انتشارات روشنگران

خبرنامه



جستجو کتاب

برای خرید از سایت لطفن و حتمن  بخش " روش خرید از سایت " را مطالعه فرمایید

پیوند های محبوب
اعضای سایت

آدرس ایمیل



رمز عبور










عضو نیستید؟   عضویت در سایت
آمار سایت
بازدید امروز : 333
بازدید دیروز : 3300
بازدید ماه جاری : 21761
بازدید تا امروز : 1089814
کاربران آنلاین : 3
  خرید تخفیف  

 خرید از سایت 25% تخفیف 

  بخوانید و بشنوید   


داستان های نویسندگان ایرانی را بخوانید ، بشنوید و به دوستانتان هدیه دهید




  کتاب های صوتی   

کتاب های صوتی " سلاخ خانه ی شماره 5 "،" چهلم "،"پسین شوم" و "اگر بودی می‌گفتی" منتشر شد

  تازه های نشر  
اگر بودی میگفتی

عصمت عباسی
15000 تومان

سلاخ خانه شماره 5 ( کتاب و سی دی )

کورت ونه گات
ع. ا . بهرامی
25000 تومان

پسین شوم ( کتاب و سی دی )

محمدرضا مرزوقی
8000 تومان

  از ترجمه ی شعرهایی که خواب دیده ام؛ تازه ترین شعر سعید سلطانی طارمی  
از ترجمه ی شعرهایی که خواب دیده ام
 
...
دختر ترسا!
چشم های آبی
موهای طلایی
پوست سفید
و دهان سرخ تو
سنخیتی ندارد با عادت های سیاه من
زیبایی های رنگارنگت دل مرا نمی برند
من عاشق زنی هستم
که رنگ پوستش را نمی دانم
رنگ موهایش را نمی دانم
رنگ چشمانش را نمی دانم
رنگ دهانش را نمی دانم
از کوچه که می گذرد
بوی تند ترس و تمنایش
دیوانه ام می کند

اینجا خاورمیانه است
اینجا
مو به کارِ گرفتن سرهای بریده
چشم به کار گریستن
و دهان به کار ضجه زدن می آید.

دختر ترسا!
بترس از ما
و بوسه هایت را پنهان کن.


تاریخ ثبت : ۱۳۹۴/۰۳/۳۰
  یادداشت عصمت عباسی به انگیزه صوتی کردن کتاب «اگر بودی میگفتی...»  
 
سایت انتشارات روشنگران: کتاب «اگر بودی میگفتی...» نوشته‌ی «عصمت عباسی» به تازگی در قالب کتاب گویا توسط انتشارات روشنگران و مطالعات زنان منتشر شده است. در ادامه، متن یادداشت عصمت عباسی را به انگیزه صوتی کردن این کتاب می خوانید.
 
«پیرزنی اشرافی لمیده بر یک نیمکت مجلل یا خوابیده روی تخت‌خوابی با حفاظی پارچه‌ای از جنس ابریشم. در کنار او ندیمه‌اش، زنی جوان، صاف نشسته بر یک صندلی با کتابی در دست و مشغول خواندن.»  

این تصویری است که در بعضی از فیلم‌های سینمایی که داستان آن مربوط به قرن‌های گذشته یا اوایل قرن بیستم است، دیده می‌شود. ‌‌پیرزنی که دوست دارد مطالب کتاب را بخواند، ولی یا به دلیل ضعف جسمی و دید ناکافی و یا به دلیل اعتیاد به شنیدن داستان، کسی را استخدام کرده تا برایش بخواند.

همیشه فکر می‌کردم کار آن ندیمه باید خیلی سخت باشد. به چند دلیل:
1- یا آن ندیمه خودش اهل مطالعه نبوده و مجبور به خواندن می‌شده.
2- یا ممکن است اهل خواندن و مطالعه بوده ولی مطلب آن کتابی که مورد علاقه‌ی اربابش است را نمی‌پسندیده،
3- یا اصلا این طوربگیریم که هم اهل مطالعه بوده و هم خواندن آن داستان یا هر مطلب دیگری که بوده، مورد علاقه‌اش بوده. که این به نظر من می‌توانسته از همه‌ی آن گزینه‌های دیگر، مشکل‌تر باشد. چرا؟ چون درست در لحظه‌ای که مطلب به جاهای خوبش می‌رسیده و او گرم خواندن بوده و در حال لذت بردن از این لحظات، پیرزن با دست اشاره می‌کرده که «بس است!» یا خیلی راحت خوابش می‌برده. بعد آن زن جوان هم مجبور بوده کتاب را کنار میز تخت خواب یا نیمکت بگذارد و بلند شود و پی کاری دیگر برود...

