خبرنامه



جستجو کتاب

پیوند های محبوب
اعضای سایت

آدرس ایمیل



رمز عبور










عضو نیستید؟   عضویت در سایت
آمار سایت
بازدید امروز : 243
بازدید دیروز : 1415
بازدید ماه جاری : 30982
بازدید تا امروز : 968509
کاربران آنلاین : 5
  خرید تخفیف  

 خرید از سایت 25% تخفیف 

  بخوانید و بشنوید   


داستان های نویسندگان ایرانی را بخوانید ، بشنوید و به دوستانتان هدیه دهید




  کتاب های صوتی   

کتاب های صوتی " سلاخ خانه ی شماره 5 " ، " چهلم " و   " پسین شوم "   منتشر شد

  تازه های نشر  
سلاخ خانه شماره 5 ( کتاب و سی دی )

کورت ونه گات
ع. ا . بهرامی
25000 تومان

پسین شوم ( کتاب و سی دی )

محمدرضا مرزوقی
8000 تومان

چهلم ( کتاب و سی دی )

سپیده محمدیان
8000 تومان

  تازه ترین شعر سعید سلطانی طارمی  

انتشارات روشنگران و مطالعات زنان: سعید سلطانی طارمی تازه ترین شعر خود را برای سایت انتشارات روشنگران و مطالعات زنان فرستاده و ما نیز این اثر را برای اولین بار در سایت منتشر کردیم.


اگر در بیست‌سالگی تو را می‌دیدم
همه‌چیز فرق می‌کرد
نه داعش و القاعده ظهور می‌کردند
نه انجیرهای خاورمیانه به سرشان می‌زد



به برگ‌های هر انجیری که دست می‌زنی
جیغ می‌کشد: من سروم
من سروم.
پس ما با چی خودمان را بپوشانیم؟


وقتی انجیرها روان‌گردان مصرف می‌کنند
وقتی تذروها
سرو را از انجیر بازنمی‌شناسند
وقتی کلاغ‌ها
توی آینه شکلک درمی‌آورند
و تکرار می‌کنند:
تا حالا ابر به این زیبایی دیدی؟
یعنی اوضاع عالی‌ست
یعنی بالاخره دنیا آرام خواهد شد
حالا با روان‌گردان
داعش
یا آن آدمیرال در حال ظهور.


اگر در بیست‌سالگی تو را می‌دیدم
همه‌چیز فرق می‌کرد
نه به سوسیالیست‌ها اعتماد می‌کردم
نه به لیبرال‌ها
چون تو را داشتم
که اندازه‌های راست و چپت برابر است
و همه‌ی آینه‌ها با تعجب تکرار می‌کنند:
این‌که نمی‌شود
راست باید همیشه از چپ کلفت‌تر باشد.


اگر در بیست‌سالگی تو را داشتم
همه‌چیز فرق می‌کرد
چون تو را داشتم.


تاریخ ثبت : ۱۳۹۴/۰۱/۱۸
  پیشنهاد نوروزی محمدرضا مرزوقی: کتاب «شناس»  
 
سایت روشنگران و مطالعات زنان: به روال سالهای گذشته صفحه‌ای را با عنوان «پیشنهاد نوروزی» اختصاص داده‌ایم به مولفان و مترجمان تا هر کدام برای ایام نوروزِ شما مخاطبان و دوستداران ِآثار نشر روشنگران به انتخاب اثری را برگزینند تا بعنوان پیشنهادی برای مطالعه‌ی نوروزی شما باشد.


