خبرنامه



جستجو کتاب

پیوند های محبوب
اعضای سایت

آدرس ایمیل



رمز عبور










عضو نیستید؟   عضویت در سایت
آمار سایت
بازدید امروز : 163
بازدید دیروز : 1875
بازدید ماه جاری : 12280
بازدید تا امروز : 721472
کاربران آنلاین : 3
    

با خرید از سایت در وقت و هزینه های خود صرفه جویی کنید ؛ کلیه کتابهای سایت با 25% تخفیف ارائه می شود

  تازه های نشر  
هیس ! دخترها فریاد نمی زنند

پوران درخشنده - میترا بهرامی
8000 تومان

آوای فاخته

جی . کی. رولینگ
حامد حسین دیزبند
13000 تومان

مرگ یزدگرد

بهرام بیضایی
6000 تومان

  آشنایی با مولف و معرفی کننده کتاب «سایه های نور»   

سایت روشنگران: انتشارات روشنگران و مطالعات زنان در روز یکشنبه 16 شهریورماه طی برنامه ای در فرهنگسرای نیاوران از 6 کتاب خود رونمایی میکند و محمد رحمانیان؛ نویسنده و کارگردان تئاتر نيز در این برنامه در ارتباط با بهرام بیضایی و آثارش صحبت خواهد کرد.  

پس از سخنراني محمد رحمانيان، قرار است از دو كتاب «هيس...» و «سايه هاي نور» رونمايي شود.

براي آشنايي بيشتر با مولفان و منتقدانی كه اقدام به معرفي اين آثار مي كنند بصورت اجمالي نگاهي داشتيم به فعاليت هاي مهم آنان در عرصه فرهنگ و هنر.

برای آشنایی با مولفان و منتقدان دیگر، پیگیر اخبار بعدی که در سایت منتشر می شود باشید.  

 

 (بخش اول)

«سايه هاي نور»

مولف: همايون عالمي

معرفي كننده: بهروز پاكدامن    

 

همايون عالمي يك معمار است. يك معمار موفق و صاحب نام ايراني. پروژه هاي مهمي در ساخت و ساز بناها در ايران و خارج از ايران انجام داده و درحال حاضر مشغول انجام پروژه هاي بزرگي است.

ساختن مجموعه اي شامل 70 آپارتمان در بتر سي پارك رود و همچنين چندين و چندين بناي مجتمع عمومي شامل ساختمان اداري، ‌ورزشي، بازرگاني و مهدكودك با بودجه 40000000 پوند

ساخت 175 آپارتمان و كلبه در اپ مور پارك در محوطه اي به مساحت 1000 هكتار شامل تعویض ساختمان های فرسوده با بناهای نوساز و همچنین باغ و ورودی و سالنهاي ژيمناستيك و درياچه مصنوعي با بودجه اي معادل 70000000 ميليون پوند

يك برج مسكوني و خانه هاي عمومي با بودجه اي معادل 80000000 ميليون پوند

در امارات نيز پروژه هاي متعددي را طراحي و اجرا كرده از قطر گرفته تا ابوظبي از مرمت بناهاي باستاني گرفته تا ساخت مجتمع هاي مسكوني از مجتمع هاي روستايي تا برج هاي سر به فلك كشيده

از پاريس تا تهران تا خوزستان تا كرج، تا سفارشات وزارت مسكن تا سيستان و بلوچستان اين سو و آن سوي دنيا او معمار است، موفق است جهاني است اما شايد اين «اما» از همه چيز مهم تر است؛ او ايراني است. ايراني مانده است و هنوز كه هنوز است دغدغه هايش براي ايران است.كتابي كه روشنگران و مطالعات زنان از او منتشر كرده است نشاندهنده گوياي اين دغدغه هاست.

كتاب سايه هاي نور شايد اثري منحصربه فرد از منظر جامعه شناسي به معماري ايران از باستان تاكنون است.

اين دومين كتاب مهم ما درباره ي معماري در يك سال گذشته است. نخست كتاب بوطيقاي فضا اثر گاستن باشلار و ديگري همين كتاب سايه هاي نور است.

هردوكتاب با استقبال علاقمندان و دست اندركاران رشته معماري به ويژه دانشجويان اين رشته روبرو شد. كتاب سايه هاي نور را يك معمار موفق ايراني كه فعاليت هاي وسيع فرهنگي داشته و از ياران قديم و جديد روشنگران نيز هست بيشتر معرفي خواهد كرد: معمار صاحب نام ايراني، بهروز پاكدامن.      