خوشبختانه من در آن دوران زندگی نمی‌کردم و مجبور نبودم ندیمه‌ی کسی باشم و برای کسی کتاب بخوانم و داستان را نیمه‌کاره رها کنم. هر وقت کتابی را برای خواندن به دست گرفته‌ام و برایم جالب بوده، تا جایی که برایم امکان داشته، انجام همه‌ی کارهای دیگر را فدای به اتمام رساندن کتاب کرده‌ام.

تا به حال تنها تجربه‌ی من در زمینه‌ی خواندن کتاب برای دیگران، خواندن کتاب کودکان برای بچه‌های خودم بوده. کاری که برعکسِ کار آن ندیمه، کاری بوده بس لذتبخش. البته اگر خواندن انشا سر کلاس ادبیات را به حساب نیاوریم.
ولی
این روزها با توجه به اقدام تحسین‌برانگیز انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، در زمینه‌ی صوتی کردن برخی از کتابهایش، من هم به جرگه «کتاب خوانان» وارد شده‌ام و رمان «اگر بودی می‌گفتی...» را که سه سال پیش نوشته بودم، خوانده‌ام و به صورت سی‌دی منتشر شده است.

قبلا چندین بار تکه هایی از خوانش دیگران از کتابهای صوتی را شنیده بودم و راستش درک درستی از این مقوله نداشتم. ولی با شنیدن رمان «سلاخ خانه شماره 5» با صدای زیبای آقای پژمان ابوالقاسمی، رمان زیبای «پسین شوم» نوشته‌ی آقای محمد رضا مرزوقی و با صدا و لحن خاص و دلچسب ایشان و رمان «چهلم» نوشته‌ و روایت خانم سپیده محمدیان نویسنده‌ی جوان، مستعد و خوش آتیه، علیرغم اینکه قبلا هر سه این کتابها را خوانده بودم، به لذتی جدید دست پیدا کردم.

حال با خواندن رمان «اگر بودی می‌گفتی...» امیدوارم بتوانم دیگرانی، بیشتر از کتاب کاغذی‌خوانان را، با این رمان آشنا کنم و آنان را در لذتی که خودم از انجام این کار بردم، شریک کنم.  


تاریخ ثبت : ۱۳۹۴/۰۲/۲۹
  تب نمایشگاه کتاب- یادداشت شهلا لاهیجی منتشر شده در روزنامه آرمان  
تب نمایشگاه کتاب 
 
 
یادداشت شهلا لاهیجی؛ مدیر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان

 
مطالعه کردن احتیاج به انگیزه دارد. انگیزه لازم در پژوهشگر و دانشجو وجود ندارد زیرا دانستن با رنج همراه است. پژوهشگر وقتی می‌بیند دانشی که به دست می‌آورد نه‌تنها سبب آرامش نمی‌شود بلکه بر رنجش اضافه می‌کند، انگیزه مطالعه کردن را از دست می‌دهد.

