خبرنامه



جستجو کتاب

برای خرید از سایت لطفن و حتمن  بخش " روش خرید از سایت " را مطالعه فرمایید

پیوند های محبوب
اعضای سایت

آدرس ایمیل



رمز عبور










عضو نیستید؟   عضویت در سایت
آمار سایت
بازدید امروز : 2248
بازدید دیروز : 1200
بازدید ماه جاری : 4819
بازدید تا امروز : 1017610
کاربران آنلاین : 4
  خرید تخفیف  

 خرید از سایت 25% تخفیف 

  بخوانید و بشنوید   


داستان های نویسندگان ایرانی را بخوانید ، بشنوید و به دوستانتان هدیه دهید




  کتاب های صوتی   

کتاب های صوتی " سلاخ خانه ی شماره 5 "،" چهلم "،"پسین شوم" و "اگر بودی می‌گفتی" منتشر شد

  تازه های نشر  
اگر بودی میگفتی

عصمت عباسی
15000 تومان

سلاخ خانه شماره 5 ( کتاب و سی دی )

کورت ونه گات
ع. ا . بهرامی
25000 تومان

پسین شوم ( کتاب و سی دی )

محمدرضا مرزوقی
8000 تومان

  تب نمایشگاه کتاب/ یادداشت شهلا لاهیجی منتشر شده در روزنامه آرمان  
تب نمایشگاه کتاب 
 
 
یادداشت شهلا لاهیجی؛ مدیر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان

 
مطالعه کردن احتیاج به انگیزه دارد. انگیزه لازم در پژوهشگر و دانشجو وجود ندارد زیرا دانستن با رنج همراه است. پژوهشگر وقتی می‌بیند دانشی که به دست می‌آورد نه‌تنها سبب آرامش نمی‌شود بلکه بر رنجش اضافه می‌کند، انگیزه مطالعه کردن را از دست می‌دهد.

ازدحامی که این روزها در نمایشگاه مشاهده می‌شود یک تب ویژه این مواقع است. باید دید این ازدحام چه دستاوردی دارد و چقدر به کار می‌آید. این احتیاج به ارزیابی دارد. در سال‌های گذشته من و چند نفر از همکاران بانیانی بودیم که می‌خواستیم حس دانستن در جامعه بالا برود اما، امسال حضور فعالی در نمایشگاه نداریم. ناشرانی که شرکت می‌کنند هدفشان بیشتر کسب درآمد است. البته با توجه به مشکلاتی که حوزه نشر دارد می‌توان به آنها حق داد. وضع نشر چندان خوب نیست و اکثر ناشران با مشکل مواجه هستند. عادت به مطالعه کردن یک قصه است و اینکه چه کسانی مطالعه می‌کنند قصه‌ای دیگر. از تیراژ کتاب‌ها می‌توان فهمید مردم چقدر کتاب می‌خرند. تیراژهای دویست و پانصدتایی اصلا خوب نیست. این تیراژهای پایین جای تأسف و نگرانی دارند. در حوزه نشر فقط آمار نشر کتاب‌های درسی و آموزشی خوب است که نمی توان این نشر را در آمار کتابخوانی حساب کرد. در هیچ جای دنیا کتاب‌های درسی را در آمار مطالعه نمی آورند اما، در کشور ما مطالعه کتب درسی و دانشگاهی هم در سرانه مطالعه حساب می‌شود. آمار مطالعه برای کتاب‌های عمومی است و باید مطالعه این گونه کتاب‌ها را در سرانه مطالعه حساب کرد. کتاب‌های آموزشی در تیراژ بالا چاپ می‌شوند درحالی که کتاب‌های عمومی در تیراژ پایین چاپ می‌شوند که خود این مسئله به‌خوبی سرانه پایین مطالعه در کشور ما را نشان می‌دهد. مطالعه کردن در اینترنت را هم می‌توان در سرانه مطالعه حساب کرد به‌ویژه در مواردی که  بعضی کتاب‌ها اجازه نشر یا نشر مجدد پیدا نمی‌کنند و به دلیل همین نسخه پی‌دی‌اف آنها در اینترنت برای علاقه‌مندان به آنها به اشتراک گذاشته می‌شود. منبع به دست آوردن اطلاعات فرقی نمی‌کند برای همین، مطالعه در اینترنت را هم می‌توان در سرانه مطالعه به حساب آورد.  