پیشنهاد نوروزی محمدرضا مرزوقی: کتاب «شناس»

زرین، دختری بی نام و نشان و ناشناس است که روزی توسط «اوسا تقی» به کارگاه قالی‌بافی آورده شده. راوی داستان زنی است که مسوول و بالاسر دختران قالیباف است. زرین که احوالاتش عجیب است و گاهی مات به نقطه­ای خیره می­شود و باعث اعجاب دیگر دختران قالیباف‌خانه است، دستش هم کج است و گاه خامه­ای چیزی زیر لباسش گرفته و کش می­رود. یکی از دخترها راپورتش را به مسوول کارگاه می­دهد و وقتی برای وارسی بدنی او می آید متوجه می­شود دخترک باردار است و شکمش لااقل پنج ماهه است. هر کاری می­کنند از زیر زبانش بکشند که بچه از کیست فقط خل و چل بازی در می­آورد و چیزی بیش­تر از حرص و عصبانیت نصیب دیگران نمی­کند. مصیبت به کارگاه قالی­بافی آمده و حالا در فکر هستند یک جوری از شر این تخم حرام خلاص شوند. چیزی به خورد زرین می­دهند بلکه با عق‌زدن، بچه جاکن شود و بیفتد. تاثیری نمی­کند و دخترک بچه را به دنیا می­آورد. داستان با پایانی محتوم به انتها می­رسد. مردمی که به حیاط قالی­بافی ریخته­اند می­شنوند که بچه تازه به دنیا آمده حرف می­زند. شایعه دهان به دهان می­چرخد. اما نمیدانیم چگونه در سطری دیگر همان کودک تکه‌تکه شده و یکی از زن­ها جنین تکه‌تکه را لای پارچه گذاشته می­برد خاک کند.
با این پایان داستان میتوانست تنه به رئالیسم جادویی ریشه‌دار در اعتقادات و خرافات محلی بزند اما با تغییر آن کمی از هدف دور شده. با وجود این داستانی است پر آب چشم درباره فقر و بی‌کسی آدم­هایی که میان زمین و آسمان یک ستاره ته جیب خود ندارند و از ابتدا ناف­شان را انگاری با بی‌کسی بریده اند. تنهایی این دختر هرچند در میان روایت منسجم اما شاخه به شاخه راوی کمی کم‌رنگ به نظر می­رسد ولی مانع اراین نمی­شود که با نزدیکی به او خود را همذات او تصور نکرد. هر چند می­شد تنهایی­های زرین را بهتر ساخت و پرداخت. خصوصا که گهگاه این­طور به نظر می­رسد زرین برای پنهان ساختن حقایقی است که این­طور خود را به خل بودن زده است.

داستان­های دیگر مجموعه «شناس» هم هر کدام به نوعی درباره مسائل و مشکلاتی است که زنان در جوامع بسته روستایی یا شهرهای کوچک با آنها درگیر هستند. دختری که به دلیل نقص جسمی­اش در اثر سوختگی، مورد تمسخر دیگر خواهر و برادرانش است و در نهایت به عقد مردی کور در می­آید که عیب او را نمی­بیند و در عین حال مانع از ترشیدگی و بی سر و سامانی او می­شود. بسته بودن و تنگنای انتخابی که دختر به دلیل نقصی در بدنش (نقصی که هیچ تقصیری در آن نداشته) گرفتار آن است چنان همذات پنداری مخاطب را درگیر خود میکند که می­اندیشی مهم نیست زن باشد یا مرد، هر کس به تناسب شرایطش وقتی گرفتار چنین معضلی می­شود موقعیت غم‌انگیزی پیدا می­کند.

البته گاهی این همدردی صورتی از خیالات نه چندان با اهمیت به خود می­­گیرد که میل جسمی و تنانه شخصیت­ها در آن­ها نمودی برجسته دارند. امیالی که البته اگر کمی با روانشناسی ساخته و پرداخته­تری به آن­ها اشاره شده بود اثر را از یک داستان صرفا جهت دار به سمت حقوق زن در خانواده، به اثری شاخص با شناسه­های روانی بدل می­کرد که می­شد در جدول بزرگ­تری از معضلات جامعه بشری قرارش داد و انسان­های بیش­تری را درگیر آن کرد. در داستان «سوغات»، حیات که تمام آرزویش خریدن لحاف و تشکی برای خودش و عزت، شوهرش، است وقتی سرانجام پولش را جمع می­کند و به هدفش می­رسد عزت با زنی صیغه­ای به خانه بر میگردد و شب را با زن تازه در آن تشک سر می­کنند و حیات از حرص دندان درد را بهانه می­کند و یک دندانش را سر این قضیه از دست می­دهد. هر چند این از دست دادن دندان کمی غیرقابل قبول در داستان به نظر می­رسد و دلیل و موجبیت مبرهن و محکمی برای آن وجود ندارد اما برای نشان دادن حرصی که زن شکست خورده می­خورد چندان ناکارآمد نبوده. زنی که سرانجام خانه را ترک کرده و راهی شهری غریب می­شود. مجموعه داستانی «شناس» را میتوان در دسته ادبیات روستایی قرارش داد اما گهگاه دغدغه­هایی کاملا شهری در برخی داستانها این موضوع را نقض میکند. اما مطمئنا به عنوان مجموعه داستانی درباره زنان قابل پذیرش است.  