ازدحامی که این روزها در نمایشگاه مشاهده می‌شود یک تب ویژه این مواقع است. باید دید این ازدحام چه دستاوردی دارد و چقدر به کار می‌آید. این احتیاج به ارزیابی دارد. در سال‌های گذشته من و چند نفر از همکاران بانیانی بودیم که می‌خواستیم حس دانستن در جامعه بالا برود اما، امسال حضور فعالی در نمایشگاه نداریم. ناشرانی که شرکت می‌کنند هدفشان بیشتر کسب درآمد است. البته با توجه به مشکلاتی که حوزه نشر دارد می‌توان به آنها حق داد. وضع نشر چندان خوب نیست و اکثر ناشران با مشکل مواجه هستند. عادت به مطالعه کردن یک قصه است و اینکه چه کسانی مطالعه می‌کنند قصه‌ای دیگر. از تیراژ کتاب‌ها می‌توان فهمید مردم چقدر کتاب می‌خرند. تیراژهای دویست و پانصدتایی اصلا خوب نیست. این تیراژهای پایین جای تأسف و نگرانی دارند. در حوزه نشر فقط آمار نشر کتاب‌های درسی و آموزشی خوب است که نمی توان این نشر را در آمار کتابخوانی حساب کرد. در هیچ جای دنیا کتاب‌های درسی را در آمار مطالعه نمی آورند اما، در کشور ما مطالعه کتب درسی و دانشگاهی هم در سرانه مطالعه حساب می‌شود. آمار مطالعه برای کتاب‌های عمومی است و باید مطالعه این گونه کتاب‌ها را در سرانه مطالعه حساب کرد. کتاب‌های آموزشی در تیراژ بالا چاپ می‌شوند درحالی که کتاب‌های عمومی در تیراژ پایین چاپ می‌شوند که خود این مسئله به‌خوبی سرانه پایین مطالعه در کشور ما را نشان می‌دهد. مطالعه کردن در اینترنت را هم می‌توان در سرانه مطالعه حساب کرد به‌ویژه در مواردی که  بعضی کتاب‌ها اجازه نشر یا نشر مجدد پیدا نمی‌کنند و به دلیل همین نسخه پی‌دی‌اف آنها در اینترنت برای علاقه‌مندان به آنها به اشتراک گذاشته می‌شود. منبع به دست آوردن اطلاعات فرقی نمی‌کند برای همین، مطالعه در اینترنت را هم می‌توان در سرانه مطالعه به حساب آورد.  

برای اینکه سرانه مطالعه در کشور بالا برود و بر تعداد افراد کتاب خوان اضافه شود، لازم است که یک سری اقدامات صورت گیرند. قبل از هر چیزی احتیاج به جلب اعتماد مردم است. جلب اعتماد مردم به این معنی است که مردم از اصالت کاری که به دستشان می‌رسد مطمئن باشند. به آنها ثابت شود که کتاب دارای محتوای غنی و خوبی است. باید کتاب‌ها را در سطح وسیع در کتابخانه‌ها در دسترس مردم قرار داد. در کشور ما بسیاری از کتاب‌ها در کتابخانه‌ها پیدا نمی‌شوند. چون تعداد کتاب‌های موجود در کتابخانه‌ها کم است و بسیاری از کتاب‌هایی که مردم احتیاج دارند در کتابخانه‌ها وجودندارد از مراجعه به کتابخانه‌ها کاسته شده است. از سوی دیگر لازم است که خانواده‌ها از کودکی فرزندانشان را به مطالعه کردن عادت دهند. در بسیاری از کشور‌های غربی فرزندانشان را از کودکی و حتی از سنین قبل از مدرسه با کتاب آشنا می‌کنند. آنها فرزندانشان را به نمایشگاه‌ها می‌برند تا کتاب‌ها را لمس کنند و آنها را ورق بزنند. با انجام این کارها تلاش می‌کنند از سنین پایین فرزندانشان را با کتاب‌ها آشنا کنند و روحیه مطالعه کردن را در آنها رشد دهند. از کودکی برای فرزندان خود کتاب می‌خوانند و از همان کودکی برای آنها کتاب‌های غیردرسی می‌خرند درحالی که در کشور ما این دیدگاه اشتباه بین برخی والدین وجود دارد که بچه‌ها اگر وقت خود را به کتاب‌های غیردرسی اختصاص بدهند از درسشان عقب می‌مانند.

از سوی دیگر، در سیاستگذاری هم لازم است که آموزش دادن به افراد برای تشویق آنها به مطالعه وجود داشته باشد. از موانعی هم که سر راه نشر وجود دارد کاسته شود تا با ارتقای سطح محتوا بتوان افراد را به مطالعه بیشتر تشویق کرد. محتوای کتاب‌هایی که عرضه می‌شوند در بالابردن میل افراد به مطالعه کردن تأثیر دارند ولی اینکه افراد مطالعه را کنار بگذارند به‌دلیل اینکه کتاب‌ها محتوا ندارند یک بهانه‌جویی بیش نیست. برخی از مردم دنبال بهانه برای نخواندن هستند. گسترش تلویزیون، فضاهای مجازی اینترنتی و شبکه‌های موبایلی  نمی تواند در جامعه ای که عادت به مطالعه دارد از سرانه مطالعه بکاهد. در بعضی از کشورهای غربی بیش از هزار کانال با محتواهای مختلف وجود دارد ولی هیچ‌کدام از این عوامل باعث نشده اند که از سرانه مطالعه در این کشورها کاسته شود. اینکه دلیل عدم مطالعه در جامعه را گسترش این شبکه‌ها بدانیم فقط بهانه‌جویی است؛ بهانه‌هایی که برای توجیه عدم علاقه مردم به مطالعه به کار می‌روند. باید اعتماد لازم را در مردم ایجاد کرد تا آنها به مطالعه کردن تشویق شوند.