برای اینکه سرانه مطالعه در کشور بالا برود و بر تعداد افراد کتاب خوان اضافه شود، لازم است که یک سری اقدامات صورت گیرند. قبل از هر چیزی احتیاج به جلب اعتماد مردم است. جلب اعتماد مردم به این معنی است که مردم از اصالت کاری که به دستشان می‌رسد مطمئن باشند. به آنها ثابت شود که کتاب دارای محتوای غنی و خوبی است. باید کتاب‌ها را در سطح وسیع در کتابخانه‌ها در دسترس مردم قرار داد. در کشور ما بسیاری از کتاب‌ها در کتابخانه‌ها پیدا نمی‌شوند. چون تعداد کتاب‌های موجود در کتابخانه‌ها کم است و بسیاری از کتاب‌هایی که مردم احتیاج دارند در کتابخانه‌ها وجودندارد از مراجعه به کتابخانه‌ها کاسته شده است. از سوی دیگر لازم است که خانواده‌ها از کودکی فرزندانشان را به مطالعه کردن عادت دهند. در بسیاری از کشور‌های غربی فرزندانشان را از کودکی و حتی از سنین قبل از مدرسه با کتاب آشنا می‌کنند. آنها فرزندانشان را به نمایشگاه‌ها می‌برند تا کتاب‌ها را لمس کنند و آنها را ورق بزنند. با انجام این کارها تلاش می‌کنند از سنین پایین فرزندانشان را با کتاب‌ها آشنا کنند و روحیه مطالعه کردن را در آنها رشد دهند. از کودکی برای فرزندان خود کتاب می‌خوانند و از همان کودکی برای آنها کتاب‌های غیردرسی می‌خرند درحالی که در کشور ما این دیدگاه اشتباه بین برخی والدین وجود دارد که بچه‌ها اگر وقت خود را به کتاب‌های غیردرسی اختصاص بدهند از درسشان عقب می‌مانند.

از سوی دیگر، در سیاستگذاری هم لازم است که آموزش دادن به افراد برای تشویق آنها به مطالعه وجود داشته باشد. از موانعی هم که سر راه نشر وجود دارد کاسته شود تا با ارتقای سطح محتوا بتوان افراد را به مطالعه بیشتر تشویق کرد. محتوای کتاب‌هایی که عرضه می‌شوند در بالابردن میل افراد به مطالعه کردن تأثیر دارند ولی اینکه افراد مطالعه را کنار بگذارند به‌دلیل اینکه کتاب‌ها محتوا ندارند یک بهانه‌جویی بیش نیست. برخی از مردم دنبال بهانه برای نخواندن هستند. گسترش تلویزیون، فضاهای مجازی اینترنتی و شبکه‌های موبایلی  نمی تواند در جامعه ای که عادت به مطالعه دارد از سرانه مطالعه بکاهد. در بعضی از کشورهای غربی بیش از هزار کانال با محتواهای مختلف وجود دارد ولی هیچ‌کدام از این عوامل باعث نشده اند که از سرانه مطالعه در این کشورها کاسته شود. اینکه دلیل عدم مطالعه در جامعه را گسترش این شبکه‌ها بدانیم فقط بهانه‌جویی است؛ بهانه‌هایی که برای توجیه عدم علاقه مردم به مطالعه به کار می‌روند. باید اعتماد لازم را در مردم ایجاد کرد تا آنها به مطالعه کردن تشویق شوند.


تاریخ ثبت : ۱۳۹۴/۰۲/۲۲
  گفتگو با شهلا لاهیجی/ انتشارات روشنگران با ۲۲ عنوان کتابِ غیرقابل فروش در نمایشگاه بین المللی کتاب   
سهیلا قربانی: چندسالی است انتشارات روشنگران و مطالعات زنان در نمایشگاه بین‌المللی کتاب شرکت نمی‌کند اما امسال با 22 عنوان کتاب در نمایشگاه حضور دارد. کتابهای «سلاخ خانه‌ی شماره 5»، «درباره آزادی»، «رساله دوم درباره دولت»، «سلطان مار»، «ضیافت و میراث»، «زن در متون مقدس یهود»، «زن در متون مقدس مسیحیت»، «اگر بودی میگفتی»، «رودررو با اصغر فرهادی»، «نگاهی به تجارب زنان کارآفرین»، «راه‌های توسعه کارآفرینی»، «ایزدبانوان در فرهنگ و اساطیر ایران و جهان»، «سایه‌های نور»، «دریاچه کلاغ»، «به دنبال مادر»، «گابریل گارسیا مارکز»، «آمدن، ماندن، رفتن»، «چهلم»، «روایت حوا و خوشه گندم»، «بوطیقای فضا»، «پسین شوم» و «ندبه». انتشارات روشنگران تنها با یک جلد از هر 22عنوانِ این کتاب‌ها در نمایشگاه شرکت کرده که هر 22 عنوان هم غیرقابل فروش‌اند. با شهلا لاهیجی؛ مدیر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان درباره حضورش در نمایشگاه بین‌المللی کتاب و دلایل عدم حضورش در نمایشگاهِ چند سال اخیر گفتگو کردیم.  


** خانم لاهیجی، چطور شد بعد از چند سال غیبت در نمایشگاه بین المللی کتاب، امسال تصمیم گرفتید با 22 عنوان کتابِ غیرقابل فروش در این نمایشگاه شرکت کنید؟

این شرکت نه در نمایشگاه بلکه در جمع زنان ناشر است
که من خود از بنیانگذاران آن بوده‌ام و به گمان من یک نهادِ صددرصد مدنی است که اتفاقا از نمایشگاه بین‌المللی سال 75 شروع شد. ما در جمع زنان ناشر بصورت سمبلیک و بدون فروش کتاب شرکت کردیم و بناست روز آخر نمایشگاه، این 22 عنوان کتاب به طور رایگان در اختیار خاستاران قرار گیرد. ضمن اینکه علاقمندان می توانند مثل هر سال در طول مدت نمایشگاه کتابهای روشنگران را از دفتر انتشارات روشنگران با همان تخفیف نمایشگاه تهیه کنند.  