 

نگاهي به فعاليت هاي بهروز پاكدامن  

آقای بهروز پاکدامن یکی از سرشناس ترین معماران معاصر در ایران هستند و در حال حاضر مدیر عامل بخش طراحی شهری شهر تهران در موسسه معماری «مهرازان». در طی 25 سال فعالیت در موسسه «مهرازان» موفقیت های چشمگیر در طراحی و اجرای پروژه های طراحی و معماری شهر تهران داشتند. آقای بهروز پاکدامن در حدود 20 سال نیز تجربه ی تدریس در دانشگاه های ایران را داشته و همزمان مقالات و سخنرانی های فراوانی در کنفرانس ها و گردهمایی های دانشگاهی و سمینارهای مربوط به معماری شهری در داخل و خارج کشور داشتند.

دیگر اینکه آقای پاکدامن از یاران و همکاران قدیمی و همیشگی انتشارات روشنگران و مطالعات زنان بوده و نقش مهمی در ارزشمندتر کردن مجموعه ی کتاب تهران برعهده داشته اند که مدت ها بعنوان مجموعه ی منحصربه فردی درباره ی تهران امروز و تهران قدیم بوده است. ازجمله مقاله ی «باغ قدمگاه» که در کتاب «باغ های تهران» است و از سوی موزه ی هنرهای معاصر ایران منتشر شده است.

معماری در تهران در دهه هفتاد

آقای بهروز پاکدامن از معدود معماران صاحب نام امروز ایران است که ضمن فعالیت های حرفه ای گسترده هرگز از علاقه ایشان به مقالات فرهنگی کاسته نشده. هرچند این علایق حول و حوش مسایل مربوط به معماری و معماری شهری و شهرسازی که تخصص خاص ایشان است دور میزند اما همه ی این مقالات هم در جهت اطلاعات عمومی خواننده و هم برای دانش پژوهان رشته معماری بسیار آموزنده و کاربردی است.

در ساختار کار مجله ی «نگاهی به گرایش های معماری در ایران» و سه معمار ایرانی پیشگام مدرنیته-کتاب تهران- جلد اول

«وارطان هوانسیان» معمار ایرانی در آغاز معماری مدرن شهر تهران یادداشت هایی درباره طراحی شهرهای جدید در جهان، مجله ی «آبادی» (شماره های 8 و9)

خانه و کم درآمدها، مرکز تحقیق درباره خانه سازی،‌ نقشه کشی و برنامه ریزی شهری- وزارت مسکن و شهرسازی

مقالات متنوع درباره معماری- طراحی شهری و مجله معماری

درباره طراحی شهرسازی در ایران – عرضه شده در بخش برنامه

و ده ها مقاله و سخنرانی دیگر در نشریات دانشگاهی، داخلی و خارجی نظیر مقالات تحقیقی درمورد آغاز معماری مدرن در تهران عرضه شده در خانه هنرمندان  



تاریخ ثبت : ۱۳۹۳/۰۶/۱۱
  یادمان «سیمین بهبهانی» در دفتر انتشارات روشنگران   

 انتشارات روشنگران و مطالعات زنان با همکاری کانون شهروندی زنان روز سه شنبه 11 شهریورماه مراسم یادبودی برای بانوی شاعر معاصر ایران ترتیب داده است.

این مراسم ساعت 5 در دفتر روشنگران آغاز خواهد شد.

آدرس: یوسف آباد، میدان فرهنگ، خیابان 33، نبش خیابان آماج، پلاک 21، طبقه همکف



تاریخ ثبت : ۱۳۹۳/۰۶/۰۸
  «محمد رحمانیان» در مراسم رونمایی آثار روشنگران از «بهرام بیضایی» می گوید...   
 
سایت روشنگران: انتشارات روشنگران و مطالعات زنان در روز یکشنبه 16 شهریورماه ساعت 16 طی برنامه ای در فرهنگسرای نیاوران از 6 کتاب خود رونمایی خواهد کرد.
 
 
«سایه های نور» (همایون عالمی)، «هیس...دخترها فریاد نمی زنند» (پوران درخشنده)، «اگر بودی میگفتی» (عصمت عباسی)، «چهلم»، «روایت حوا و خوشه گندم» و «آمدن، ماندن، رفتن» (سپیده محمدیان)، عناوین آثاری است که قرار است در این مراسم رونمایی شوند.
 
معرفی این آثار را بهروز پاکدامن، علیرضا مجابی، علیرضا محمودی ایرانمهر و محمدرضا مرزوقی برعهده دارند.  
 
این برنامه طبق معمول نشست های روشنگران با نمایشنامه خوانیِ یکی از آثار بهرام بیضایی همراه خواهد شد.
نمایشنامه خوانی از «افرا» توسط گروه هادی سروری (ندا روشنایی، مریم امینی، هادی سروری،مینا محب زاده، الهام یگانی، حمیدرضا لازمی، امیر تیموری و سعید میرآفتاب) اجرا می شود.  
 