تاریخ ثبت : ۱۳۹۴/۰۲/۲۲
  گفتگو با شهلا لاهیجی- انتشارات روشنگران با ۲۲ عنوان کتابِ غیرقابل فروش در نمایشگاه بین المللی کتاب   
سهیلا قربانی: چندسالی است انتشارات روشنگران و مطالعات زنان در نمایشگاه بین‌المللی کتاب شرکت نمی‌کند اما امسال با 22 عنوان کتاب در نمایشگاه حضور دارد. کتابهای «سلاخ خانه‌ی شماره 5»، «درباره آزادی»، «رساله دوم درباره دولت»، «سلطان مار»، «ضیافت و میراث»، «زن در متون مقدس یهود»، «زن در متون مقدس مسیحیت»، «اگر بودی میگفتی»، «رودررو با اصغر فرهادی»، «نگاهی به تجارب زنان کارآفرین»، «راه‌های توسعه کارآفرینی»، «ایزدبانوان در فرهنگ و اساطیر ایران و جهان»، «سایه‌های نور»، «دریاچه کلاغ»، «به دنبال مادر»، «گابریل گارسیا مارکز»، «آمدن، ماندن، رفتن»، «چهلم»، «روایت حوا و خوشه گندم»، «بوطیقای فضا»، «پسین شوم» و «ندبه». انتشارات روشنگران تنها با یک جلد از هر 22عنوانِ این کتاب‌ها در نمایشگاه شرکت کرده که هر 22 عنوان هم غیرقابل فروش‌اند. با شهلا لاهیجی؛ مدیر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان درباره حضورش در نمایشگاه بین‌المللی کتاب و دلایل عدم حضورش در نمایشگاهِ چند سال اخیر گفتگو کردیم.  


** خانم لاهیجی، چطور شد بعد از چند سال غیبت در نمایشگاه بین المللی کتاب، امسال تصمیم گرفتید با 22 عنوان کتابِ غیرقابل فروش در این نمایشگاه شرکت کنید؟

این شرکت نه در نمایشگاه بلکه در جمع زنان ناشر است
که من خود از بنیانگذاران آن بوده‌ام و به گمان من یک نهادِ صددرصد مدنی است که اتفاقا از نمایشگاه بین‌المللی سال 75 شروع شد. ما در جمع زنان ناشر بصورت سمبلیک و بدون فروش کتاب شرکت کردیم و بناست روز آخر نمایشگاه، این 22 عنوان کتاب به طور رایگان در اختیار خاستاران قرار گیرد. ضمن اینکه علاقمندان می توانند مثل هر سال در طول مدت نمایشگاه کتابهای روشنگران را از دفتر انتشارات روشنگران با همان تخفیف نمایشگاه تهیه کنند.  

** با توجه به بحران اقتصادی نشر و وضعیت نامساعدی که گریبانگیر ناشران شده، چرا چندسال است از حضور در نمایشگاه بین‌المللی کتاب که تنها راه تامین بخشی از هزینه‌های نشر است، امتناع میکنید؟