** با توجه به بحران اقتصادی نشر و وضعیت نامساعدی که گریبانگیر ناشران شده، چرا چندسال است از حضور در نمایشگاه بین‌المللی کتاب که تنها راه تامین بخشی از هزینه‌های نشر است، امتناع میکنید؟

به گمان من یکی از دلایلش نوعی لجبازی یا عدم تفاهم یا عدم همکاری بود که بین دولت نهم و مسئولین وزارت ارشاد وجود داشت و اصولا تغییر محل نمایشگاه به مصلی یکسال به تعویق افتاد. دراصل به دلیل فشارِ بخش فرهنگی انجمن شهر که به هواداری از ناشران نمایشگاه برخاسته بودند، نمایشگاه در محل دائمی نمایشگاه‌ها برپا شد. رئیس‌جمهورِ وقت؛ آقای احمدی‌نژاد گفتند که به هر قیمتی شده نمایشگاه را به مصلی منتقل میکنند. این درحالیست که در دنیا نمایشگاه‌ها با نظر ناشران اداره می‌شود؛ چون آنها صاحبان نمایشگاه هستند. مسئولین وزارت ارشاد می بینند که در نمایشگاه فرانکفورت، قدرت به دست ناشران است حتی علیرغم اینکه بخشی از بودجه توسط وزارت امور خارجه تامین میشود، ناشران میتوانند از حضور کشوری در نمایشگاه خودداری کنند. حتی اگر گاهی هم پیشنهاداتی در جهت حضور بعضی از کشورها در نمایشگاه داده شود، اگر اتحادیه و ناشران نخواهند، حضور صورت نمی گیرد. در نمایشگاه بین‌المللی تنها وظیفه دولت فراهم آوردن امکانات و تسهیلات برای نمایشگاه است. بعنوان مثال در نمایشگاه فرانکفورت شهرداری شهر فرانکفورت کارش فراهم آوردن وسیله‌ی حمل و نقل به نمایشگاه است. مثلا ظرف دو- سه سال اخیر ترن‌های شهری و زیرزمینی به داخل نمایشگاه می‌آیند؛ به این معنی که وقتی شما در ایستگاه نمایشگاه از ترن خارج می‌شوید در حقیقت در سطح نمایشگاه هستید. بی‌آنکه مطلقا در داخل شهر، ترافیکی ایجاد کنید یا مزاحم دیگران شوید. البته در ساعات پایانی نمایشگاه، ایستگاه ترن شلوغ می‌شود که امری طبیعی است اما در همان ساعات هم تعداد ترن‌ها را برای خارج کردن مردم از محوطه نمایشگاه به چندبرابر می‌رسانند. این درحالیست که سه روز اول نمایشگاهِ 5روزه‌ی فرانکفورت تنها مخصوص خواص و اهالی قلم است؛ ناشرانی که برای عقد قراردادهای کپی‌رایت می‌آیند، نویسندگان که برای حضور در غرفه‌ها در نمایشگاه حاضرند، طراحان اهالی سینما که آثار خود را به نمایش می‌گذارند، سخنرانان که برای انواع سخنرانی‌های آزاد و بی‌محدودیت در نمایشگاه هستند و بطور خلاصه علاوه بر کتاب، تمامی جنبه‌های فرهنگ در نمایشگاه حضور دارد. آخرین سالی که در نمایشگاه فرانکفورت بودم بیش از دوهزاروپانصد برنامه در نمایشگاه برگزار شد، از سخنرانی‌های تند سیاسی گرفته تا نمایش فیلم‌هایی که در بیرون امکانِ دیدن آن نیست. از تنوع‌های غذایی و خدماتی که دیگر نمی‌شود آنها را برشمرد، اما نه به آن صورت که گویا سال گذشته پرفروش ترین غرفه در نمایشگاه تهران، غرفه ساندویچ هانی بوده است! به هیچ وجه قصد اهانت در کار نیست. قبلا حتی در نمایشگاه دائمی هم وقتی ساعت نمایشگاه به پایان می‌رسید با توده‌ای از پاکت‌های خالی پفک و خوراکی‌های دیگر در سطح نمایشگاه روبرو می‌شدیم. بگذریم...
سوال شما این بود که چرا در نمایشگاه حاضر نمی‌شوم. بعد از پایان دولت نهم و لجبازی‌های گاه غیرمنطقی همگان گفتند مصلی برای نمایشگاه مناسب نیست. علتش هم اینست که این محل برای نمایشگاه ساخته نشده. بلکه برای برگزاری نمازهای بزرگ جماعت است که در روزهای مقدسِ بخصوصی برگزار می‌شود، برای یک روز و تنها چند ساعت. طبقات نمایشگاه یکسان نیست، بالا و پایین دارد، اتومبیل‌ها، وسایل نقلیه حتی چرخ‌های حمل کتاب نمی‌توانند به آسانی به غرفه‌ها برسند و باید به وسیله‌ی دست حمل شوند، فاصله‌ی درهای ورودی تا محوطه نمایشگاه بسیار زیاد است. سالن‌های نمایشگاه نیز بسیار طولانی و غیرقابل تفکیک هستند. تنها ما نگفتیم، خودِ مسئولان از رئیس جمهور گرفته تا وزیر ارشاد و رئیس نمایشگاه گفتند و گفتند و گفتند که این محل، مناسب نیست و اعلام کردند که سال بعد در اینجا نخواهد بود. اما آن سال و سالهای دیگر هم در همانجا برگزار شد. انگار حرف‌ها و قول‌ها تنها برای خوشحال کردن موقت مردم است. با توجه به این امر و اینکه تعداد کتابهای جدید ما بسیار اندک بوده و تعداد کتابهای مجوز نگرفته‌ی ما که دلیل آن هم معلوم نیست بسیار زیاد بوده، خلاصه به عنوان اعتراضی به مسایل مربوط به فرهنگ کتاب و ناشر از شرکت در نمایشگاه چندسالی است که خودداری کرده‌ام و
حاضر نیستم آنطورکه یکی از ناشران نصیحتم میکرد به این وضع عادت کنم که قولی بدهند و اجرا نکنند، از تساهل در کتاب بگویند و به مرحله عمل در نیاید، از آزادی قلم و بیان بگویند و هیچ رویداد تازه‌ای رخ ندهد، از سپردن کار به ناشران سخن به میان آید اما نظارت‌ها همچنان برقرار باشد. قصه اینست. آیا نباید از مسئولین سوال کرد که چرا؟؟!!  