 















































































تاریخ ثبت : ۱۳۹۳/۱۲/۲۳
  پیشنهاد نوروزی علیرضا مجابی: کتاب «عقده سیندرلا»  

 

سایت روشنگران و مطالعات زنان: به روال سالهای گذشته صفحه‌ای را با عنوان «پیشنهاد نوروزی» اختصاص داده‌ایم به مولفان و مترجمان تا هر کدام برای ایام نوروزِ شما مخاطبان و دوستداران ِآثار نشر روشنگران به انتخاب اثری را برگزینند تا بعنوان پیشنهادی برای مطالعه‌ی نوروزی شما باشد.  




پیشنهاد نوروزی علیرضا مجابی: کتاب «عقده سیندرلا»

کتاب «عقده سیندرلا» نوشته «کولت داولینگ» از عبارتی به همین نام برگرفته شده است و بر ترس‌های ناشناخته‌ی زنان از، قدرت برتر مردان در دستیابی به هویت و استقلال زنانه در رویارویی با مشکلات زندگی دلالت دارد. نمونه‌ی داستانی آن «جودی آبوت» در «بابا لنگ دراز» است، دختربچه‌ی بی‌سرپرستی که مورد حمایت مالی، فکری و تربیتی مردی پنهان در وجود «جودی آبوت» قرار می گیرد و الگوی سیندرلا شدن و نجات پیدا کردن از زیر بار مشکلات زندگی توسط آن قدرت برتر( قدرت مردانه ) را تداعی می کند. نکته‌ی مهم اثر ولی فرآیند سیندرلا شدن و تکیه کردن به دیگری، از لابلای آموزه‌هایی است که از همان دوران کودکی و به صورت غیر ارادی این تمایل را در زنان ایجاد می‌کند که به افراد دیگری وابسته باشند و از این طریق مورد حمایت قرار بگیرند، تا در امور مختلف زندگی اعم از هویت، معیشت و موفقیت، کمتر به ایده‌ها و مهارت‌های فردی خود اعتقاد پیدا کنند و جرات خطر و تجربه کردن این قبیل اعتقادات را داشته باشند. ترس از شکست و زیبا نبودن و ترک شدن و مسئولیت‌ناپذیر بودن و هزاران ترس و تهدید پنهاندیگر به صورت مداوم به اذهان زنان تزریق می شود، تا به شمایل عروسک بودن و لای پودر و پولک خوابیدن آن‌ها خدشه ای وارد نشود. (بهترین نمونه برای بیان اعتراض در این مورد، شعر عروسک کوکی فروغ فرخزاد است) و تلخ‌تر از هر چیز پذیرش این عروسک نازنازی از طرف زنان (در هر گونه وضعیت فکری و حتی استقلال مالی از طرف مردان) است که به بخش عمده و جدایی‌ناپذیر وجود آنان تبدیل شده، جلوی بروز ظرفیت و خلاقیت شخصی‌شان را می گیرد و مانع از تغییر در الگوهای پیش‌ساخته‌ی قدرت برتر می شود. در اصل ایجاد تعادل در بخش آنیما و آنیموس وجود زنان و بهره‌برداری از ضعف جسمی و فیزیکی زنانه در القاء هرگونه نابرابری و ترس و تشویش از عدم کفایت و موفقیت زنان در شکستن این نابرابری، فکر خودکفایی و ترقی اجتماعی را به کناری انداخته و تساوی کیفی حقوق زنان و مردان را به تاخیر می اندازد، به طوری که به نظر «اریش فروم» نویسنده‌ی کتاب «گریز از آزادی»، باعث تولید بی‌تفاوتی و گاه بیزاری از آزادی و تجربه‌گرایی انسان عصر نو می شود.