به گمان من یکی از دلایلش نوعی لجبازی یا عدم تفاهم یا عدم همکاری بود که بین دولت نهم و مسئولین وزارت ارشاد وجود داشت و اصولا تغییر محل نمایشگاه به مصلی یکسال به تعویق افتاد. دراصل به دلیل فشارِ بخش فرهنگی انجمن شهر که به هواداری از ناشران نمایشگاه برخاسته بودند، نمایشگاه در محل دائمی نمایشگاه‌ها برپا شد. رئیس‌جمهورِ وقت؛ آقای احمدی‌نژاد گفتند که به هر قیمتی شده نمایشگاه را به مصلی منتقل میکنند. این درحالیست که در دنیا نمایشگاه‌ها با نظر ناشران اداره می‌شود؛ چون آنها صاحبان نمایشگاه هستند. مسئولین وزارت ارشاد می بینند که در نمایشگاه فرانکفورت، قدرت به دست ناشران است حتی علیرغم اینکه بخشی از بودجه توسط وزارت امور خارجه تامین میشود، ناشران میتوانند از حضور کشوری در نمایشگاه خودداری کنند. حتی اگر گاهی هم پیشنهاداتی در جهت حضور بعضی از کشورها در نمایشگاه داده شود، اگر اتحادیه و ناشران نخواهند، حضور صورت نمی گیرد. در نمایشگاه بین‌المللی تنها وظیفه دولت فراهم آوردن امکانات و تسهیلات برای نمایشگاه است. بعنوان مثال در نمایشگاه فرانکفورت شهرداری شهر فرانکفورت کارش فراهم آوردن وسیله‌ی حمل و نقل به نمایشگاه است. مثلا ظرف دو- سه سال اخیر ترن‌های شهری و زیرزمینی به داخل نمایشگاه می‌آیند؛ به این معنی که وقتی شما در ایستگاه نمایشگاه از ترن خارج می‌شوید در حقیقت در سطح نمایشگاه هستید. بی‌آنکه مطلقا در داخل شهر، ترافیکی ایجاد کنید یا مزاحم دیگران شوید. البته در ساعات پایانی نمایشگاه، ایستگاه ترن شلوغ می‌شود که امری طبیعی است اما در همان ساعات هم تعداد ترن‌ها را برای خارج کردن مردم از محوطه نمایشگاه به چندبرابر می‌رسانند. این درحالیست که سه روز اول نمایشگاهِ 5روزه‌ی فرانکفورت تنها مخصوص خواص و اهالی قلم است؛ ناشرانی که برای عقد قراردادهای کپی‌رایت می‌آیند، نویسندگان که برای حضور در غرفه‌ها در نمایشگاه حاضرند، طراحان اهالی سینما که آثار خود را به نمایش می‌گذارند، سخنرانان که برای انواع سخنرانی‌های آزاد و بی‌محدودیت در نمایشگاه هستند و بطور خلاصه علاوه بر کتاب، تمامی جنبه‌های فرهنگ در نمایشگاه حضور دارد. آخرین سالی که در نمایشگاه فرانکفورت بودم بیش از دوهزاروپانصد برنامه در نمایشگاه برگزار شد، از سخنرانی‌های تند سیاسی گرفته تا نمایش فیلم‌هایی که در بیرون امکانِ دیدن آن نیست. از تنوع‌های غذایی و خدماتی که دیگر نمی‌شود آنها را برشمرد، اما نه به آن صورت که گویا سال گذشته پرفروش ترین غرفه در نمایشگاه تهران، غرفه ساندویچ هانی بوده است! به هیچ وجه قصد اهانت در کار نیست. قبلا حتی در نمایشگاه دائمی هم وقتی ساعت نمایشگاه به پایان می‌رسید با توده‌ای از پاکت‌های خالی پفک و خوراکی‌های دیگر در سطح نمایشگاه روبرو می‌شدیم. بگذریم...
سوال شما این بود که چرا در نمایشگاه حاضر نمی‌شوم. بعد از پایان دولت نهم و لجبازی‌های گاه غیرمنطقی همگان گفتند مصلی برای نمایشگاه مناسب نیست. علتش هم اینست که این محل برای نمایشگاه ساخته نشده. بلکه برای برگزاری نمازهای بزرگ جماعت است که در روزهای مقدسِ بخصوصی برگزار می‌شود، برای یک روز و تنها چند ساعت. طبقات نمایشگاه یکسان نیست، بالا و پایین دارد، اتومبیل‌ها، وسایل نقلیه حتی چرخ‌های حمل کتاب نمی‌توانند به آسانی به غرفه‌ها برسند و باید به وسیله‌ی دست حمل شوند، فاصله‌ی درهای ورودی تا محوطه نمایشگاه بسیار زیاد است. سالن‌های نمایشگاه نیز بسیار طولانی و غیرقابل تفکیک هستند. تنها ما نگفتیم، خودِ مسئولان از رئیس جمهور گرفته تا وزیر ارشاد و رئیس نمایشگاه گفتند و گفتند و گفتند که این محل، مناسب نیست و اعلام کردند که سال بعد در اینجا نخواهد بود. اما آن سال و سالهای دیگر هم در همانجا برگزار شد. انگار حرف‌ها و قول‌ها تنها برای خوشحال کردن موقت مردم است. با توجه به این امر و اینکه تعداد کتابهای جدید ما بسیار اندک بوده و تعداد کتابهای مجوز نگرفته‌ی ما که دلیل آن هم معلوم نیست بسیار زیاد بوده، خلاصه به عنوان اعتراضی به مسایل مربوط به فرهنگ کتاب و ناشر از شرکت در نمایشگاه چندسالی است که خودداری کرده‌ام و
حاضر نیستم آنطورکه یکی از ناشران نصیحتم میکرد به این وضع عادت کنم که قولی بدهند و اجرا نکنند، از تساهل در کتاب بگویند و به مرحله عمل در نیاید، از آزادی قلم و بیان بگویند و هیچ رویداد تازه‌ای رخ ندهد، از سپردن کار به ناشران سخن به میان آید اما نظارت‌ها همچنان برقرار باشد. قصه اینست. آیا نباید از مسئولین سوال کرد که چرا؟؟!!  