** گذشتن از یک مبلغ کلان نقدینه فروشی باعث می شود که شما از نظر مالی متضرر شوید...

بله. ما بیش از 60 تا 70 میلیون تومان در نمایشگاه فروش داشتیم.
صرف نظر از این میزان نقدینگی شاید به نظر بعضی‌ها جنون باشد. اما یادمان باشد که خودِ من گفته‌ام ناشر شدن و به مقوله قلم دل بستن، خود نوعی عاشقی است که به جنون می‌ماند. میدانید در زبان سانسکریت، عاشقی و دیوانگی یک کلمه است. و ما عاشقانِ فرهنگ شاید دیوانگانِ دوران خود هستیم.


تاریخ ثبت : ۱۳۹۴/۰۲/۱۹
  گفتگوی روزنامه آرمان با دکتر احمد صادقی، اسماعیل دوستی و شهلا لاهیجی در ارتباط با نمایشگاه بین المللی کتاب تهران  
 ستاد بحران برای نمایشگاه کتاب  
 
روزنامه آرمان- سندوس محمدی: یک هفته بیشتر به آغاز نمایشگاه کتاب باقی نمانده است. دوباره تب داغ این نمایشگاه دارد بالا می‌گیرد. نمایشگاه کتاب و حاشیه‌های خبری آن درحال آغازشدن هستند. این درحالی است که رئیس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران از آغار به کار «ستاد مدیریت بحران ویژه نمایشگاه کتاب» خبر می‌دهد و می‌گوید که مصلای تهران، استانداردهای کافی برای برگزاری نمایشگاه کتاب را ندارد.  
 
هرساله نمایشگاه‌های مختلفی به بهانه‌های گوناگون در کشور برگزار می‌شوند و یک داستان تکراری در حاشیه همه آنها تکرار می‌شود. این داستان تکراری نامناسب بودن محیط برگزاری نمایشگاه با میزان شلوغی‌ها و بازدید‌های نمایشگاه‌هاست. این تقریبا درد مشترک تمامی نمایشگاه‌هایی است که در کشور برگزار می‌شوند. اما نمایشگاه کتاب روایتی متفاوت در کشور ما دارد. تب این نمایشگاه همیشه داغ است. در ایام برگزاری این نمایشگاه، مصلی تهران به نقطه انفجار می‌رسد. اقشار مختلف جامعه از این نمایشگاه استقبال می‌کنند. افراد مختلف برای حضور در نمایشگاه از مدت‌ها قبل برنامه‌ریزی می‌کنند. از همه جای کشور برای حضور در نمایشگاه به تهران می‌آیند. در این ایام تهران بسیار شلوغ تر از قبل می‌شود. 
 