گفتنی است محمد رحمانیان؛ نویسنده و کارگردان تئاتر در این برنامه در ارتباط با بهرام بیضایی و آثارش صحبت خواهد کرد.
 
از علاقمندانی که مایلند در این نشست حضور داشته باشند خواهشمندیم برای اطلاع از جزئیات بیشتر، پیگیر اخباری که در روزهای آینده در سایت انتشارات روشنگران منتشر می شود، باشند.  


تاریخ ثبت : ۱۳۹۳/۰۶/۰۷
  شهلا لاهیجی: سیمین عزیز! به سوگت نمی نشینم...   
 نوشته بود:
تقدیم به عزیز دلم شهلا
در صفحه ی اول کتاب مجموعه آثارش نوشته بود.
 
خدای من، روزم با شنیدن خبر مرگ او آغاز شد. دوست عزیزی که این خبر را داد دیگر برایم عزیز نبود. مثل جغد شب ناله کنان و گریان پای تلفن گفت سیمین مرد. گفتم زبانت را گاز بگیر! او هیچوقت نمی میرد!
 
دلم نمیخواست این روزها از حالش پرس و جو کنم. می دانستم خبرها همه بد است. نمیخواستم بشنوم، نمی خواستم ببینم او را در بستر مرگ زیر ماسک اکسیژن و نوار ضربان قلب نگار که هر دم می خواهد از تپش بازایستد. آیا می شود؟ آیا می شود قلب ایران از تپش بازایستد نه ممکن نیست!
نمی شود او با مردم و در دل مردم می تپد. او خود مردم است و مردم همه خود او.
 
 کِی او را شناختم؟ خیلی دور، آن دور دورها فقط سیزده چهارده سالم بود. در جشن مدرسه شعر «هوو» ی او را خواندم و اشک همه را درآوردم.
 
شب نخفت و تا سحر بیدار ماند                نفرتی ذرات جانش را جوید
کینه ای چون سیلی از سرب مذاب           در عروق دردمند او دوید
همچو ماری چابک و پیچان و نرم              نیمه شب بیرون خزید از بسترش
سوی بالین زنی آمد که بود                   خفته در آغوش گرم همسرش  
 
من با شعرهای سیمین بزرگ شدم. با سیمین نوجوانی کردم، آن حس و جوشش توان کُش بلوغ را جوانی را که قلب را همراه جان به چنان کوبشی می اندازد که انگار می خواهد از گلویت بیرون بیاید. با او عشق را شناختم، اندوه را شناختم، زن را شناختم، اندوه زن بودن و قدرت زنانه را.
 
با او وطن را دوباره ساختم، با او پوتین های فرزند شهید را به گردن آویختم، با او آموختم که حتی دشمن را دوست بدارم و آنکه بر من جفا کرده است را ببخشم. او را هم زنی، مادری چون من زاده و می داند که در آغاز ظلم را نمی شناخت، خشونت را نمی شناخت. با او صبر شتر، سکوت دوستان و رهروان ، خشم زنان و مردان ، ضربه ی باتوم بر پشت و کمر راه فردا، صلح، مهربانی، فروتنی و از همه بالاتر و والاتر با او استواری و پایداری را آموختم.
 
این اوست والا و بالا بر فراز قله ی بلند شعر این سرزمینِ شعر و شاعران. او هرگز به خاک سپرده نمی شود و زنده و جاویدانجان و روانش با جان ما می آمیزد. در قلب ما می نشیند، با خون ما عجین می شود و پس از ما با آنها که در آینده می آیند در می آمیزد و اینگونه جاویدان می شود.
سیمین به هیچ گوری به هیچ خاکی سپرده نمی شود چون او در رگ و پی ملتی است؛ ملتی و مردمانی که هزاران سال دیگر هم که بگذرد از دل خاک گور مردمان این نوا برمی خیزد :
دوباره می سازمت وطن...دوباره می سازمت وطن...دوباره می سازمت و...