بنا بر این عقده‌ی قوی و تاریخی (عقده‌ی سیندرلا)، زنان همیشه باید در انتظار باشند، تا شاهزاده‌ای سوار بر اسب سفید (یکی از آهنگ‌های معروف ایرانی ساخته‌ی مهندس همایون خرم،... دیشب تو خواب وقت سحر، شهزاده‌ای زرین کمر ... نشسته بر اسب سپید ... می‌اومد از کوه و کمر ... می‌رفت و آتش به دلم می‌زد نگاهش!) از راه برسد و تمام موانع خوشبختی رویایی آنان را از سر راه بردارد و به آرزوهای دور و دراز و فانتزی ذهنی عروسک زنانه، جامه‌ی عمل بپوشاند. آثار و رمان‌های ادبی برجسته از تولستوی و فلوبر و داستایوفسکی گرفته تا مارکز و جویس و بورخس، مملو از داستان‌های تکان‌دهنده و موثر از تلاش زنان ناکام و اغلب شکست‌خورده و طرد شده‌ی اجتماعاتی است که قصد بر هم زدن وضعیت نابرابر موجود را داشته‌اند و عاقبت یا با خوردن سمی مهلک( مادام بوواری) و یا زیر چرخ‌های لکوموتیوی بیرحم(آناکارنینا)، با جهان هستی وداع کرده‌اند. چند سال قبل هم در ایران رمانی از خانم «فریده گلبو» منتشر شد، ( مادام سلما) که به چگونگی کاربرد سلاح زنانه برای به دام انداختن مردان قدرتمند و ثروتمند و استیفای حقوق مادی زن داستان تکیه داشت و از این راه جیب شاهزاده‌های اسب سوار و زرین کمر را خالی می کرد. ( راه حل ایرانی غلبه بر عقده ی سیندرلا!)

«عقده سیندرلا» با ترجمه «سلامت رنجبر» در 304 صفحه توسط انتشارات روشنگران به چاپ رسیده و مورد استقبال فراوان قرار گرفته است. خواندن این اثر جذاب و پرطرفدار را در تعطیلات نوروز به دوستان توصیه می‌کنم. سال خوبی پیش رو داشته باشید.  
 

تاریخ ثبت : ۱۳۹۳/۱۲/۲۲
  پیشنهاد نوروزی صدرالدین طاهری: کتاب «شناخت هویت زن ایرانی»  

سایت روشنگران و مطالعات زنان: به روال سالهای گذشته صفحه‌ای را با عنوان «پیشنهاد نوروزی» اختصاص داده‌ایم به مولفان و مترجمان تا هر کدام برای ایام نوروزِ شما مخاطبان و دوستداران ِآثار نشر روشنگران به انتخاب اثری را برگزینند تا بعنوان پیشنهادی برای مطالعه‌ی نوروزی شما باشد. 

 

 



پیشنهاد نوروزی صدرالدین طاهری: کتاب «شناخت هویت زن ایرانی»  

 
نشر کتاب «شناخت هویت زن ایرانی» به همت استادان گرامی بانو «شهلا لاهیجی» و بانو «مهرانگیز کار» در سال 1377 خورشیدی، گامی بزرگ در راه بازشناسی جایگاه زنان این دیار در گذر زمانه بود.
 
باستان‌شناسی در باب مکان و ارج زنان، راستگوتر است از تاریخ، و چه جای شگفتی که تاریخ را بیشتر مردان نوشته‌اند. اثر، باستانی اما خاموش است و از هیچ نژاد یا مذهب یا جنسیتی جانبداری نمی‌کند. لابلای بسیاری از برگ‌های تاریخ، زنان پوشیده‌روی و حُسن‌فروش و پرده‌نشین و مکراندیش تصویر شده‌اند تا عطش قدرت‌خواهی مردانه فرو بنشیند. موجودی که جز زیبایی‌اش متاعی در کف ندارد، و آن نیز وامدار قضاوت مردان است.
 