** انتقال کارشناسی نشده نمایشگاه کتاب به مصلی
 
نخستین دوره نمایشگاه کتاب در سال 1366 در محل نمایشگاه بین‌المللی تهران (در انتهای بزرگراه چمران) برگزار شد. این نمایشگاه تا سال 1385 در این محل برگزار می‌شد. ترافیک و مشکلات ویژه‌ای که برگزاری نمایشگاه دراین محل داشت، باعث شد که محل برگزاری نمایشگاه را به مصلای تهران انتقال دهند. به‌‌دلیل مرکزی‌تربودن موقعیت مصلی و دسترسی راحت‌تر به آن پیش‌بینی می‌شد از مشکلات برگزاری نمایشگاه به مقدار زیادی کاسته شود. این انتقال در شرایطی رخ داد که مصلی هنوز تکمیل نشده بود و ساخت‌وساز در آنجا ادامه داشت. همین ماجرا به مشکلات بعدی دامن زد. انتقال نمایشگاه نتوانست به اهداف خود دست یابد و حتی در بعضی موارد به بدتر شدن شرایط منتهی شد. ترافیک‌ها و شلوغی‌های هنگام برگزاری نمایشگاه به مرکز تهران منتقل شدند و اوضاع به مراتب از گذشته بدتر شد. کوچک بودن و ناکافی بودن غرفه‌ها همیشه اعتراض ناشران را در پی داشته است. از سوی دیگر، شلوغی‌ها و بهم‌ریختگی‌های نمایشگاه به سردرگمی بازدیدکنندگان منجر می‌شود. 
 
** مصلی تهران استاندارد‌های لازم را ندارد
 
مصلی و مشکلات آن داستان تکراری هر ساله برگزاری نمایشگاه است. اما خبری که رئیس سازمان پیگیری و مدیریت بحران اعلام کرد اوضاع را بحرانی‌تر کرد. به گزارش ایسنا؛ دکتر احمد صادقی با بیان اینکه «ستاد ویژه مدیریت بحران پیش از بازگشایی نمایشگاه بین‌المللی کتاب تا روز آخر برپایی این نمایشگاه در محل برگزاری به‌طور فعال در محل مستقر است»، افزود: ستاد ویژه مدیریت بحران به‌طور مرتب بر ایمنی نمایشگاه، حوادث، بهداشت مواد غذایی و تامین نیازهای این مجموعه نظارت دقیق دارد.
رئیس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران همچنین به تشکیل ستاد یاد شده از چند هفته قبل از شروع نمایشگاه خبر داد و تصریح کرد که این ستاد از ساختار و سازمان‌دهی مشخص برخوردار است. به گفته وی «سازمان‌هایی که در امر مدیریت بحران و خدمات اضطراری فعال هستند از جمله هلال‌احمر، اورژانس، پلیس راهور، ناجا، دانشگاه علوم پزشکی و سایر ارگان‌هایی که به نوعی برای مدیریت بحران سازمان‌دهی شده‌اند، قبل از شروع نمایشگاه در محل نمایشگاه گردهم می‌آیند و طی بازدیدهای تخصصی نسبت به کاهش مخاطره و تمهیدات ایمنی برنامه‌ریزی و اقدام می‌کنند». به گفته وی در همین راستا مراجعه‌کنندگان به نمایشگاه بیمه می‌شوند تا اگر اتفاقی برای آنها رخ دهد بتوانند به‌صورت رایگان درمان شوند. رئیس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران، همچنین با بیان اینکه محل برگزاری نمایشگاه کتاب در مصلای تهران استانداردهای کافی برای برپایی این نمایشگاه را ندارد، تصریح کرد: سازمان هر سال با کمک تمامی ارگان‌ها اعم از شهرداری منطقه هفت، معاونت خدمات شهری، سامانه ۱۳۷، اورژانس و هلال‌احمر نواقصی را که در سال گذشته وجود داشته اصلاح می‌کند و هم‌اکنون نیز این ایرادها را به حداقل ممکن رسانده‌ایم تا بتوانیم این محیط را به مکانی نسبتا مناسب تبدیل کنیم.
 
** بر آنچه بر من تحمیل می‌شود عادت نمی‌کنم
 
مشکلاتی که برگزاری نمایشگاه در مصلی برای ناشران ایجاد می‌کند باعث شده است که عده‌ای از آنها از حضور فعال در نمایشگاه خودداری کنند. مدیر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان به «آرمان» می‌گوید: به‌دلیل اینکه با وجود مشکلاتی که مصلی دارد باز هم نمایشگاه در آنجا برگزار می‌شود از حضور فعال در نمایشگاه انصراف دادم. همه مسئولان اعلام کرده‌اند که مصلی محل مناسبی برای برگزاری نمایشگاه نیست ولی همچنان نمایشگاه در مصلی برگزار می‌شود. نمایشگاه بین‌المللی تهران محل مناسب‌تری برای برگزاری نمایشگاه کتاب است. اما هرساله با بهانه اینکه امنیت لازم برای کتاب در این نمایشگاه وجود ندارد نمایشگاه کتاب در آنجا برگزار نمی‌شود. این درحالی است که سالانه بیش از دویست نمایشگاه مختلف دراین محل برگزار می‌شود. با واگذاری مساله به زمان سعی می‌شود که ناشران و مردم به اوضاع عادت کنند. من تلاش کردم که به آنچه بر من تحمیل می‌شود عادت نکنم زیرا حق ما تغییر است.
شهلا لاهیجی در ادامه می‌افزاید: مسئولان باید از حضور خود در نمایشگاه‌های بین‌المللی مانند نمایشگاه فرانکفورت تجارب لازم را به دست آورند و در صدد تغییر اوضاع برآیند. در این نمایشگاه‌ها به ناشران و بازدیدکنندگان احترام گذاشته می‌شود. شرایط لازم برای رفاه آنها مهیا می‌شود. شرایط برگزاری این نمایشگاه‌ها هر سال بهتر می‌شود درحالی که نمایشگاه کتاب در کشور ما هرساله با این مشکلات مواجه است. 
 