تاریخ ثبت : ۱۳۹۳/۰۵/۲۹
  «زنی معدل گردآفرید و تهمینه» تازه ترین شعر سعید سلطانی طارمی  

سعید سلطانی طارمی: نکته ای که ناگزیر از توضیح آن هستم این است که شعر« زنی معدل گردآفرید و تهمینه» ظاهرا شکل قصیده ی کلاسیک دارد ولی مطالب و شیوه ی طرح آنها در زبان فارسی سابقه ندارد. این شعر تلاش می کند به جامعه ی مردسالار بگوید این  زنی که امروز او را به هزار بهانه متهم  و تحقیر می کند همان زنی است  که  از دالانهای مقدس دین و اساطیر گذشته و در جریان تاریخ تمام احتمالات زندگی پر بلا در این فلات را از فاحشه گی تا کنیزی و حماسه آفرینی گردآفریدوار را تجربه کرده است با تمام بلاهایی که به سر او آمده در واقع او مادر تمام داشته های تمدن ایرانی است. عاشقانه های سعدی، عارفانه های مولوی، فلسفه ی بوعلی، حماسه ی فردوسی شهرها و مراکز مهم تمدن ایرانی از دامن او نشات گرفته و در آغوش او بالیده است . امیدوارم به بیان این  مهم موفق شده باشم.      
 
 
زنی معدل گردآفرید و تهمینه (قصیده‌ی الفیه)

    خیال‌بافتر از واقعیت ما بود
زنی که با همه، اما همیشه تنها بود

میان آینه ها می‌نشست و می‌خندید
چه خنده‌ای که دلش عین گریه‌ی ما بود

شبانه همسفر ماه در خیابان ها
سحر سپیده صفت بکر و پاک و برنا بود

در این حراجی پر زرق و برق دیوانه
همان الهه‌ی بازار و بیع و کالا بود

چو آفتاب مه اندود روز بارانی
میان گمشدگی‌های خویش پیدا بود

چو درد مشترک ازدحام و خلوت محض
سکوت داشت سکوتی که ناشکیبا بود

چو آب در رگ این شهر گنگ می لغزید
چو باد در سر آن در هرا و هُرّا بود

هزار سالپس پرده برده‌بودندش
هزار سال ز هر روزنی هویدا بود

اسیر ناز و ادای دو چشم آزادی
کنار پنجره‌ی عصر خویش تنها بود

نمی‌نشست ز پا انتظار دیرینش
که در تمامافق ها غبار برپا بود

دلش هوایی مردی صریح و صاعقه‌وار
سرش در آرزوی خوابگاه عیسی بود

نسیم بود و به ما می‌وزید شام و سحر
شراب بود و سیه مستیشما را بود

زنی خراب تر از اصفهان و نیشابور
پس از تجاوز غول مغول و غلجا بود

به کومه‌های نیین نیز ره ندادنش
زنی که مادر بلخ و بم و بخارا بود

هزار بار به تاراج برده‌بودندش
هزار سال به تاراج رفته، برجا بود

زنی شریف‌تر از شوش داریوش بزرگ
زنی که شاعر آیات یشت و یسنا بود

زنی که فروَهرش دختری‌ست آبستن
شراب پیرمغان، آتش اهورابود

زنی که از بن ریواس می‌دمید بهار
همان تولد خورشید صبح یلدا بود

زنی تلاقی ایمان و کفر، دانش و جهل
زنی که شک و یقین بود و شرح و ایما بود

میان شعله‌ی مست کتابها می‌سوخت
زنی که پرسش و برهان پورسینا بود

همان که عطر تنش در تخیل عطار
چراغ هادی هدهد به قاف والا بود
 
زنی که، نه. زنی از جنس خاک و خاکستر
زنی که آتش و ققنوس و موت و احیا بود

زنی که پهلوی خونین نازنینانش
نشان سرخی خورشید صبح فردا بود

زنی معدل گرد آفرید و تهمینه
زنی حماسه‌غزل، عین صبح دریا بود

ربوده بود دل از چشم مست زیبایی
زنی که آینه و صورت و تماشا بود

درون واژه چنان می‌نشست پنداری
که استعاره‌ی معنای ناز لیلا بود

زنی که چنگ به قانون رودکی می زد
زنی که فرخی از فر او فریبا بود

زنی که روی تنش جای دست سعدی داشت
زنی که مولوی از جان او شکوفا بود

زنی که خاطره اش جام جم به کی می داد
زنی که در غزل خواجه پیر دانا بود

زنی که در شب باغ و ایاغ فردوسی
منیژه بود و نماد هزار معنا بود

زنی تجسد آمیزش بهشت و گناه
زنی که وسوسه‌ی طعم سیب حوا بود

شبی به دیدنم آمد خیالوار و خموش
شبی که پنجره‌ی بسته‌ی دلم وا بود

به پای پنجره نیلوفرانه می پیچید
گمان کنم زن پیچان شعر نیما بود 
 
خرداد 1393 ونداربن









             


تاریخ ثبت : ۱۳۹۳/۰۵/۲۷

سایت ساز سارا،هاست رایگان،دامنه رایگان