اشیاء باستانی اما سخنی دیگرگونه در دل دارند. به‌گواه این آثار، زن در ابتدای پا گرفتن جوامع بشری آغازگر معماری، سفال‌گری و بافندگی است که انسان را جایگاهی فراتر از جانوران می‌بخشد. در فرهنگ‌های درخشانی چون تپه سراب، شهداد، شهرسوخته و شوش باستان، صنعت و تجارت را بانوان بنیان نهاده و رونق می‌بخشند. و امروز هم در میان قبایل بدوی، عشایر و روستانشینان، مرد هنوز تنها شکارگر است و گاه تمام حجم تولید این جوامع (از کشاورزی و دامپروری تا چادربافی و سفال‌گری) را زنان برعهده دارند.
 
باورهای کهنه را باید کنار نهاد. جهان اکنون نیمی از وزن کار را بر دوش زنان نهاده، و ناچار است همسانی نیروها، استعدادها و حقوق آنان را با مردان بپذیرد.
 
امید که کتاب‌های «نشر روشنگران و مطالعات زنان» را بانوان بیشتری در ایران بخوانند و به بیهودگی هر پنداری که آنان را به ‌سبب ساختار اندیشه و اندامشان جنس دوم می‌خواند پی ببرند. و مردان بیشتری بخوانند و بر بنیان هر گفتاری که آنان را توانمندتر و سازنده‌تر می‌انگارد شک کنند.    


تاریخ ثبت : ۱۳۹۳/۱۲/۱۹
  پیشنهاد نوروزی نوید سهامی: کتاب «سایه های نور»  


سایت روشنگران و مطالعات زنان: به روال سالهای گذشته صفحه‌ای را با عنوان «پیشنهاد نوروزی» اختصاص داده‌ایم به مولفان و مترجمان تا هر کدام برای ایام نوروزِ شما مخاطبان و دوستداران ِآثار نشر روشنگران به انتخاب اثری را برگزینند تا بعنوان پیشنهادی برای مطالعه‌ی نوروزی شما باشد.


پیشنهاد نوروزی نوید سهامی: کتاب «سایه‌های نور»  

نوروز برای ما ایرانی‌ها شکلی از باز-آغاز است که در آن همواره دوست داشته‌ایم زندگی را دوباره تعریف و شروع کنیم. حتی خیال یک شروع مجدد هم، همواره امیدبخش بوده است. برای همین هم به صورت سنتی نوروز برای ما با یاد اهل قبور شروع شده و با تماس و بازدید با دوست و فامیل ادامه می‌یابد.

در چنین فضایی من به شما پیشنهاد میکنم که با خواندن کتابی که تاریخ صرف و شعار تاریخی نیست ولی تاریخ زندگی ما ایرانی‌ها را نرم و شیرین روایت میکند، جنایی نیست ولی می‌کوشد تا ریشه‌های تحول ما و رسیدن به اینجایی که هستیم را در سیر تحول بناها و ساخته‌هایمان بکاود و سرانجام، داستان نیست و در عین حال داستانِ تلاش انسان ایرانی برای جستن روز و روزهایی نو بوده است را برای تعطیلات نوروز بخوانید. و این یعنی کتاب «سایه‌های نور» (سیر تحول زیبایی در معماری ایران) نوشته «همایون عالمی»، که اگر سنت خانه‌تکانی را به خودتکانی و خودشناسی برنکشانیم باید حق دهیم به نویسنده‌ی کتاب که بگوید: «ایرانی امروزی موجودیست بریده از ریشه‌های تاریخی و اعتقادات سیاسی و دینی خود و در حال غرق شدن در ظواهر مدنیت امروزی!»
نوروزتان به تمامی، نو باد! 




تاریخ ثبت : ۱۳۹۳/۱۲/۱۹

سایت ساز سارا،هاست رایگان،دامنه رایگان