** گذشتن از یک مبلغ کلان نقدینه فروشی باعث می شود که شما از نظر مالی متضرر شوید...

بله. ما بیش از 60 تا 70 میلیون تومان در نمایشگاه فروش داشتیم.
صرف نظر از این میزان نقدینگی شاید به نظر بعضی‌ها جنون باشد. اما یادمان باشد که خودِ من گفته‌ام ناشر شدن و به مقوله قلم دل بستن، خود نوعی عاشقی است که به جنون می‌ماند. میدانید در زبان سانسکریت، عاشقی و دیوانگی یک کلمه است. و ما عاشقانِ فرهنگ شاید دیوانگانِ دوران خود هستیم.


تاریخ ثبت : ۱۳۹۴/۰۲/۱۹
  گفتگوی روزنامه آرمان با دکتر احمد صادقی، اسماعیل دوستی و شهلا لاهیجی در ارتباط با نمایشگاه بین المللی کتاب تهران  
 ستاد بحران برای نمایشگاه کتاب  
 
روزنامه آرمان- سندوس محمدی: یک هفته بیشتر به آغاز نمایشگاه کتاب باقی نمانده است. دوباره تب داغ این نمایشگاه دارد بالا می‌گیرد. نمایشگاه کتاب و حاشیه‌های خبری آن درحال آغازشدن هستند. این درحالی است که رئیس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران از آغار به کار «ستاد مدیریت بحران ویژه نمایشگاه کتاب» خبر می‌دهد و می‌گوید که مصلای تهران، استانداردهای کافی برای برگزاری نمایشگاه کتاب را ندارد.  
 
هرساله نمایشگاه‌های مختلفی به بهانه‌های گوناگون در کشور برگزار می‌شوند و یک داستان تکراری در حاشیه همه آنها تکرار می‌شود. این داستان تکراری نامناسب بودن محیط برگزاری نمایشگاه با میزان شلوغی‌ها و بازدید‌های نمایشگاه‌هاست. این تقریبا درد مشترک تمامی نمایشگاه‌هایی است که در کشور برگزار می‌شوند. اما نمایشگاه کتاب روایتی متفاوت در کشور ما دارد. تب این نمایشگاه همیشه داغ است. در ایام برگزاری این نمایشگاه، مصلی تهران به نقطه انفجار می‌رسد. اقشار مختلف جامعه از این نمایشگاه استقبال می‌کنند. افراد مختلف برای حضور در نمایشگاه از مدت‌ها قبل برنامه‌ریزی می‌کنند. از همه جای کشور برای حضور در نمایشگاه به تهران می‌آیند. در این ایام تهران بسیار شلوغ تر از قبل می‌شود. 
 