** انتقال نمایشگاه کتاب به «شهر آفتاب»
 
یک عضو شورای شهر تهران درباره اقدامات لازم برای حل این مشکلات به «آرمان» می‌گوید: مشکلات ترافیکی شهر تهران مساله‌ای فراگیر است و محدود به زمان برگزاری نمایشگاه نیست. اما در زمان برگزاری نمایشگاه‌ها تشدید می‌شود. همه نمایشگاه‌هایی که در کشور برگزار می‌شوند با مشکل ترافیک مواجه هستند. در موقع برگزاری نمایشگاه‌ها بار ترافیکی سنگین می‌شود. با حوزه ترافیک شهرداری تمهیداتی برای کاستن از مشکل ترافیکی اندیشیده شده است. باید محدودیت‌هایی برای رفت و آمد در برخی خیابان‌های اطراف مصلی وضع شود تا بتوان از ترافیک در زمان برگزاری نمایشگاه کاست.
اسماعیل دوستی ادامه می‌دهد: نمایشگاه در هر جای دیگر هم برگزار شود مشکل ترافیکی همچنان وجود دارد مگر اینکه نمایشگاه به حاشیه شهر انتقال داده شود که آن‌هم مشکلات خاص خود مانند نبود وسیله نقلیه و دسترسی سخت‌تر را به همراه دارد.  بی نظمی‌هایی که در ایام برگزاری نمایشگاه در مصلی وجود دارد بیشتر به‌خاطر این است که این مکان کارکرد اصلی آن برگزاری نمایشگاه نیست و در آن غرفه‌ها و سالن‌ها تفکیک شده وجود ندارند. تفکیک‌های موقتی هم که در این ایام صورت می‌گیرد بهم‌ریختگی بیشتر را منجر می‌شوند. به گفته او برای رفع این مشکلات و سرو سامان دادن به وضعیت نمایشگاه‌هایی که در کشور برگزار می‌شوند در جنوب تهران نمایشگاهی به‌نام «شهر آفتاب» درحال احداث است. با تکمیل این نمایشگاه در سال‌های آینده، بیشتر نمایشگاه‌ها در این نمایشگاه برگزار خواهند شد. با توجه به احداث مترو در اطراف آن، رفت‌وآمد راحت‌تری به این منطقه وجود دارد به میزان زیادی از بار ترافیکی و سایر مشکلات کاسته خواهد شد. 


تاریخ ثبت : ۱۳۹۴/۰۲/۱۸
  کتاب «اگر بودی میگفتی...» نوشته‌ی «عصمت عباسی» در قالب کتاب گویا منتشر شد   

سایت انتشارات روشنگران: کتاب «اگر بودی میگفتی...» نوشته‌ی «عصمت عباسی» به تازگی در قالب کتاب گویا توسط انتشارات روشنگران و مطالعات زنان منتشر شده است.

راوی داستانِ «اگر بودی میگفتی...» زنی زنده است و زندگی را در همه چیز می‌بیند. با نگاهی به گذشته، با وجود دلتنگی هایش، دوست دارد زندگی را بچشد.

رمان از بخشهایی جدا از هم، ولی پیوسته تشکیل شده که هر بخش نام غذایی را بر خود دارد. نامهایی آشنا: قورمه سبزی، لوبیا پلو، کوفته، آش رشته و...  غذا و عطر و طعم خوراکیها هر کدام خاطراتی را در ذهن زنِ داستان زنده می‌کند و هر غذا تداعی‌کننده‌ی بخشی از زندگی اوست.  

نویسنده و راوی: عصمت عباسی
مدت زمان کتاب صوتی: چهار ساعت و بیست دقیقه  
قیمت کتاب به همراه سی دی صوتی: 15000 تومان  
کتاب دارای ده فصل می‌باشد و فایلِ صوتی هر فصل بطور جداگانه قابل شنیدن است.

(برای شنیدن بخشی از کتاب صوتی «اگر بودی میگفتی...» اینجا کلیک کنید.)



تاریخ ثبت : ۱۳۹۴/۰۲/۱۷
  عرب‌ستیزی و ریشه‌های اجتماعی آن  
* دکتر عباس محمدی اصل  


«بی درنگ عمل کن، خدای خود را خرسند نما.»
یک ضرب المثل سومری  



** یکم

زنان از بدو نمودار شدن طلیعه پیشاتاریخ، می‌زادند و می‌پروردند. زایش و پرورش کودک که با یکجانشینی در زمان بارداری و تقسیم کار جمعی در زمان تربیت فرزند توام بود، ابداع کشاورزی و زبان را ایجاب کرد و همراه با کشف آتش، سفالگری و بافندگی و دوزندگی و طب و مخمرشناسی و معماری و گاهشماری و هنر را ممکن نمود. همگنان مرد اما در سکوت به شکار مشغول بودند و چون بواسطه عدم پیوند ارگانیک با هستی، فرقی بین صید و نوزاد نمی‌گذاشتند، با آدمخواری هم به جهت ناپایداری دسترسی همیشگی به گوشت شکار غریبه نبودند. زنان از دلبستگی مردان به خود در میانه دو قطب مهر و خون استفاده کردند و با وضع قواعد توتم و تابو کوشیدند از یک‌سو مانع از آدمخواری مردان شوند و از طرفی پیوندهای نسبی و سببی را گسترده و زندگی مسالمت‌آمیز اجتماعات را تحکیم بخشند.

