوع سیاست‌های مسؤولان فرهنگی در نهایت به نفع مردم نیست.  
 
این ناشر به دوران اصلاحات و نقش مجلس درقانون‌گذاری درحوزه زنان در این دوره اشاره کرد و گفت: یکی از کتاب‌های ما که توقیف شده وضعیت حرکت زنان در سال‌های بین دهه‌های 70 و 80 یعنی سال‌های 78 تا 84 را نشان می‌دهد. البته این به معنای این نیست که ما حرکت زنان در دوره اصلاحات را نشانه‌ گرفته‌ایم. اتفاقا در دوره اول دولت اصلاحات بدترین قوانین علیه زن تصویب شد و در دوره دوم نیز با این‌که می‌توانست بهترین دوره باشد، اما متأسفانه آقایان آن‌قدر درگیر مسائل سیاسی شدند که از مسائل اجتماعی دور شدند و عملا در حوزه سیاست هم ناموفق بودند. این نشان داد که سیاسیون شناخت کافی برای تشخیص ندارند و این هم عملا به ضرر ما تمام شد.  
 
لاهیجی افزود: ما با این‌که به قانون موجود در حوزه انتشار کتاب اعتراض داریم و معتقدیم برخی از ماده‌های آن اشتباه است اما با این حال اگر قانون اعلام شود و آن را معرفی کنند بسیاری از مشکلات برطرف می‌شود. نمی‌شود با یک حرف در یک گوشه از ایران کتابی را که مجوز قانونی از وزارت ارشاد گرفته، توقیف کرد. اصلا وقتی کتابی مجوز انتشار می‌گیرد، دیگر به وزارت ارشاد مربوط نیست و بحث‌های مربوط به آن باید در قانون تجارت دنبال شود.  
 
این فعال فرهنگی در پایان با بیان این‌که چرا کسی در این جامعه پاسخگوی رسیدن تیراژ کتاب به 500 نسخه نیست اظهار کرد: چرا کسی متوجه نیست که مردم ایران بر اثر نخواندن کتاب در حال جدا شدن از فرهنگ جهانی هستند؟! این مسائل به پرستیژ ما در جهان لطمه وارد می‌کند. سن من آن‌قدر هست که بدانم خط قرمز‌ها چیست. چرا کسی نیست که به آقایان بگوید حوزه فرهنگ آن‌قدر خطرناک نیست، کسی با خواندن کتاب معتاد نمی‌شود و یا دست به فسق و فجور نمی‌زند. اصلا این آقایان یک نفر را نشان بدهند که با خواندن کتاب دست به فسق و فجور زده است. اصلا ببینید زندانیان از چه گروهی هستند. آیا در میان آن‌ها حتی یک نفر پیدا می‌شود که در طول زندگی‌اش کتابی خوانده باشد؟


تاریخ ثبت : ۱۳۹۳/۰۶/۲۶

سایت ساز سارا،هاست رایگان،دامنه رایگان