** انتقال کارشناسی نشده نمایشگاه کتاب به مصلی
 
نخستین دوره نمایشگاه کتاب در سال 1366 در محل نمایشگاه بین‌المللی تهران (در انتهای بزرگراه چمران) برگزار شد. این نمایشگاه تا سال 1385 در این محل برگزار می‌شد. ترافیک و مشکلات ویژه‌ای که برگزاری نمایشگاه دراین محل داشت، باعث شد که محل برگزاری نمایشگاه را به مصلای تهران انتقال دهند. به‌‌دلیل مرکزی‌تربودن موقعیت مصلی و دسترسی راحت‌تر به آن پیش‌بینی می‌شد از مشکلات برگزاری نمایشگاه به مقدار زیادی کاسته شود. این انتقال در شرایطی رخ داد که مصلی هنوز تکمیل نشده بود و ساخت‌وساز در آنجا ادامه داشت. همین ماجرا به مشکلات بعدی دامن زد. انتقال نمایشگاه نتوانست به اهداف خود دست یابد و حتی در بعضی موارد به بدتر شدن شرایط منتهی شد. ترافیک‌ها و شلوغی‌های هنگام برگزاری نمایشگاه به مرکز تهران منتقل شدند و اوضاع به مراتب از گذشته بدتر شد. کوچک بودن و ناکافی بودن غرفه‌ها همیشه اعتراض ناشران را در پی داشته است. از سوی دیگر، شلوغی‌ها و بهم‌ریختگی‌های نمایشگاه به سردرگمی بازدیدکنندگان منجر می‌شود. 
 
** مصلی تهران استاندارد‌های لازم را ندارد
 
مصلی و مشکلات آن داستان تکراری هر ساله برگزاری نمایشگاه است. اما خبری که رئیس سازمان پیگیری و مدیریت بحران اعلام کرد اوضاع را بحرانی‌تر کرد. به گزارش ایسنا؛ دکتر احمد صادقی با بیان اینکه «ستاد ویژه مدیریت بحران پیش از بازگشایی نمایشگاه بین‌المللی کتاب تا روز آخر برپایی این نمایشگاه در محل برگزاری به‌طور فعال در محل مستقر است»، افزود: ستاد ویژه مدیریت بحران به‌طور مرتب بر ایمنی نمایشگاه، حوادث، بهداشت مواد غذایی و تامین نیازهای این مجموعه نظارت دقیق دارد.
رئیس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران همچنین به تشکیل ستاد یاد شده از چند هفته قبل از شروع نمایشگاه خبر داد و تصریح کرد که این ستاد از ساختار و سازمان‌دهی مشخص برخوردار است. به گفته وی «سازمان‌هایی که در امر مدیریت بحران و خدمات اضطراری فعال هستند از جمله هلال‌احمر، اورژانس، پلیس راهور، ناجا، دانشگاه علوم پزشکی و سایر ارگان‌هایی که به نوعی برای مدیریت بحران سازمان‌دهی شده‌اند، قبل از شروع نمایشگاه در محل نمایشگاه گردهم می‌آیند و طی بازدیدهای تخصصی نسبت به کاهش مخاطره و تمهیدات ایمنی برنامه‌ریزی و اقدام می‌کنند». به گفته وی در همین راستا مراجعه‌کنندگان به نمایشگاه بیمه می‌شوند تا اگر اتفاقی برای آنها رخ دهد بتوانند به‌صورت رایگان درمان شوند. رئیس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران، همچنین با بیان اینکه محل برگزاری نمایشگاه کتاب در مصلای تهران استانداردهای کافی برای برپایی این نمایشگاه را ندارد، تصریح کرد: سازمان هر سال با کمک تمامی ارگان‌ها اعم از شهرداری منطقه هفت، معاونت خدمات شهری، سامانه ۱۳۷، اورژانس و هلال‌احمر نواقصی را که در سال گذشته وجود داشته اصلاح می‌کند و هم‌اکنون نیز این ایرادها را به حداقل ممکن رسانده‌ایم تا بتوانیم این محیط را به مکانی نسبتا مناسب تبدیل کنیم.
 