در نتیجه این فرایند بود که نخستین تمدن‌های زن‌محور پیشاتاریخ نظیر سومر سر بر آورد. اقتدار زنان در این تمدن‌ها به حرمتی برمی‌گشت که مردان برای زادن و پروردن قائل بودند و همین حرمت نیز به اضافه خردمندی‌شان در تمشیت مدنی امور، آنان را در جایگاه ایزدبانوان می‌نشاند. زبان به منزله منطق اندیشه، در این تمدن‌ها آگاهی به بار آورد و پیوستگی آگاهی با تکوین هویت شخصیت و فرهنگ قومی قرین شد.  
 
با ورود اقوام مرد-پدرسالار آریائی به منطقه میان‌رودان که از پس گله‌های بز در پی کشف مراتع جدید به نجد ایران پای نهادند، جنگ‌هائی خونین در گرفت تا نهایتا پارادایم مذکر با دو نماد اسب و آهن غالب آمد. علیرغم همه تلاش تمدن مذکر جدید برای مصادره به مطلوب کردن تمدن‌های زنانه منطقه نظیر سومر اما تفکر زنانه یا از یک‌سو از کرت به یونان مهاجرت کرد و یا در شرق در شکل سنت‌ها یا به نحو مضمر در سلوک عینی مردمان به حیات خود ادامه داد. داستان کاهنه دلفی نشان میدهد تا پیش از این جامعه چقدر به الهامات درونی زنان وابسته بود؛ اما در نتیجه بازتاب تقسیم کار مذکر در دو نیمه شدن وظایف نیمکره‌های مغز، دیگر گوش مبنای یقین نبود و بلکه خط ابداعی زنان اساس ابلاغ فرامینی شد که چشم و دیدن را اساس یقین می‌شمرد.

توهم مذکر از نظم زنانه زندگی چیزی جز وجود خدایان در پس پشت آن در نمی یافت و آنها را مشروعیت بخش حاکمان زمینی در شرق یا بانی ناموس طبیعت در غرب می‌یافت تا در نبود خودآگاهی، مقتدای رفتار نوعی توده‌ها گردند. ابداع "خود" به عنوان مرجع تعریف انسان به منزله حیوان ناطق یا کشمکش اهورا و اهریمن چونان مظاهر نور و ظلمت، ادامه روند دوغاب کشیدن بر مظاهر زنانه تمدن بود که نه تنها زنان را "دیگری" می‌انگاشت، بل ضمانت اجرای‌شان را به زندگی ارواح در آخرت وامی نهاد. نقالان و شاعران و مبلغان، کار انتقال پیام این خدایان را به مردمان عهده‌دار شدند و آنان که هنوز در پی الهامات درونی بودند، در منطقه خاورمیانه - از عربستان گرفته تا ناصریه - سرگردان ماندند و ویلان و سیلان در بیابان‌ها با خود حرف می‌زدند و پیام‌هائی می‌آوردند متاثر از توهمات بینائی و شنوائی .

گاو مقدس زرتشتی پارسیان به همان اندازه اسامی بت‌هائی چون لات و منات و عزی در مکه، مظاهر زنانه تمدن‌های قبلی را تداعی می‌کرد و شهرهائی چون «پل دختر» و «قصر شیرین» در ایران به همان اندازه جده و مدینه در شبه جزیره عربستان از اسامی زنانه برخوردار بود. زبان زنانه که کودک را خواب و وحوش را رام می‌کرد، اینک در تمدن مذکر و اگرنه به خصلت جادوئی و رمزی اما نهایتا برای اعلام فرامین به کار می‌رفت. ایزدشاهان این دوره خصوصا در نتیجه بحران‌های ناشی از اختلال‌افکنی در مدیریت زنانه زندگی نظیر شور شدن اراضی زراعی بواسطه عدم رعایت نوبت داشت و کاشت یا کم‌آبی ناشی از عدم لایروبی انهار و باتلاقی شدن این اراضی پا گرفتند. مقابر آنان محل پرستش شد و پس از ستایش بت‌ها به عنوان مظاهر ایشان یا منافع‌شان، صانع غایب و واحد و مالک با همه فرشتگان و دیوان مقربش مورد نیایش قرار گرفت که ندای‌شان توسط نمایندگان یا همسرایان زمینی به گوش تابعان و تماشاچیان می‌رسید و رفته‌رفته همین نمایندگان و همسرایان، پادشاهان جانشین آنان شدند و قوانین خویش را به مرجعیت فطرت جاری کردند یا همچون نگاه عقاب به فرعون، او را مجری فرامین آسمان میان مردمان نمایند. در حالی که فره ایزدی در شرق مظهر پیوند زمین و آسمان بود؛ مُثُل افلاطونی در غرب، مظهر جهان استعلائی ناشی از پیوند ذهن و کلیات بود. غیب‌گوئی با تکیه بر فال‌گیری و قرعه‌کشی برای تشخیص سرنوشت رواج یافت .

