نگاهی به رمان <خیلی خوشبختم خانوم صادقی> نوشته علیرضا مجابی
روزنامه کارگزاران مورخه 2/5/1386
آن جرقه سلینجری
بار اول که کتاب <خیلی خوشبختم خانوم صادقی> را دستم گرفتم، با دیدن نام سلینجر و هولدن کالفیلد در همان صفحه اول- البته قبل از آغاز رمان- و نیز با خواندن پاراگراف اول، احساس کردم با داستانی طرف هستم که همان کارکردها و اوج و فرودهای <ناتور دشت> را داراست و من باید خود را برای سفر به دوردستهای وجود خودم آماده کنم.