** بر آنچه بر من تحمیل می‌شود عادت نمی‌کنم
 
مشکلاتی که برگزاری نمایشگاه در مصلی برای ناشران ایجاد می‌کند باعث شده است که عده‌ای از آنها از حضور فعال در نمایشگاه خودداری کنند. مدیر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان به «آرمان» می‌گوید: به‌دلیل اینکه با وجود مشکلاتی که مصلی دارد باز هم نمایشگاه در آنجا برگزار می‌شود از حضور فعال در نمایشگاه انصراف دادم. همه مسئولان اعلام کرده‌اند که مصلی محل مناسبی برای برگزاری نمایشگاه نیست ولی همچنان نمایشگاه در مصلی برگزار می‌شود. نمایشگاه بین‌المللی تهران محل مناسب‌تری برای برگزاری نمایشگاه کتاب است. اما هرساله با بهانه اینکه امنیت لازم برای کتاب در این نمایشگاه وجود ندارد نمایشگاه کتاب در آنجا برگزار نمی‌شود. این درحالی است که سالانه بیش از دویست نمایشگاه مختلف دراین محل برگزار می‌شود. با واگذاری مساله به زمان سعی می‌شود که ناشران و مردم به اوضاع عادت کنند. من تلاش کردم که به آنچه بر من تحمیل می‌شود عادت نکنم زیرا حق ما تغییر است.
شهلا لاهیجی در ادامه می‌افزاید: مسئولان باید از حضور خود در نمایشگاه‌های بین‌المللی مانند نمایشگاه فرانکفورت تجارب لازم را به دست آورند و در صدد تغییر اوضاع برآیند. در این نمایشگاه‌ها به ناشران و بازدیدکنندگان احترام گذاشته می‌شود. شرایط لازم برای رفاه آنها مهیا می‌شود. شرایط برگزاری این نمایشگاه‌ها هر سال بهتر می‌شود درحالی که نمایشگاه کتاب در کشور ما هرساله با این مشکلات مواجه است. 
 
** انتقال نمایشگاه کتاب به «شهر آفتاب»
 
یک عضو شورای شهر تهران درباره اقدامات لازم برای حل این مشکلات به «آرمان» می‌گوید: مشکلات ترافیکی شهر تهران مساله‌ای فراگیر است و محدود به زمان برگزاری نمایشگاه نیست. اما در زمان برگزاری نمایشگاه‌ها تشدید می‌شود. همه نمایشگاه‌هایی که در کشور برگزار می‌شوند با مشکل ترافیک مواجه هستند. در موقع برگزاری نمایشگاه‌ها بار ترافیکی سنگین می‌شود. با حوزه ترافیک شهرداری تمهیداتی برای کاستن از مشکل ترافیکی اندیشیده شده است. باید محدودیت‌هایی برای رفت و آمد در برخی خیابان‌های اطراف مصلی وضع شود تا بتوان از ترافیک در زمان برگزاری نمایشگاه کاست.
اسماعیل دوستی ادامه می‌دهد: نمایشگاه در هر جای دیگر هم برگزار شود مشکل ترافیکی همچنان وجود دارد مگر اینکه نمایشگاه به حاشیه شهر انتقال داده شود که آن‌هم مشکلات خاص خود مانند نبود وسیله نقلیه و دسترسی سخت‌تر را به همراه دارد.  بی نظمی‌هایی که در ایام برگزاری نمایشگاه در مصلی وجود دارد بیشتر به‌خاطر این است که این مکان کارکرد اصلی آن برگزاری نمایشگاه نیست و در آن غرفه‌ها و سالن‌ها تفکیک شده وجود ندارند. تفکیک‌های موقتی هم که در این ایام صورت می‌گیرد بهم‌ریختگی بیشتر را منجر می‌شوند. به گفته او برای رفع این مشکلات و سرو سامان دادن به وضعیت نمایشگاه‌هایی که در کشور برگزار می‌شوند در جنوب تهران نمایشگاهی به‌نام «شهر آفتاب» درحال احداث است. با تکمیل این نمایشگاه در سال‌های آینده، بیشتر نمایشگاه‌ها در این نمایشگاه برگزار خواهند شد. با توجه به احداث مترو در اطراف آن، رفت‌وآمد راحت‌تری به این منطقه وجود دارد به میزان زیادی از بار ترافیکی و سایر مشکلات کاسته خواهد شد. 


تاریخ ثبت : ۱۳۹۴/۰۲/۱۸

سایت ساز سارا،هاست رایگان،دامنه رایگان