** دوم

در غرب مردسالار، منطق صوری به کار مقابله با پراگماتیسم سفسطه‌بازان آمد که رونوشتی ناقص از منطق زنانه بود. تلفیق کلام مسیحیت با دستگاه بطلمیوسی و منطق ارسطوئی اما توسط پروتستانیسم برای ادامه سلطه فرهنگ (=مرد) بر طبیعت (=زن) توسط علم و تکنولوژی، نوسازی گردید و سپس در عصر جهانی‌شدن و پس از پرداخت هزینه انحراف صنعت به سمت نظامی‌گری و بروز جنگ‌های فاشیستی و نازیستی جهانی یا تمامیت‌خواهی کمونیستی و استالینیستی رفته‌رفته متوجه ضرورت غنای عقل در عاطفه گردید یا در نتیجه نقد نظریه تطورگرائی داروینی به نفی رابطه ایجابی میان ذهن و جسم و روح و جان در عرصه هوش مصنوعی پرداخت و طرحی نو در سلسله مراتب خلقت موجودات در افکند .

در شرق پدرسالار اما همچنان نصیحت‌گوئی چه به سلاطین مستبد یا امت تابع آنان رواج یافت و منولوگ‌های دینی در نبود دیالوگ، هیچگاه از آمریت زنان برخوردار نشد. حمله مغولان و ورود سرمایه‌داری به این عرصه هم دائما گسل‌افکن ماند و از پی انحراف مشروطه، سیاست‌هائی چون نوسازی برون‌زا و تجدد آمرانه از بالا به پایین را با شورش‌های روستا-شهری قرین ساخت .

** سوم

رقابت منطقه‌ای ایران و عربستان بر سر حوزه‌های نفوذ و به میانجی‌گری مستقیم و غیرمستقیم قدرت‌های جهانی که تا تعرض جنسی به مسافران ایرانی توسط ماموران سعودی در فرودگاه آن کشور پیش آمده، نمونه‌ای از چالش‌های ناشی از زن ستیزی تاریخی است که در عرب‌ستیزی ایرانیان متجلی شده است.

تصویر منفی از عرب که گذشته درخشان امپراطوری ایران را به وعده واهی برابری و حذف عدم تحرک طبقاتی بر باد داده و ایرانی را رافضی می‌خواند، یکی از ریشه‌های اجتماعی عرب‌ستیزی ما به شمار میرود. این تصویر منفی از دو سو تکوین یافته است: از یکسو تاریخ‌نگاری عصر پهلوی اول برای تاسیس دولت-ملت توسط حکومت به عرب‌ستیزی متوسل شد. از طرف دیگر نویسندگان و شعرای ایرانی به سوی آریاپرستی رفتند و جامعه را آموزش دادند.

مع‌هذا چون هیچیک از آنها به این واقعیت توجه نداشتند که روایت حمله و حکومت اعراب بر ایران توسط تاریخ‌نگاران عرب نظیر بلاذری با رویکردی رستگاری‌جویانه از خودشان اخذ شده، نتوانستند رشد شیعه صفوی یا ریشه دینی انقلاب اسلامی را با شواهدی واقعی در تاریخ پشتیبانی نمایند یا پیدایی شعوبیه در واکنش به عدم تحقق وعده‌های عرب و نیز مخالفت عرب با تشیع ایرانی را توضیح دهند.

غفلت از به راه افتادن جنگ ایران و عراق بواسطه انقلاب 57 به هدایت دین‌یاران ملهم از اعراب، برخورد دوگانه با اعراب داخل و خارج ایران توسط قدرت حاکمه در ایران، ربط دادن رقابت منطقه‌ای ایران و عربستان بر سر کسب حوزه‌های نفوذ سیاسی به مداخله قدرت‌های جهانی و جریحه‌دار کردن وجدان جمعی برای بهره‌برداری سیاسی از برخورد مقامات سعودی با زائران ایرانی توسط آن، جملگی نشان از برخورد ایدئولوژیک با تاریخ دارد که استبداد و تمامیت‌خواهی را به شکل متکثر میان ملت و دولت بازتولید میکند.  

بدین سان منطق عرب‌ستیزی از شواهد تاریخی اشتباه استفاده میکند و به همین جهت نه به ریشه‌های زن‌ستیزانه آن میرسد و نه میتواند ریشه‌های ایرانی‌ستیزی اعراب را توضیح دهد. این همه نیز گویای یکی از مکانیسم عقب‌ماندگی کشوری است که دعوی توسعه پایدار در عصر جهانی‌شدن دارد.
     


تاریخ ثبت : ۱۳۹۴/۰۲/۰۱

سایت ساز سارا،هاست رایگان،دامنه رایگان